سناطب سناطب .

سناطب

اناتومي

نمرات انا تومي رو دادن

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۴۷ توسط:سنا موضوع:

تصاويري از عشق كه ميليون‌ها نفر با آن گريه كردند . . .

گفته شده است كه عكس اين دو پرنده در كشور اكراين گرفته شده است. ميليون ها

نفر در كشور آمريكا و اروپا با ديدن اين عكس‌ها گريه كرد‌ه‌اند. عكاس اين عكس‌ها

آنها را به بالاترين قيمت ممكن به روزنامه‌هاي فرانسه فروخته است و تمام نسخه‌هاي

روزنامه در روز انتشار اين عكس بطوركامل فروخته شده است.

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۴۶ توسط:سنا موضوع:

عيد نيمه شعبان بر همه شما مبارك باد . . .

بسم الله الرحمن الرحيم



اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن



خدايا، ولىّ‏ ات حضرت حجّه بن الحسن


صَلَواتُكَ علَيهِ و عَلي آبائِهِ فِي


كه درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد


هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِي كُلِّ سَاعَهٍ


در اين لحظه و در تمام لحظات


وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ


سرپرست و نگاهدار و راهبر و يارى گر


دَلِيلًا وَ عَيْناًحَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ


و راهنما و ديدبان باش، تا او را به صورتى


طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا"


كه خوشايند اوست ساكن زمين گردانيده،



و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى
     الهم عجل الوليك الفرج    



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۴۵ توسط:سنا موضوع:

درك عظمت عشق




در جزيره اي زيبا تمام حواس زندگي مي كردند: شادي، غم، غرور، عشق و… روزي خبر رسيد

كه به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت. همه ساكنين جزيره قايقهايشان را آماده و جزيره راترك

كردند ،اما عشق مي خواست تا آخرين لحظه بماند، چون او عاشق جزيره بود. وقتي جزيره به

زير آب رفت عشق از ثروت كه قايقي باشكوه داشت كمك خواست وگفت: آيا ميتوانم با تو

همسفر شوم ثروت گفت: نه من مقدارزيادي طلا و نقره دارم وجايي براي تو ندارم. عشق از

غرور كه با يك كرجي زيبا راهي مكاني امن بود كمك خواست.غرور گفت: نه چون تمام بدنت

خيس وكثيف شده وقايق زيباي مرا كثيف خواهي كرد. غم در نزديكي عشق بود پس عشق به

 او گفت: اجازه بده كه با تو بيايم غم با صدايي حزن آلود گفت: اه من خيلي ناراحتم و احتياج

دارم تنها باشم. عشق سراغ شادي رفت و او را صدا زد اما انقدر غرق شادي وهيجان بود كه

حتي صداي عشق را نشنيد. آب هر لحظه بالاتر مي آمد وعشق ديگر نا اميد شد كه ناگهان

صدايي سالخورده گفت: من تو را خواهم برد. عشق از خشحالي فراموش كرد اسم پيرمرد را

بپرسد و سريع سوار قايق شد. وقتي به خشكي رسيدند پيرمرد به راه خود ادامه داد وعشق

تازه فهميد كه چه قدر به گردن پيرمرد حق دارد. عشق نزد علم رفت وگفت: آن پيرمرد كه بود كه

 جان مرا نجات داد؟ علم پاسخ داد : زمان


عشق با تعجب پرسيد چرا زمان به من كمك كرد؟؟؟


علم لبخندي خردمندانه زد وگفت:


((زيرا تنها زمان قادر به درك عظمت عشق است))



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۴۴ توسط:سنا موضوع:

پايان

او....

عجب پاياني بود. دست آموزش و اساتيد و اون دستگاه جديد تصحيح اوراق درد نكنه. البته دست خودمون هم همچنين. دست آموزش به دليل برنامه ريزي بي عيب و نقصش! واقعا اين ترم واسه هممون ثابت شد كه آموزش بي نظيري داريم. ثابت شد كه حتي رايانه هم نمي تونه مثل اونا برنامه كلاس ها رو بريزه. بالاخره هر عنايتي را شكريست؛ بايد به طريقي از زحمات اين عزيزان تشكر مي كرديم. اميدوارم هميشه سايه شان بالاي سرمان باشد.

از اساتيد هم يادي شد. اين معلمان هم بي نهايت تلاش كردند. به ويژه در امر ارائه مطلب كه بسيار كوشا و بي دريغ بودند! هر چقدر هم كه ما نمي خونديم، در عوضش اساتيد زحمت بيشتري را تقبل مي كردند و سعي شان را در به كار بردن روش هاي آموزشي متفاوت دو چندان مي كردند تا ما پزشكان خوبي براي مردم سرزمينمون از آب در بيايم. بالاخره مطالب مفهومي بودند و اساتيد هر چه مي كردند، نمي توانستند بي تفاوت از كنار اين موضوع رد شوند. دستيان خوش بي!!

مي رسيم به دوست جديدمون كه در همون ابتداي اومدنش، مرام و معرفتش رو به همه نشون داد؛ دستگاه تصحيح اوراق. هر چه در وصف اين رفيق بگم، كم گفتم. واقعا عجب تصحيحي! اگه واژه كم نظير رو به كار ببرم، بي انصافي كردم. فقط واژه بي نظيره كه شايسته وجنات ايشونه. اين دوست گرامي يه خصيصه بارز و جالب داشت؛ اين كه مي تونست اسم ها رو هم بخونه! البته گويا اسامي بعضي ها رو اول نديده بود، بعدا كه بيشتر دقت كرده بود، با طلب پوزش و عذرخواهي فراوان، نمره واقعيشون رو برگردونده بود. بالا خره 4 واحد كم نيست كه....

اما به قول بيت معروف: « ............. نمي دونم چي!!!            خود شكن آيينه شكستن خطاست ». بله ديگه..! خودمون هم كه هيچي ديگه؛ اين ترم از بس نخونديم، كم كم داره شوريش در مياد. البته خيلي كاراي ديگه كرديم و خيلي چيزا ياد گرفتيم و شايد بشه گفت كه ارزشش رو داشت؛ ولي به هر حال حسرت يه خرده درس خوندن به دلمون موند.

هر چي كه بود، مثل هميشه، اين نيز بگذشت. اميدوارم تعطيلات بدون تعطيلي رو داشته باشين.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۴۳ توسط:سنا موضوع:

بدترين لحظه زندگي يك چترباز !

خداوند رحمت كند ۷ كه نه ۷۰ نسل آبا و اجدادش را     !

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۴۲ توسط:سنا موضوع:

بالاخره تموم شد . . .

با عرض سلام و و قت بخير و يه خسته نباشيد از بابت امتحانات .

يه جورايي ميشه گفت كه يه خدا حافظي   كوتاه مدته ! :

آره بچه ها اين ترم هم تموم شد با همه ي شيريني و حادثه هايي كه داشت !

انشا الله ترم بعدي كه ترم ۳ باشه رو با يه انرژي خاص و غير قابل وصف شروع كنيم   !

زياد وقتتون رو نگيرم , راستي اميد وارم بتونم تو اين تابستون مطالبي كه در حد شما عزيزان و اين وبلاگ باشه رو تهيه كنم  .

 

 مواظب خوبي هاتون باشين  

 

هميشه موفق و سربلند , ايشا الله

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۴۱ توسط:سنا موضوع:

Boy VS Girl

گفتگوي دو دختر پاي تلفن: سلام عشقم ، قربونت برم. چطوري عسل؟ .... فدات شم...ديرتر مياي? اصلا عيبي نداره, باشه منتظرم , مي بينمت خوشگلم , مي بوسمت, بوس بوس ...

 گفتگوي دو پسر پاي تلفن: بنال! بوزينه مگه نگفتي ساعت چهار مياي؟ د گمشو راه بيفت ديگه, كثافت خفه خفه ...

 

   VS 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۴۰ توسط:سنا موضوع:

10 معجزه باور نكردني از دنياي پزشكي + تصاوير

10 معجزه باور نكردني از دنياي پزشكي+تصاوير / www.irannaz.com
بدون شك يكي از معروفترين معجزات پزشكي كه به دانشجويان نورولوژي گفته مي شود داستان Phineas Gage است. در سال ۱۸۴۸ او به عنوان سر كارگر گروهي كه مشغول آماده كردن يك ريل جديد بودند در حال فعاليت بود كه يك انفجار باعث شد ميله آهني به بلندي ۳ فوت و ۷ اينچ در سر او فرو برود. ميله از ميان گونه هاي او وارد شده و از قسمت فوقاني سر او خارج شده بود.( گروه ايران ويج ) به نحو معجزه آسايي، دكترها موفق شدند ميله را خارج كرده و Gage را نجات دهند هر چند متاسفانه آشكارا شخصيت او تغيير كرد و يازده سال بعد در حالي كه از تشنج هاي شديدي رنج مي برد فوت كرد
از يك ميله فلزي در سينش جان سالم به در برد   10 معجزه باور نكردني از دنياي پزشكي+تصاوير / www.irannaz.com
نفر بعدي Supratim Dota جوان بيست و دو ساله اي است كه در حالي كه ميله فلزي به طول ۵ فوت و ضخامت ۲ اينچ در ناحيه تحتاني قفسه سينه او فرو رفته بود توانست زنده بماند! اين اتفاق موقعي رخ داد كه راننده ،كنترل ماشيني كه اين جوان از شانس بد خود در آن بوده را از دست داده و به يك مانع برخورد كرده بود. خوشبختانه، ميله، ارگانهاي حساس و مهم را رد كرده بود و جراحان توانستند آن را خارج كنند. Supratim دو هفته بعد در حالي كه سلامتي خود را بدست آورده بود، از بيمارستان مرخص شد.
الكترودها زندگي اش را بعد از ۶ سال تغيير دادند!   10 معجزه باور نكردني از دنياي پزشكي+تصاوير / www.irannaz.com
مردي كه تحت يك حمله شديد قرار گرفته بود و براي نزديك به شش سال يك زندگي گياهي را تجربه مي كرد به طرز باور نكردني بعد از اينكه پزشكان الكترودها را در مغز او قرار دادند، تغيير كرد. فردي كه حتي قادر به بلعيدن نبود ناگهان توانست صحبت كند، بدون كمك غذا بخورد و با خانواده اش ارتباط برقرار كند. اين پيشرفت بعد از قرار دادن الكترود ها حاصل شد. براي اين كه او سيكل طبيعي خواب را تجربه كند، پزشكان مجبور بودند الكترود هاي او را هر ۱۲ ساعت خاموش و روشن كنند. از اين الكترو دها براي تحريك تالاموس كه يك منطقه مهم درون مغز است استفاده مي كردند. اين فرم از تحريك براي بيماران پاركينسوني استفاده مي شد اما قبل از آن براي مريضي با اين مشخصات استفاده نشده بود.
علي رغم گشادي رگهاي مغزش زنده ماند!   10 معجزه باور نكردني از دنياي پزشكي+تصاوير / www.irannaz.com
نفر چهارم دختر ناز ۱۷ ماهه اي به نام Ella-Grace است كه پزشكان متوجه شدند يك ناهنجاري ناشايع در رگهاي مغز او به نام مالفورماسيون وريد گالن وجود دارد كه باعث افزايش فشار در وريد گالن شده كه به نوبه خود باعث آنوريسم و گشاد شدن اين وريد مي شود. در Ella، فشار زياد باعث شده بود كه خون از رگهاي مغز او خارج شده و به مغز نفوذ كند كه اين مساله حيات او را تهديد مي كرد. اين ناهنجاري ناشايع بوده و باعث شد نوزاد براي معالجه ابتدا به فرانسه و سپس به آمريكا برده شود و تحت يك عمل جراحي قرار بگيرد كه در آن عمل سوراخهاي ريز رگهاي مغز او بوسيله يك نوع چسب بسيار قوي طبي پوشانده شد. علي رغم اينكه او نيازمند جراحي هاي بيشتري در آينده است پزشكان مي گويند او قادر است زندگي طولاني و سالمي را تجربه كند.
با داشتن ۴ دست و پا از جراحي جان سالم به در برد   10 معجزه باور نكردني از دنياي پزشكي+تصاوير / www.irannaz.com
هنگامي كه دختري با چهار دست و چهار پا در يكي از روستاهاي هند به دنيا آمد به نظر اهالي روستا هديه اي از طرف خداوند به نظر مي رسيد و براي همين اسم او را Lakshmi ( كه اشاره اي به خداي سلامتي چهار دست هندوها دارد ) گذاشتند. پزشكان كشف كردند كه Lakshmi در حقيقت يك قل ديگر هم داشته كه نتوانسته به طور كامل رشد كند و براي همين به او متصل شده است.( گروه ايران ويج ) تيمي از دكترها دور هم جمع شده و طي يك عمل جراحي طاقت فرساي بيست و هفت ساعته، اندامها، كليه و نخاع قل ديگر را جدا كردند. سپس پزشكان دستگاه تناسلي و مثانه را بازسازي كردند. لاكشمي تنها سه ماه بعد از اين عمل جراحي سنگين توانست به كمك عصا حركت كند.
راه رفتن مرد نيمه   10 معجزه باور نكردني از دنياي پزشكي+تصاوير / www.irannaz.com
بدن Peng Shulin به وسيله تصادف با كاميون تقريبا به دو نيم تقسيم شد. ۲۰ متخصص پزشكي در قالب يك تيم، موفق شدند جان او را نجات بدهند. متاسفانه، همان جور كه انتظار مي رفت پنگ وابسته به تخت شد و قدرت حركت نداشت. در اين هنگام دكتراني از موسسه تحقيقاتي توانبخشي در چين براي به دست آوردن قدرت حركتي او دست به كار شدند.آنها وسيله اي را طراحي كردند كه شكلي شبيه فنجان تخم مرغ داشت كه دو پاي مصنوعي نيز به آن متصل شده و باعث مي شد كه پنگ بتواند راه برود.
اولين زايمان در ۷۰ سالگي!   10 معجزه باور نكردني از دنياي پزشكي+تصاوير / www.irannaz.com
داستان بعدي، داستان يك زوج هندي است. Rajo Devi و همسرش Bala Ram پنجاه سال قبل از اينكه Devi در هفتاد سالگي ( بله، هفتاد سالگي ) صاحب اولين فرزند خود بشود با هم ازدواج كرده بودند. اين زوج كه براي دهه ها با ناباروري در ستيز بودند، سرانجام تصميم گرفتند از باروري آزمايشگاهي و تكنيكي موسوم به تزريق داخل سيتوپلاسم اسپرم كه باعث مي شود تخمك بوسيله اسپرمي كه كيفيت خوبي ندارد بارور شود، استفاده كنند. در حال حاضر بچه و مادر هر دو سالم هستند و دِوي به عنوان پيرترين مادري شناخته مي شود كه صاحب فرزند شده است.
معجزه در مغناطيس   10 معجزه باور نكردني از دنياي پزشكي+تصاوير / www.irannaz.com
اين معجزه، تا حدود زيادي مشابه معجزه سوم مقاله ماست! تصادف ماشين، Josh Villa را براي سه سال به يك زندگي گياهي فرو برد تا زماني كه او بوسيله روش TMS كه مخفف Transcranial Magnetic Stimulation است، توانست از كما خارج شود. در اين روش مغز به واسطه سيم هاي الكترومغناطيسي كه بر روي جمجمه فرد قرار داده مي شود، تحريك مي شود. قبل از اين، پزشكان براي درمان افسردگي، پاركينسون، سكته و ميگرن از اين روش استفاده مي كردند. مغناطيس، امواجي را براي بخشي از مغز ( كه وظيفه فرستادن سيگنال بيدار باش براي بقيه مغز را به عهده دارد ) ارسال مي كند. ويلا بعد از پانزده جلسه درماني با اين روش به هوش آمد. متاسفانه بعد از سي جلسه، به دلايل نامعلومي روند درمان متوقف و ويلا پسرفت كرد. اگر چه بعد از آن او به روند عادي خود بازنگشت، اما با اين وجود قادر است ارتباط برقرار كرده و حتي احساسات خود را بيان كند.
علي رغم فرو رفتن كليد به چشمش بينياييش را بعد از ۳ ماه به دست آورد   10 معجزه باور نكردني از دنياي پزشكي+تصاوير / www.irannaz.com
مورد بعدي پسر ۱۷ ماهه اي است به نام Nicholas Holderman كه در حالي كه با دو برادر خود مشغول بازي كردن بود بعد از پرتاب شدن، با سر بر روي دسته اي از كليد ها فرود آمد. پدر و مادر او وحشت زده شدند هنگامي كه فهميدند كه يكي از دسته كليدها درون چشم او فرو رفته است و سريعا او را به اورژانس منتقل كردند. باورتان مي شود صاحب عكسي كه در بالا مي بينيد تنها ۶ روز در بيمارستان بوده و ۳ ماه بعد، بينايي خود را كامل به دست آورده!
با وجود چاقو در سرش جان سالم به در برد!   10 معجزه باور نكردني از دنياي پزشكي+تصاوير / www.irannaz.com
مورد آخر، شايد جالب ترين باشد! اگر يك چاقو در سر شما باشد، چه كارهايي را قادريد انجام بدهيد؟ Michael Hill چهل و يك ساله در حالي كه يك چاقوي ۸ اينچي در سرش فرو رفته بود، از خانه خارج شد،در خيابان قدم زد، به منزل دوستش رفت و توسط او به بيمارستان رسانده شد! چاقو توسط پزشكان از سر او خارج شد هر چند كه از تشنج و اختلال حافظه بعد از اين حادثه وحشتناك رنج مي برد.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۳۹ توسط:سنا موضوع:

فرق بين ايراني ها و آمريكايي ها . . .

فقط واسه خاطره اينه كه ميگم :

 زنده باد ايران و ايراني     !

 

 

داستان طنز زيبا كه نشان از كمال هوشمندي و ابتكار و خلاقيت و نبوغ هموطنان ايراني بخصوص در مورد استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي دارد،

سه نفر آمريكايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شركت در يك كنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريكايي هر كدام يك بليط خريدند، اما در كمال تعجب ديدند كه ايراني ها سه نفرشان يك بليط خريده اند. يكي از آمريكايي ها گفت: چطور است كه شما سه نفري با يك بليط مسافرت مي كنيد؟ يكي از ايراني ها گفت: صبر كن تا نشانت بدهيم.

همه سوار قطار شدند. آمريكايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يك توالت و در را روي خودشان قفل كردند. بعد، مامور كنترل قطار آمد و بليط ها را كنترل كرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يك بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه كرد و به راهش ادامه داد. آمريكايي ها كه اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند كه چقدر ابتكار هوشمندانه اي بوده است..

بعد از كنفرانس آمريكايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان كار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز كنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريكايي يك بليط خريدند، اما در كمال تعجب ديدند كه آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يكي از آمريكايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر كنيد؟ يكي از ايراني ها گفت: صبر كن تا نشانت بدهم.

سه آمريكايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريكايي رفتند توي يك توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريكايي ها و قطار حركت كرد. چند لحظه بعد از حركت قطار يكي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريكايي ها و گفت: بليط، لطفا!

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۳۸ توسط:سنا موضوع: