سناطب سناطب .

سناطب

نظر سنجي خودموني

سلام بر همگي چطوريد ؟   اميدوارم خوب باشيد !

يك نظر سنجي مي خواهم از شما بكنم.

اونم اين كه به اقاي فريدي  از ۲۰ چقدر مي دهيد ؟ ( در كل موضوعات )

 

فقط يك خواهش دارم اونم اين كه با اسم واقعي نظر بدهيد

چون غير واقعي ها تاييد نمي شود

از هيچ چيز نترسيد نظر من نسبت به هيچ كس تغيير نمي كند

اين فقط يك امتحان است از خودم مي خواهم بدانم چند گرفته ام

همين .  مردودم   --  قبولم - و .... تا سعي كنم اشكالات را برطرف كنم .

پس تو رو خدا با اسم واقعي نظر دهيد و بدون هيچ گونه دلسوزي

 

من به خودم ۱۶ مي دهم اين از من .



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۱:۰۸ توسط:سنا موضوع:

ترين ها 3

با سلام

پس از غيبت طولاني مدت اين بخش ،۲باره نه ببخشيد ۳باره اومديم كاري كنيم تا افراد بتونن خودشونو از ديد بقيه ببينن هم شور و حالي به وبلاگ بديم .خواهشا دوستي ها و دشمني ها رو لحاظ نكنين .

به نظر شما اين صفات برازنده ي كدوميك از همكلاسي هاي گرامي مون هست :

۱)كم حاشيه ترين

۲)خلاق ترين

۳)غير وبلاگي ترين

۴)كم حرف ترين

۵)خشن ترين

۶)بي احساس ترين



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۱:۰۷ توسط:سنا موضوع:

قشنگ كوچك

گفت:كسي دوستم ندارد. ميداني چقدر سخت است اين كه كسي دوستت نداشته باشد؟

تو براي دوست داشتن بود كه جهان را ساختي. حتي توهم بدون دوست داشتن....!!!

..

...

خدا هيچ نگفت.

گفت:به پاهايم نگاه كن!ببين چقدر چندش اور است.چشم هارو ازار ميدهم. دنيارو كثيف ميكنم.  ادم هايت از من ميترسند.مرا ميكشند براي اينكه زشتم.زشتي جرم من است.

..

....

خدا هيچ نگفت.

گفت:اين دنيا فقط مال قشنگ هاست.مال من نيست.

خدا گفت:چرا مال توهم است.

دوست واشتن يك گل" دوست داشتن يك پروانه يا قاصدك كار چندان سختي نيست. اما دوست داشتن يك سوسك" يعني دوست داشتن تو كاري دشوار است.

دوست داشتن كاري است اموختني" و همه رنج اموختن را نميبرند

ببخش كسي را كه تورا دوست ندارد. زيرا كه هنوز مومن نيست. زيرا كه هنوز دوست داشتن را نياموخته.او ابتداي راه است.....

 

مومن دوست دارد.همه را دوست دارد. زيرا همه از من است و من زيبايم. چشم هاي مومن جز زيبا نميبيند. زشتي در چشم هاست.در اين دايره هر چه هست نيكوست. ان كه بين افريده هاي من فاصله انداخت شيطان بود. شيطان مسئول فاصلله هاست.

..

....

حالا قشنگ كوچكم! نزديكتر بيا و غمگين نباش.

قشنگ كوچك حرفي نزد وديگر هيچگاه نينديشيد كه نازيباست....

.............

اگه خوشتون نيومد به بزرگي خودتون ببخشيد !!!

ايشالا كه رفته رفته بهتر شه""""



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۱:۰۶ توسط:سنا موضوع:

چند كلام

با سلام خدمت تمامي دوستان گرامي

در پي مسايلي كه به وجود امد و به دلايلي خاص تصميم گرفتم از امور

حاشيه اي و خاطرات و..... براي مدتي طولاني كناره گيري بكنم .

و تمام انرژي خود را صرف امور درسي - علمي - تحقيقاتي بكنم و تلاش

خود را جهت رسيدن ورودي ۸۹ به جايگاهي علمي ادامه مي دهم .

به همين دليل از اين به بعد با ارايه طرح هاي جديد و فكر هاي نو و فعاليت

هاي مهيج و جالب براي رسيدن به اهداف علمي با يكديگر تلاش مي كنيم.

منتظر كارهايي جديد و .... باشيد .

درضمن از تمامي دوستاني كه مايلند در اين راه قدم بردارند دعوت به عمل

مي ايد .

در اخر سعي مي كنم تا شما را از جديدترين كارها و گردهمايي ها و

همايش ها و ..... هر مسابقه يا كار علمي تحقيقاتي كه در دور و بر ما و

جهان رخ مي دهد با خبر كنم .

 

باتشكر يكي از بچه هاي عاشق كارهاي علمي



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۱:۰۵ توسط:سنا موضوع:

گراميداشت هفته خوابگاهها

اتاق كامپيوتر:

در حال جمع آوري مجموعه عكساي خوابگاه بودم متوجه شدم تو صداي شلوغي جمعيتي كثير ناله ي طفلي به گوش ميرسه .....جلو رفتم ديدم ..واه خدايا!..قرار بود مثل هميشه اونجا درب ورودي اتاق كامپيوتر باشه !!(۵دقيقه مونده بود دس به كار كنه) اما چرا فقط سطح خلفي تنه ي يه سري دانشجو به صورت فشرده اونم در حال انجام حركات فليپ فلاپ معلومه ......يكم ديگه كه جلوتر رفتم ديدم پسري قد كوتاه با چهره اي گريان ميگه كه تورو خدا بدادم برس ...آخه اينم شد زندگي از دست اون پسرقلدره .....با مشت زد منواز تو صف پرت كرد بيرون...گفتم كي؟؟؟به سختي به سمت يكيشون اشاره كرد...

همين كه اومدم بگم فريدي چرا.......؟ديدم تاثير اينهيبيتور (درب مقفول)رو رفع كردن مسابقه جا گرفتن آغاز شد.تو يه چشم به هم زدن سيستما واكنشگر محدود كننده شدن...

با كمال خوشبختي (بدبختانه)غالبان اين پيكار مثل هميشه ورودي هاي 89 بودن...!

از اين نما هر سه تاشون 89يند ايشالا كه مستحضرحضورمباركتون هستن ديگه!!!...!!!

 

 

 

 

شكميسم:

جمعه بعدازظهر خواستم يه سري به ذخيره غذايي بچه ها بزنم چون خودمون هيچي نداشتيم.با خودم گفتم ببينم يخچال كي پره يه عكس بگيرم آبرمون پيش هم ورودي ها نره.روي يكي از يخچالا نوشته بود :" در اين يخچال اگه چيزي نيست حداقل صفا و محبت پيدا ميشه" ..كلا بي خيال شدم واسه همين رفتم سراغ خوش گذرونهاي خوابگاه (وحيد ا-ماهان)چون هميشه سفره شون رنگين بود....

اما بعد از فتح محفظه نامبرده چيزي نبود جز....البته چند بطري آب هم بود اما خودتون ميدونين كه آب بدون ذرات  فعال اسمزي(!!!)بي تاثيره و زودي دفع ميشه ...!

 

 

 

 

 

نظم دانشجويي:

فرمول هاي فصل 14 فيزيو اعصابمو بهم ريخته بود كه ناگه بلند گوي راهرو به ناله اومد و اعلام كرد كه:از اتاق 142(وحيد و ماهان)خواهشمنديم جارو برقي را به دفتر خوابگاه تحويل دهيد.

يه باره به ذهنم رسيد برم يه يادگاريم از نظم بچه هاي هم ورودي داشته باشم.جلدي پريدم كه كاش گاسترو كنميوس اندام تحتانيم دچار تتاني ميشد و با بخش فرونتال كله زمين مي خوردم تا اون صحنه رو نميديدمو و مجبورنميشدم از دي ايزو پروپيل فلوئورو فسفات براي بي خبري هميشگي  از عالم بيرون استفاده كنم ...!

 

 

 

 

 

 

دارندگي و برازندگي:

اينم از وسائل هاي اضافي بدنسازي كه حاضريم نصف قيمت بديم بره!!

اما مشكل اينجاس كه عناصر سازنشون به حدي اكسيد شدن كه حتي قابليت استفاده از اينرسي  اوناهم برا بررسي وي‍‍ژگي انقباض ايزو تونيك عضلات در هاله اي از ابهام قرار داره...!

 

 

 

هيپرتروفي قواره!

_هفتادو هشت..... هفتادو نه .... هشتاد...هوزان جون بچه‌‌ت بسه ديگه مردم....

_نه برو زود باش فقط بلدي شكمو صفا بدي....تتتك بعدي....! تك بعدي....!

بله بچه ها اينم از دعواي منو هوزان كه در انده ساريت تنها 89ياي مراجعه كننده به اينجاييم.

پس بقيه كجان؟نه نه فكر بد نكنين درس نزد بچه ها اكتيو سايتي نداره حتما يه جايي بساط لهو لعب پهنه ديگه....!

 

 

علم نوردي:

دانشجويان كوشا در امر پيشرفت كشورو ببينين اون ور برادراي هم سن دارن از مرز پاسداري ميكنن اين ور شيرهاي بيشه دانش دارن در تاريكي شب امتحان واحدارو غافلگير ميكنن...!

اگه گفتين جاي خودم كجاس؟

 

 

 

نميدونم چي خونه:

آخه تقصير من چيه اينجا قرائت خونه‌س,آشپز خونه‌س يا نماز خونه؟

جواب:يا نماز خونه به قول توحيد

 

 

 

 

 

دالان مارپيچ:

راه پله رو حال كردين بچه هاي ورودي بعد از اينكه از بوستان شادي به گلستان افسردگي ميان,به تقليد از ارشداشون تو بوستان از نرده راه پله واسه تنزل استفاده ميكنن اما نرده هاي اينجا از نظر آناتوميكي با مال بوستان كلا فرقيده....به خاطر وجود دست اندازهاش تاحالا آماري حاكي از چندين نفر كشته و زخمي بدستمون رسيده كه اگه دروغ نگفته باشم دست اين هم وروديمون تو همچين ماجرايي.......

 

 

 

 

 

اتاق تلويزيون:

اينجا انباره ...چيه تعجب كردين ....نه از اين لحاظ كه هر كسي با    كتري ,سيخ كباب, 30...(شرمم ميشه بگم) فرش اتاقشو آزرده ميكنه , به طرز هوشمندانه اي ساعت 3بامداد شنبه ها اونو با يكي از فرشاي اينجا تعويض ميكنه...!

مرد خاموشي و مظهر بي حاشيگي هم هميشه اينجاس.خوشا به حال هم اتاقيت(اينجانب)كه هميشه تنهاس...!

 

 

 

 

 

شبهاي گلستان :

نمونه اي از ساعات بامداد شب امتحان

 

 

كتاب خونه م داريم اما تا حالا هيچكي نفهميده كجا ميشه پيداش كرد!اين عكسم از شوراي فرهنگي گرفتم!!!

 

 

بدون(با) شرح:

واسه ندادن پول پاركينگم كه شده بريم يه ماشين بخريم..!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و اما خدا كنه اين مطلب ادامه نداشته باشه چون....



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۱:۰۴ توسط:سنا موضوع:

گفتگو باكسي به اسم خدا........

خواب ديدم كه در خواب با خدا گفتگويي داشتم.........خدا گفت پس مي خواهي با من گفتگو

كني؟.......گفتم اگر وقت داشته باشيد.......خدا لبخند زد......وقت من ابدي است.......چه سوالاتي

 ميخواهي از من بپرسي؟.......پرسيدم چه چيز در مورد انسان شما را بيش از همه مورد تعجب قرار

ميدهد؟........خدا پاسخ داد......اينكه آنها از بودن در دوران كودكي سير ميشوند و عجله دارند زودتر بزرگ

 شوند......و بعد...... حسرت دوران كودكي را ميخورند.......اينكه سلامتشان را صرف بدست آوردن پول

 ميكنند ......و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتي ميكنند.......اينكه با نگراني نسبت به آينده زمان حال را

 از دست ميدهند؛آنچنانكه نه در حال زندگي ميكنند نه در آينده.......اينكه چنان زندگي ميكنند كه گويي

 هرگز نخواهند مرد..و..آنچنان ميميرند كه گويي هرگز زنده نبوده اند......و من باز پرسيدم به عنوان خالق

 انسانها ميخواهيد آنها چه درسي از زندگي ياد بگيرند؟........خدا با لبخند پاسخ داد......ياد بگيرند

نميتوان ديگران را مجبور به دوست داشتن كرد.........اما ميتوان محبوب ديگران شد......ياد بگيرند كه

 خوب نيست خود را با ديگران مقايسه كنند...... ياد بگيرند كه ثروتمند كسي نيست كه دارايي بيشتري

 داشته باشد؛بلكه كسي است كه نياز كمتري دارد.......ياد بگيرند كه ظرف چند ثانيه ميتوانيم زخمي

عميق در دل كساني كه دوستشان داريم ايجاد كنيم؛و سالها وقت لازم دارد تا آن زخم التيام پيدا

 كند.........با بخشيدن،بخشش ياد بگيرند.........ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را عميقا دوست

دارند........اما بلد نيستند احساساتشان را ابراز كنند...........ياد بگيرند كه ميشود دو نفر به يك موضوع

 نگاه كنند و آن را واحد ببينند..........ياد بگيرند كه هميشه لازم نيست ديگران آنها را ببخشند؛بلكه

خودشان هم بايد خودشان را ببخشند........و ياد بگيرند كه من اينجا هستم ..............براي هميشه



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۱:۰۲ توسط:سنا موضوع:

خدايا ....

خداا چه كردي با ما              فرستادي ما را به كجا؟

نصف ز خاك و نصف ز تو          در تار و پودم هست نجواي تو

خانه ي من هست بهشت برين              نه اين زمين رزين

خانه ي من هست بهشت پاك            نه اين زمين پر ز خاك

تو مرا فرستادي به خاك           سينه ام را كردي چاك چاك

كي گناه پدر را نويسند به نام پسر؟           آخر چگونه در خاك برم به سر؟

روسياهم از شرم گناه پدر         از آن خواستم در تبعيد برم به سر

از آن هستم من نادم           كه براي وسوسه شدم خادم

وسوسه را پدرم داد به من ارث           پدر و پسر خوب خدا را داديم حرص

اكنون چه زيادند قابيل ها و هابيل ها          خشمناك ها و زير خاك ها

چه دردناك است شاكيت باشد خدا          آخر اين درد را برم به كجا؟

وقتي خداي حامي شود شاكي         آخر ما همين است.....زمين خاكي

آخر ما همين است.....زمين خاكي



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۱:۰۱ توسط:سنا موضوع:

گزارش ورزشي ( فوتسال ) ...

اعضاي تيم ورودي را ۸ نفر تشكيل مي دهند . اين ۸ نفر عبارتند از :

احمد شكوهي       شماره ۲

ماهان امرايي         شماره ۹

آرمين وثوقي          شماره ۸

ميلاد عبدالقادري    شماره ۶

محمد ابوطالبي      شماره ۱۱

سعيد نوري           شماره ۷

سعيد حيدري        شماره ۱۰

و سعيد جعفري     شماره ۲۲ ( دروازه بان )

در نخستين ديدار كه ديروز ۲۰/۲/۹۰ برگذار شد اين تيم با تر كيب اصلي

سعيد جعفري ( دروازه بان )

احمد شكوهي

ماهان امرايي

آرمين وثوقي

و سعيد نوري

به مصاف تيم پرستاري ‌‌‌B رفت . اين ديدار راس ساعت ۵ بعد از ظهر در سالن استاد شهريار واقع در محله ساري زمي آغاز گرديد. هر دو تيم بازي را آرام و متعادل دنبال مي كردند تا اينكه ميلاد عبدالقادري كه به زمين آمده بود پاس مناسبي را به ماهان امرايي داد و ماهان نيز باحركتي رو به جلو مدافعان حريف را به اشتباه انداخت تا بازيكنان تيم مقابل توپ را در دروازه خودي جاي دهند .

پس از اين گل بازي دوباره از جنب و جوش افتاد اما بر روي يك ضربه كرنر در اثر جاي گيري نامناسب بازيكنان پزشكي ۸۹ توپ تور دروازه تيم پزشكي ۸۹ را لمس كرد.

نيمه اول بازي با نتيجه ۱-۱ مساوي به پايان رسيد .

تيم ۸۹ نيمه دوم را توفاني آغاز كرد اما دير به گل رسيد . پس از چندين حمله متوالي و شوت هاي سركش بالاخره ماهان گل دوم تيم را به ثمر رساند تا مزد زحمات تيم داده شود . هنوز دقايقي از زدن گل دوم نگذشته بود كه محمد ابوطالبي روي يك حركت انفجاري و انفرادي با دريبل زدن دو نفر و زدن يك شوت استثنايي يك سوپر گل به ثمر رساند تا تيم هاي ديگر از شنيدن نام او و نام تيم پزشكي ۸۹ لرزه به اندامشان بيافتد.  در ادامه بازي ماهان گل چهارم تيم و گل دوم خود را به ثمر رساند تا اين بازي با نتيجه ۴ -۱ به سود پزشكي ۸۹ به پايان رسد .

شايان ذكر است در اين بازي موقعيت هاي بسياري توسط بازيكنان تيم پزشكي ۸۹ هدر رفت كه از آن جمله مي توان به ضربه ي سعيد حيدري كه به تير دروازه برخورد كرد و شوت احمد شكوهي كه با اختلاف اندك از كنار دروازه به بيرون رفت اشاره كرد .

از نكات برجسته اين بازي مصدوميت ميلاد عبدالقادري بود كه از ناحيه زند زبرين دچار شكستگي شده است اميدواريم هر چه زودتر اين بازيكن ارزنده بهبود يابد .

در اين بازي عبدالسلام خوشامن به عنوان سرمربي بر روي نيمكت تيم نشسته بود .



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۱:۰۰ توسط:سنا موضوع:

تنهايي بيمارستان!

او....

سر راهم به كتابخانه مركزي، هر وقت از كنار اين بيمارستان سرطان (شهيد قاضي) رد ميشم، تنم مي لرزه و فكرم مشغول ميشه. به اين فكر مي كنم كه صد متر اون طرف تر، توي دانشكده يه سري آدم هستن كه بعضي هاشون درس خوندن رو راه پيشرفت          مي دونن. يه سري عشق رو معناي زندگي مي دونن. بعضي ها هستن كه فلسفي حرف مي زنن و سعي مي كنن خودشون رو انسان فهيم و متفكري جلوه بدن. اما اينجا رو كه نگاه مي كني، تصوير مرگ برات ترسيم ميشه. مي بيني اينجا كسايي هستن كه تنها سوالي كه ذهنشون رو مشغول كرده اينه كه آيا فردا هم زنده خواهند بود؟

بيمارستان رو رد مي كني و ميرسي كتابخونه. هر چقدر سعي مي كني، نمي توني درس بخوني. باز فكرت بر مي گرده به بيمارستان. به آدماش فكر مي كني. آدمايي كه شايد يه روز جز درس خون ترين افراد بودن. آدمايي كه شايد يه روزي از عاشقاي واقعي بودن. انسان هايي كه شايد همه ي كتاب هاي فلسفي رو خوندن و واسه خودشون باورهايي داشتن. اما امروز چي؟ آيا واقعا سرطانه كه اين آدما رو مي كشه؟ نه. شايد واقعا نه. شايد اين تنهايي باشه كه روز به روز اونا رو ضعيف مي كنه. اين كه وقتي از پنجره نگاه مي كنن و مي بينن كه دانشجوهاي پزشكي بي تفاوت از كنار اين بيمارستان رد ميشن. دانشجوهايي كه شايد فكر مي كنن علم و سوادشونه كه اين افراد رو نجات خواهد داد. كسايي كه فكر مي كنن شيمي درماني مي تونه راه حل معالجه باشه.

مي دونم كه خيلي سنگينه بخواي راجع به اعتقادات و رفتار آدما نظر بدي، اما فقط خواستم چيزي كه به ذهنم رسيده رو بگم. و يه سوال كه واقعا چجوريه كه اين جوريه؟ شما چي فكر مي كنين؟



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۰:۵۹ توسط:سنا موضوع:

ليست جزوات جديد

سلام!

از اين به بعد ليست جزوه هايي رو كه به كانكس تحويل مي ديم از وبلاگ اعلام مي كنيم.

اما جزوه ها:

۱-فيزيولوژي قلب جلسه ۲ دكتر قديري (جلسه ۱ تحت عنوان فيزيولوژي سلول جلسه ۸ داده شده است.)

۲-فيريولوژي گردش خون جلسات ۵ و ۶ دكتر محمدي

۳-فيزيك پزشكي جلسات ۳ و ۴ دكتر مصباحي و جلسات ۲ و ۳ و ۴ دكتر محنتي

۴-نمونه سوالات بيو شيمي و سري جزوات بيوشيمي سال ۸۸

۵- نورآناتومي سال ۸۶



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۰:۵۷ توسط:سنا موضوع: