سناطب سناطب .

سناطب

آناتومي تنه

امتحان آناتومي تنه فردا ساعت ۱۲ برگزار  ميشه

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۳۷ توسط:سنا موضوع:

بيو عملي

سلام

خسته نباشين

۱- اونايي كه بيو عمليشون فرداست, فردا يه كم زودتر برن آزمايشگاه ( ۱۰ تا ۱۱ ) چون امتحان از ۱۰ تا نزديكاي دوازدهه متاسفانه دكتر دارابي با مسئولين آزمايشگاه هماهنگ نكرده بود كه امتحان تا يكه , اونا هم حدود 12 تموم كردن

۲- ساعت امتحان آناتومي تنه  فردا رو وبلاگ قرار داده ميشه



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۳۶ توسط:سنا موضوع:

بعد از 50 ثانيه از آغاز نماز چه اتفاقي ميافتد؟

كشف يك معجزه الهي توسط دانشمندان آمريكايي!

يك دانشمند آمريكايي به نام  "رامشاندرن"  در تحقيقي كه در مورد وضعيت بدن انسان هنگام نماز خواندن، با مجموعه‏ اي از پژوهشگران آمريكايي انجام داد، به فعاليت بيشتر مغز انسان و آرامش روحي هنگام نماز آگاه شد.

در اين تحقيق علمي، مشخص شدن اين وضعيت پس از 50 ثانيه از آغاز نماز ، آشكارمي‏شود.  براساس اين بررسي ، آمده است:

ميانگين ضربان قلب و احتمال لخته شدن خون به صورت مشترك در حين نماز بين20 الي 30 درصد كاهش مي‏ يابد و همچنين پوست بدن مقاومت بيشتري پيدا مي‏كند.

همچنين در عكس‏هايي كه از مغز در هنگام نماز گرفته شده است، فعاليت مغز نمازگزار به صورت قابل توجهي در مقايسه با حالت‏هاي عادي افزايش پيدا مي‏كند و نورون‏هاي عصبي به صورت نوراني در اشعه‏ هاي دريافتي از مغز به نمايش در مي‏آيد.

روزنامه "واشنگتن‏ پست"  در اين رابطه نوشت: اين تحقيقات علمي اسرار نهان مغز انسان را روشن مي‏كند. روزنامه  " ساينس" نيز با تقدير از اينگونه تحقيقات بر رابطه قطعي دين وعلم تاكيد كرد.




برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۳۶ توسط:سنا موضوع:

زني در فرودگاه

زني در فرودگاه

يك زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت كتابي خريداري كند. او يك بسته بيسكوئيت نيز خريد.

او برروي يك صندلي دسته‌دارنشست و در آرامش شروع به خواندن كتاب كرد. در كنار او يك بسته بيسكوئيت بود و مردي در كنارش نشسته بود و داشت روزنامه مي‌خواند .وقتي كه او نخستين بيسكوئيت را به دهان گذاشت، متوجه شد كه مرد هم يك بيسكوئيت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت. پيش خود فكر كرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شايد اشتباه كرده باشد.» ولي اين ماجرا تكرار شد. هر بار كه او يك بيسكوئيت برمي‌داشت ، آن مرد هم همين كار را مي‌كرد. اين كار او را حسابي عصباني كرده بود ولي نمي‌خواست واكنش نشان دهد. وقتي كه تنها يك بيسكوئيت باقي مانده بود، پيش خود فكر كرد: «حالا ببينم اين مرد بي‌ادب چكار خواهد كرد؟» مرد آخرين بيسكوئيت را نصف كرد و نصفش را خورد. اين ديگه خيلي پرروئي مي‌خواست! او حسابي عصباني شده بود.

در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام كرد كه زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن كتابش را بست، چيزهايش را جمع و جور كرد و با نگاه تندي كه به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت.

وقتي داخل هواپيما روي صندلي‌اش نشست، دستش را داخل ساكش كرد تا عينكش را داخل ساك قرار دهد و ناگهان با كمال تعجب ديد كه جعبه بيسكوئيتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده! خيلي شرمنده شد!! از خودش بدش آمد … يادش رفته بود كه بيسكوئيتي كه خريده بود را داخل ساكش گذاشته بود.

آن مرد بيسكوئيت‌هايش را با او تقسيم كرده بود، بدون آن كه عصباني و برآشفته شده باشد…

در صورتي كه خودش آن موقع كه فكر مي‌كرد آن مرد دارد از بيسكوئيت‌هايش مي‌خورد خيلي عصباني شده بود. و متاسفانه ديگر زماني براي توضيح رفتارش و يا معذرت‌خواهي نبود.

- چهار چيز است كه نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند…
سنگ … پس از رها كردن!
حرف … پس از گفتن!
موقعيت… پس از پايان يافتن!
و زمان … پس از گذشتن

 

 

 

 

 

 

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۳۵ توسط:سنا موضوع:

آنچه كه در بخش ادامه مطلب خواهيد خواند : چرا سوال بيهوده ؟! (طنز)

يارو عكسمو ديده ميگه:اااا دماغ خودته اين؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه كه بيني به بيني، نسل به نسل منتقل شده الان رسيده به من!!!


با دوستم رفتيم تو يه مغازه ي شلوغ كه عسل طبيعي ميفروشه؛ نوبت ما كه ميشه طرف ميگه:شمام عسل ميخواين!؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوتا زنبوريم اومديم استخدام شيم



تو بهشت زهرا دنبال قبر يكي مي گشتيم. يه آدم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو مي خونه. بعد ميگه دنبال قبر كسي مي گردين؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستيار عزرائيلم اومدم ببينم كسي زودتر از موقع نمرده باشه



زنگِ خونه رو ميزنم مامانم ميپرسه ميخاي‌بيايي تو ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ مي‌خوام ببينم اف ف سالمه يا نه


صبح رفتم كنكور بدم. مراقب ميگه تو هم اومدي كنكور بدي؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم اينجا برم دستشويي



ماشينم بنزين تموم كرد وسط جاده، واستادم دم جاده يكي 2 ليتر بنزين از ماشينش بهم بده كه فقط خودمو برسونم به يه پمپ بنزيني, يكي زد بغل گفت آقا بنزين براي ماشينت مي خواي؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ مي خوام باهاش خودمو آتيش بزنم



رفتيم سر خاك يكي از فاميلامون ساكت نشستيم پسر خاله ام ميگه ساكتي!!!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ بلند شم برات سيا نرمه نرمه رو بخونم


رفتيم پايگاه انتقال خون ميگه شمام اومدين خون بدين؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ما پشه ايم اومديم مهموني...!!!


ساعت 5-4 صبح زنگ زده. گوشي رو برداشتم به زور دارم جواب ميدم. ميگه خواب بودي؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ي مسجد محلمون اذان ميگفتم صدام گرفته



خونه مون رو عوض كرديم به بابام ميگم كي واسه خونه خط ميگيري؟ ميگه خط تلفن؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعليق روزي دوبار هم از روش بنويسيم



براي طرح يه شكايت رفتم كلانتري طرف مي گه از كسي شكايت دارين ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم فرار مايكل اسكافيلد رو از فاكس ريور گزارش كنم


تو اين گرما كه سگ تب ميكنه رفتم سوپر ماركت ميگم يه ايستك بديد يارو ميگه خنك باشه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده ميريزم تو نعلبكي خنك بشه!


بعد از چهار ساعت از كنكور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم ميگه خسته اي؟ اگه نيستي منو ببر يه جايي ميخوام خريد كنم.

پـَـَـ نــه پـَـَــــ نه خسته نيستم تو جلسه كنكور لحاف تشك انداخته بودم داشتم قليون ميكشيدم


داريم لوازم ميزاريم توي ماشين كه بريم مسافرت. همسايمون ميگه داريد ميريد مسافرت؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توي ماشين زندگي كنيم


به مامانم ميگم قوري كجاست ؟ ميگه ميخواي چاي بخوري ؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام دست بكشم روش شايد غولي چيزي ازش درومد!!!


رفتم فروشگاه ميگم سيخ داري؟ ميگه برا كباب؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا خاروندن ديافراگمم از تو دهنم مي خوام


كارت سوخت ماشينو برداشتم دارم ميرم بابام ميگه ميري بنزين بزني؟؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميرم آب هويچ بريزم تو باكش نور چراغاش زياد شه



ماشين رو بردم سرويس، ميگم فـــيلترش هم بذار، ميگه فـيــلتر هوا؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ فيلتــر شكن بذار ماشين شبا بتونه بياد فيسبوك


يارو تو مترو داره چراغ قوه ميفروشه، صداش كردم اومده ميگه چراغ قوه ميخواي؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ يه لقمه ميرزاقاسمي آوردم واسه ناهارم تنهايي نمي چسبيد گفتن بياي باهم بخوريم



تو آشپزخونه استكان و قندون از دستم افتاد شكست با صداي خفن. مامان اومده ميگه چيزي شكوندي؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ شيشه ي نازك تنهايي دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اكو حال كنين


كله صبحي رفيقم ميخواست بياد درس بخونيم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگير بيار. گفت واسه صبحونه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ذخيره سازي تو روزاي سخت زمستون


خواهرم از بيرون مياد خونه. ميبينه پشت سيستمم. ميگه كامپيوتر روشن كردي؟؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دكتر گفته بشين جلوي مانيتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...!


نون بربري خريدم همسايمون منو ديده ميگه نون بربريه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ماشين جديدمه طرح بربري توليد شده


تو لباس فرم منو ديده ميگه سربازي؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ عضو سياه لشگر سريال مختارم محل فيلم برداري رو گم كردم


در پاركينگ و باز كردم برم تو يارو اومده جلوش پارك كرده ميگه مي خواي بري تو؟

پـَـَـ نــه پـَـَـــ درو باز كردم هواي كوچه عوض شه


تو هواپيما نشستم دارم دعا مي خونم بغل دستيم مي گه دعا مي كني سالم برسي؟

پـَـَـ نــه پـَـَـــ دوست دارم صحنه سقوط هواپيما رو از نزديك ببينم دعا مي كنم سقوط كنيم


از بالاي در دارم ميام تو خونه بابام از راه رسيد ميگه باز تو كليد يادت رفت؟

پـَـَـ نــه پـَـَـــ دارم آمادگي جسمانيمو تست ميكنم امشب ميخوايم بريم سرقت!!!


يكي‌زنگ زده ميگه شما فرشادين ميگم نه. ميگه پس اشتباه گرفتم؟

پـَـَـ نــه پـَـَـــ من فرشادم صداي تورو شنيدم الزايمر گرفتم يادم نيست !!!


عكس برادرزاده هامو نشون دوستم دادم با مامانشون، برگشته ميگه: ااِاا داداشت زنم داره؟

پـَـَـ نــه پـَـَـــ اينارو تو قرعه كشي بانك برنده شده


زنه شيكمش اومده جلو رفيق ما ميپرسه اين حامله س؟!

پـَـَـ نــه پـَـَـــ اين زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش


تا كمر رفتم تو موتور ماشينم كه ببينم چه مرگشه، رفيقم اومده ميگه داري تعميرش ميكني ؟!

پـَـَـ نــه پـَـَـــ دارم با گِيج روغن درد و دل ميكنم !!


اومده از خواب بيدارم كرده ميگه خوابي ؟

پـَـَـ نــه پـَـَـــ دوستم چشم گذاشته منم رفتم زير پتو قايم شدم نصف شبي


يارو دست پسره رو گرفته ميگه با ياد چي ميري كنكور بدي؟
پسره ميگه با ياد خدا...

پـَـَـ نــه پـَـَـــ بگه به ياد دوست دخترم ميرم سر جلسه


با دوستم رفتيم دكتر واسه عمل بينيش دكتر ميگه ميخواي بينيتو كوچيك كني؟

پـَـَـ نــه پـَـَـــ اومديم بكوبيمش 3 طبقه بسازيم!!!


كامپيوترم يه ويروس گرفته بود رفتم كلي پول آنتي ويروس اورجينال دادم بعد سه ساعت اسكن ويروسه رو پيدا كرده پيغام داده:
آيا مطمئن هستيد كه مي خواهيد اين ويروس را حذف كنيد؟

پـَـَـ نــه پـَـَـــ مي خوام ازش نگهداري كنم بزرگ بشه، بشه عصاي دستم نور چشام...


رفتم مغازه ميگم آقا مرگ موش ميخوام، ميگه براي موش هاي خونتون ميخواين؟

پـَـَـ نــه پـَـَـــ ميخوايم بريزيم تو خورشتمون خوش رنگ شه !


سوار تاكسي شدم. يارو صداي ضبطشو تا ته زياد كرده بود. ميگم ميشه صداي ضبطتونو كم كنيد؟ ميگه اذييتتون ميكنه!

پـَـَـ نــه پـَـَـــ گفتم كم كني اين يه تيكشو من بخونم ببيني صداي كدوممون بهتره!!!


رفتم سر خاك خدا بيامرزي دارم خرما تعارف مي كنم، طرف برداشته ميگه فاتحه است ديگه نه؟

پـَـَـ نــه پـَـَـــ خدا بيامرز زنده شده داريم جشن مي گيريم!


رفتم از قسمت قفسه باز كتابخونه 2 تا كتاب برداشتم آوردم گذاشتم جلوي مسئولش كه وارد حسابم كنه؛ ميگه: ميخواي ببريشون؟

پـَـَـ نــه پـَـَـــ اومدم كتابارو بهت توصيه كنم بخوني، ميانگين ساعت مطالعه تو مملكت بره بالا


سر امتحان برگه تقلبم و در آوردم دارم مينويسم. مراقبه ديده ميگه تقلبه؟؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـــ دعاي ابوحمزه ثماليه


رفتم بچه خواهرمو از مهدكودك بيارم، مربيه ميگه: بچه رو ميبريدش؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـــ همينجا ميخورمش


تو خيابون موتوريه اومد كيفم رو قاپيد، يارو ميپرسه دزد بود؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـــ رفيقم بود اومده بود امانتيش رو پس بگيره، فقط خواست هيجانش بيشتر باشه


رفتيم بليت كانادا بگيريم زنه ميگه سياحتيه؟

ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زيارتيه ميخوام برم امامزاده سيد ريچارد


مرغ عشقم مرده و در حالي كه پاهاش رو به بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده مي گه : اِ مرغ عشقت مرد؟

بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَـــــ كمر درد داشته دكتر گفته بايد طاق باز دراز بكشه كف قفس


داداشم گفت چرا بال بال ميزني؟چيزي پريد تو گلوت؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پروار ميكنم


به دوستم ميگم ببين تن ماهي تاريخ انقضاش كيه؟ ميگه يعني تاريخ خراب شدنش؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاريخ عروسي ننه باباي ماهي اس ميخوام واسشون جشن سالگرد بگيرم


بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون ميره برديمش اورژانس پرستار ميگه آوردين بستري كنين؟

ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ آورديم خون بده بريم


ساعت 7 صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه ميپرسه امتحان داري؟

ميگم پـَـَـ نــه پـَـَـــ اومدم خمير بگيرم بدم دست نونوا


به بابام ميگم تابستون يه برنامه سفر شمال بزاريم، ميگه شمال ايران؟

ميگم پـَـَـ نــه پـَـَـــ شمال سيبري تو قطب شمال، برنامه شكار خرس قطبي بزار واسمون!


ميري مسجد وضو بگيري تا نماز بخوني ميبيني يه آقايي ميرسه ميگه پسر جان وضو ميگيري؟؟؟
ميگي پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام قزل الا صيد كنم

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------


هيچ انتظاري از كسي ندارم!
و اين نشان دهنده ي قدرت من نيست!
مسئله ،
خستگي از اعتماد هاي شكسته است...
//////////////////////////////////////////////////

در طلاطم درياي خروشان

زمين زير پايت نيست

فقط راه آسمان باز است

پس اعجاز را باور كن

 

 

 

با تشكر    .



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۳۴ توسط:سنا موضوع:

بارم بندي

بارم بندي امتحان نظري

نوع تعداد سوال استاد تستي ۵ دارابي تستي 3 يا 4 ابهري , عسگري تستي 3 عبدالعلي زاده تشريحي 16 دكتر شكريان تشريحي  1(اسپكتوفتومتر) دولتخواه

                       نظري : 10 نمره              گزارش كار : 2 نمره         عملي : 8 نمره

 

امتحان عملي شامل 3 ايستگاهه كه احتمالا شامل شناخت وسايل آزمايشگاهي - ادرار - اسپكتو فتومتر باشه ولي از نمام آزمايشا احتمال سوال اومدن هست

فيلم جلسه 1 هم در حال پيگيريه

از خانم صابري كه زحمت جمع كردن اطلاعات فوق رو كشيدن متشكريم



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۳۲ توسط:سنا موضوع:

بيو عملي

با عرض پوزش توي گروهبندي ها دو تا اشتباه تايپي بود كه اصلاح شد لطفا دوباره تايم امتحانتونو چك كنيد

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۳۲ توسط:سنا موضوع:

انتخابات

لطفا كانيداهاي نمايندگي تا امروز عصر اسمشونو به من بگن

بازم خواهش دارم كه همگي در جلسه روز سه شنبه بعد امتحان نظري بيو عملي شركت كنيد

                                                                                                                     با تشكر



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۳۱ توسط:سنا موضوع:

بيوعملي

سلام

اميدوارم آنا عمليو به خوبي پشت سر گذاشته باشين

 گروهبندي امتحان عملي بيوعملي:

                                    روز سه شنبه ۲۲/۴/۹۰

تا ساعت از ساعت شماره دانشجويي ۱۰:۴۰ ۱۰:۰۰ ۸۹۱۱۱۱۴۰۲۰-۸۹۱۱۱۱۴۰۰۱ ۱۱:۲۰ ۱۰:۴۰ ۸۹۱۱۱۱۴۰۴۰-۸۹۱۱۱۱۴۰۲۱ ۱۲:۰۰ ۱۱:۲۰ ۸۹۱۱۱۱۴۰۶۰-۸۹۱۱۱۱۴۰۴۱ ۱۲:۴۰ ۱۲:۰۰ ۸۹۱۱۱۱۴۰۸۰-۸۹۱۱۱۱۴۰۶۱ ۱:۰۰ ۱۲:۴۰ آناتومي تنه (توضيح ۱)

                                        روز چهارشنبه ۲۲/۴/۹۰

تا ساعت از ساعت شماره دانشجويي ۱۰:۴۰ ۱۰:۰۰ ۸۹۱۱۱۱۴۱۰۰-۸۹۱۱۱۱۴۰۸۱ ۱۱:۲۰ ۱۰:۴۰ ۸۹۱۱۱۱۴۱۲۰-۸۹۱۱۱۱۴۱۰۱ ۱۲:۰۰ ۱۱:۲۰ ۸۹۱۱۱۱۴۱۴۰-۸۹۱۱۱۱۴۱۲۱ ۱۲:۴۰ ۱۲:۰۰ ۸۹۱۱۱۱۴۱۶۵-۸۹۱۱۱۱۴۱۴۱

 

توضيح ۱ : دانشجوياني كه آناتومي تنه دارين با توجه به شماره دانشجوييتون روز امتحانتونو پيدا كنين اگه سه شنبه بود كه تو ساعت خودتون ميرين ولي اگه چهارشنبه بود سه شنبه ساعت ۱:۴۰ وقت امتحانتونه

توضيح ۲ : از كيفيت امتحان عملي و نظري اطلاعات زيادي در گنجه نيس, فردا اگه دكتر دارابي بود ميپرسيم ميزاريم رو وبلاگ

توضيح 3: چون تعداد دانشجوياني كه ميخوان سه شنبه امتحان عملي بدن زياده لطفا براي تغيير وقت امتحان عملي مراجعه نفرمائيد

توضيح 4 : امتحان نظري ساعت 8 صبح سه شنبه شروع ميشه ( براي همه)

توضيح ۵ : جزوه اصلاحيه دكتر شكريان تو كانكس موجوده

توضيح ۶ : اگه احيانا دانشجويي بود كه شماره دانشجوييش بيشتر از ۸۹۱۱۱۱۴۱۶۵ بود تو همون تايم آحر چهارشنبه امتحان ميده( ۱۲:۴۰-۱۲:۰۰)



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۳۰ توسط:سنا موضوع:

عكس هاي لو رفته از پارتي جنجالي در شمال تهران!!!

بخش جكوزي واستخر ساختمان..

..

 

 

واكنش تعدادي از دختران وپسران پس از ديدن برادران نيروي انتظامي

 

 

 

 

 

 

بعضي ها هم در جاهاي مخفي پنهان شده بودند تا برادران نيروي انتظامي نتوانند پيدايشان كنند...

 

 

 

 

استفاده از مدل هاي موي دور از شان جوان ايراني...

 

 

رقص هاي زننده تا نيمه هاي شب......

 

 

 

كشف مقدار زيادي سي دي و ادوات مستهجن

 

 

 

بعضي ها هم به علت مصرف قرص هاي روان گردان از حالت عادي خارج شده بودند...

 

 

 

عكس تعدادي از مهمان ها پس از دسگيري.....

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۲:۲۹ توسط:سنا موضوع: