سناطب سناطب .

سناطب

يه بهونه واسه خنده!!

۶.همسرتونو بااسم همسر قبليتون صدابزنين

۷.جدول نيمه تموم دوستتونو حل كنين

۸.تو اتوبان روي لاين منتهي اليه سمت چپ باسرعت۵۰كيلومتر درساعت حركت كنين

۹.وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيونن مرتب كانالو عوض كنين

۱۰.ازبستني فروشي بخواين اسم ۵۴نوع بستني رو بهتون بگه

۱۱.توي جمع  سوپ يا چاي رو هورت بكشين

۱۲.به كسي كه دندون مصنوعي داره  بلال تعارف كنين

۱۳.وقتي از اسانسور پياده ميشين تكمه تموم طبقاتو بزنينو الفرار!

۱۴.وقتي با بچه تون بازي فكري ميكنين سعي كنين همش ببرين

۱۵.موقع ناهار توي يه جمع،جزءيات استفراغي رو كه چن روزپيش داشتين، با اب وتاب تعريف كنين

۱۶.ايده هاي ديگرونو به اسم خودتون بكار ببرين

۱۷.بوتيك چي رو واداركنين ۷۰رنگو نوع مختلف پيراهن هاشو نشونتون بده بعد بهش بگين هيچ كدوم جالب نيس وسريع خارج شين

۱۸.شمعاي كيك تولد ديگرونو-بچه ها-فوت كنين

۱۹.اگه دوستتون طاسه،مرتب از ارايشگرتون تعريف كنين

۲۰.وقتي كسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده وسرش كلاه رفته

۲۱.صابونو هميشه كف وان حموم جابذارين

۲۲.روي ماشينتون بوقاي شيپوري نصب كنين و هي بوق بزنين

۲۳.وقتي دوستتونو بعدمدتي مي بينين بهش بگين چقد پير شده

۲۴.وقتي كسي توجمع جوك تعريف ميكنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

۲۵.چاقي وبزرگي شكم دوستتونو مرتب بهش ياداوري كنين

۲۶.بادكنك بچه هارو بتركونين

۲۷.مرتب اشتباه گرامري و لغوي ديگرون هنگام صحبتو، بهش گوشزدكنين و بخندين

۲۸.دوستتونو مجبور كنين موهاشو كوتاه كنه بعدكه كوتاه كرد بهش بگين موهاي بلند بيشتر بهش مي اومد

۲۹.بچه جيغ جيغوي خودتونو ببرين سينما

۳۰.كليداپارتمون طبقه سيزدهم تونو توي ماشين جابذارين و وقتي رسيدين دم در،يادتون بياد-اين يكي جنبه هايي ازماژوخيسم دربرداره!!-

۳۱.ايميلاي فورواردي دوستتونو، همش واسه خودش فوروارد كنين

۳۲.توي كنسرت بزرگ موسيقي وهنري،بي موقع دست بزنين وبخندين

۳۳.هرجايي مي تونين ادامس جويده شدتونو جابذارين-تودستكش دوستتون بهتره-

۳۴.حبه قندخيس ونيمه جويده تونو دوباره بذارين تو قندون

۳۵.نصف شب باصداي بلند توي خواب حرف بزنين

۳۶.دوستتون كه پاش توگچه،واسه گل كوچيك دعوتش كنين

۳۷.عكساي عروسي دوستتونو با دستاي چرب تماشا كنين

۳۸.پيچ هاي كوك گيتار دوستتونو كه۵دقيقه بعداجراي مراسم داره،حداقل۲۷۰درجه درجهات مختلف بچرخونين

۳۹.با يه پيتزافروشي تماس بگيرين و ادرس يه پيتزافروشي ديگه رو ازش سوال كنين

۴۰.شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفلو عوض كنين

۴۱.موقع عكس رسمي انداختن،واسه هركي كه جلوتونه شاخ بذارين

۴۲.توي ظرفاي اجيل براي مهمونا فقط پسته ها وفندقاي دهان بسته بذارين ومرتب بهشون تعارف كنين

۴۳.هرچقد ميتونين به دستگاه پيغوم گير تلفن دوستتتون زنگ بزنين وداستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

۴۴.توي روزاي باروني با ماشينتون وباسرعت زياد ازوسط آب هاي جمع شده رد شين

۴۵.توي جاي كارت دستگاه عابربانك، چوب كبريت فروكنين

۴۶.جاي برچسب هاي قرمز و ابي شيرهاي اب توالت هتل هارو عوض كنين-سازمان حمايت از رفاه توريستا ازتون حمايت ميكنه!!-

 ۴۷.يكي ازپايه هاي صندلي معلم يااستادتونو لق كنين-عجب حالي ميده!!-

۴۸.توي مهموني مرتب ازبچه ۴سالتون بخواين كه هرچي شعربلده بخونه

۴۹.ورق هاي جزوه ۳۰۰صفحه اي دوستتونو كه ازش گرفتين زيراكس كنين،قاطي پاتي بذارين، يه بر هم بزنين بعد بهش پس بدين

۵۰.چراغ توالتي كه مشتري داره وكليدچراغش بيرونه،خاموش كنينو الفرار!!

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۰:۴۵ توسط:سنا موضوع:

آدم و خدا

آدم
نامت چه بود؟ آدم
فرزندِ كي ؟ من را نيست نه مادري و نه پدري بنويس اول يتيم عالم خلقت
محل تولد؟ بهشت پاك
اينك محل سكونت؟ زمين خاك
آن چيست بر گُرده نهادي؟امانت است.
...قدت؟ روزي چنان بلند كه همسايه خدا ، اينك به قدر سايه بختم بروي خاك
اعضاي خانواده؟ حواي خوب و پاك، قابيل وحشتناك،هابيل زير خاك
روز تولدت؟در جمعه اي ،به گمانم روز عشق
رنگت؟ اينك فقط سياه ز شرم چنان گناه
وزنت؟نه آنچنان سبك كه پَرم در هواي دوست نه آنچنان سنگين كه نشينم به اين زمين
جنست؟ نيمي مرا زخاك نيمي دگر خدا
شغلت؟ در كار كشت اميد بروي خاك
شاكي تو؟ خدا
نام وكيل؟ آن هم فقط خدا
جرمت؟ يك سيب از درخت وسوسه
تنها همين؟ همين و بس
حكمت؟ تبعيد در زمين
همدمت در گناه ؟ حواي آشنا
ترسيده اي؟ كمي
زچه؟ كه شوم من اسير خاك
آيا كسي به ملاقاتت آمده است؟ بلي
چه كس؟ گاهي فقط خدا
داري گلايه اي؟ ديگر گِله نه ولي...
ولي كه چه؟حكمي چنين آن هم به يك گناه؟!!!!
دلتنگ گشته اي؟ زياد
براي كه؟ تنها فقط خدا
آورده اي سند؟ بلي
چه؟دو قطره اشك
داري تو ضامني؟ بلي
چه كس؟ تنها كس خدا
در آخرين دفاع؟ مي خوانمش چنان كه اجابت كند دعا


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۰:۴۴ توسط:سنا موضوع:

دلم اي دوست گرفته است از اين درس و كلاس ...

دوش فكري به مخم خورد. فكر بكري كه ز سر هوش و ز دل صبر و ز جان رنج و ز كف پول و ز پا كفش و ز تن جامه به در برد.!!!

خواستم بار دگر اسب سخن را بدوانم كه به سر منزل مقصود رسانم.

روز اول كه دل من به تمناي فراگيري دانش چو كبوتر به هوا خاست ، داستان هاي فراوان و كثيري نه به دلخواه ، به ناخواست براي چو مني آدم آرام به پيكار بر آمد.

حال رخصت طلبيدم ز شما  تا كمي از قصه ي پر رنج خودم را ، بر شما گويم و شايد سخن و نقل شما نيز همين است كه گويم.

ز كلاس يك و اينها گذر مختصري داشته باشيم . آن زماني كه نه من بلكه شما هم ، ز جهان غافل و در فكر نو و تازه ترين بازي خود ساخته بوديم.

روزگاري كه كسي كذب نمي گفت ، همه با هم خوش و سرحال و صميمي چو دو خواهر ، پشت هم چون دو برادر تن و جان يكدل و آميخته بوديم.

سال هاي خوش و پر شور و نشاطي كه گذشتند.

خب به هر حال به فرجام رسيدند.

اصل اين مطلب من صحبت ماقبل و پس از سنجش كنكور شما باشد و كنكورخودم نيز. همه يك ريز به خواندن گذرانديم ، شب و روز و نه خورديم و نه خفتيم و ز ايام جواني به هم اندازه ي بال مگسي بهره نبرديم. كه در آخر چه شود ؟ هان

اين شود : جعفرِ اعجوبه ي تبريز ملاقات كنيم و سر درسش بنشينيم كه شايد فرجي گشت و شد و نمره ي ده عائدمان گردد و مشروط نگرديم. چون اگر نمره ي پايين كه همان زير ده و تك رقمي ، است گرفتيم كار با اين شه صاحب خرد و شخص شخيص است.

گرچه ناگفته نماند سبب نفرت من زين مخ ايران ،

بر خودم نيز عيان نيست !!!

دوستان ! جعفر و ديگر شركايش به كناري بگذاريم كه ما قدرت برخورد نداريم كه اگر پا ز گليم خودمان آن طرفي تر بنهيم آن چه كه بايد نشود ، خب ...

هم اگر نوبت استاد دگر باشد  و نام دگري را به ميان آورم اي دوست كسي نيست جز احمد علي ِ قنبريِ خوشكل و محبوب ، كاتب نقش عجب اوست ، كه با ما به يكي مغز و يكي پوست به طوري بود ايشان كه ابايي ز پياده روي و خوردن يك بستنيِ كيم ندارد.

پسر خوب و عزيزي است وليكن اندر اين آخر ترمي به يكي چند نفر مرحمت نمره نفرمود.

بحث اين دكتر كشتي بلد بدبدنِ با قد كوتاه شمالي ، قبل از اين با قلم خويش برفته است ، سخن كوته از اين مرد  "دُرُس شد ".

تا بدين جا به نظر بس بود اما شب ديگر به مخم فكر دگر خورد دوباره همي آيم.

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۰:۴۳ توسط:سنا موضوع:

مغز

اين يه سري پست علميه كه هر 2 روز يك بار جديد و اپ ميشه .اميدوارم خوشتون بياد.


v:* {behavior:url(#default#VML);} o:* {behavior:url(#default#VML);} w:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);}

 

مغز بزرگترها هم رشد مي كند

 

گروهي از دانشمندان دانشگاه هنگ كنگ طي تحقيقي به اين نتيجه رسيده اند كه اگر مغز بزرگسالان نيز همانند خردسالان در مواجهه با موارد جديد براي يادگيري قرار بگيرد، به سرعت رشد مي كند. ‏

آنها 19 فرد بزرگسال را انتخاب كرده و به آنها كارتهايي رنگي (با طيف سبز-آبي)نشان دادند و اسامي غريبي را به عنوان اسم اين رنگها به آنها ياد دادند، سپس از آنها خواستند كه اين نامها را مانند نام واقعي اين رنگها ياد بگيرند و در صورتي كه خواستند به ان نوع رنگ اشاره كنند از اسم اختراع شده توسط محققين استفاده كنند. ‏

اين ياد گيري و تمرين طي 5 جلسه در سه روز و با صرف زمان حداكثر 2 ساعت براي هر نفر انجام گرفت. سپس از مغز داوطلبين تصوير برداري ام-آر-آي به عمل آمد، در نهايت شگفتي، تصاوير MRI نشان دهنده رشد سريع قشر خاكستري مغز در نيمكره چپ بود. (البته دقيقا معلوم نيست كه اين افزايش قشر خاكستري ناشي از تكثير سلولهاي عصبي بوده يا رشد زوايد سلولهاي موجود چنين تغييري را بوجود آورده است)‏ ‏

تحقيقات پيشين نيز نشان داده بود كه مغز مي تواند تحت شرايط خاصي مقداري رشد داشته باشد، اما هيچگاه رشد قشر خاكستري مغز آن هم با اين سرعت ثابت نشده بود. به نظر مي رسد كه عامل محرك اصلي در رشد ماده خاكستري مغز اين افراد تغييرات در نامگذاري است، يعني چيزي كه اتفاق افتاده بيش از به خاطر سپردن يك نام عجيب بوده و داوطلبين در ادراك خود نسبت به رنگها تغيير ايجاد كرده اند. ‏

رشد ماده خاكستري در نواحي مربوط به تشخيص رنگ، تحليل بينايي و از همه مهمتر "ادراك" اتفاق افتاده بود كه توجيه كننده همين نظريه است.‏ مي توان گفت اين تحقيق راهي جديد در نظريات علمي باز كرده كه شايد روزي بتواند به كشف روشهاي تازه براي درمان بيماران ذهني و مبتلايان به معلوليت هاي مغزي منجر شود. ‏

در عين حال به نظر مي رسد مهارتهاي زباني و ادراكي يكي از عوامل اصلي تحريك و تقويت مغز و جلوگيري از زوال آن است، در مقاله ديگري كه اخيرا منتشر شده بود نيزثابت شده بود كه افرادي كه به چند زبان سخن مي گويند بسيار كمتر از سايرين در معرض ابتلا به آلزايمر قرار دارند.‏ شما به چند زبان مسلط هستيد؟ آيا برنامه اي براي يادگيري زبان هاي جديد داريد؟ ‏



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۰:۴۲ توسط:سنا موضوع:

اهل دانشگاهم..........

اهل دانشگاهم

رشته ام علافي‌ست

جيب‌هايم خالي‌ست

دوستاني دارم همه از دم ناباب

و خدايي كه مرا كرده جواب

اهل دانشگاهم

قبله ام استاد است

جانمازم نمره!

خوب مي‌فهمم سهم آينده من بي‌كاريست

من نمي‌دانم كه چرا مي‌گويند

مرد تاجر خوب است ودكتربيكار

و چرا در وسط سفره ما مدرك نيست

چشم ها را بايد شست

جور ديگر بايد ديد

بايد از مردم دانا ترسيد!

بايد از قيمت دانش ناليد!

وبه آن‌ها فهماند

كه من اينجا فهم را فهميدم

من به گور پدر علم و هنر خنديدم!

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۰:۴۰ توسط:سنا موضوع:

يك نوع شروع!

تو آرامش دلم رو تبديل به آشوبي كردي كه هيچ نيروي ويژه اي٬ هيچ كماندويي قادر به برگردوندن اين آرامش نيست.

هيچ بمب اشكاوري٬ ياد تو رو از دلم پراكنده نمي كنه.

هيچ وقت٬ هيچ فشار آبي نخواهد توانست خاطره تو را از ياد من٬ عقب براند.

هيچ زنداني و هيچ شكنجه اي باعث نخواهد گشت كه من عشق تو را انكار كنم.

هيچ اعدامي بوي نفس تو را در من نخواهد كشت.

و اي كاش با تو بودني هم بود تا مي انديشيدم چيست كه مي تواند آن را براند!

(ايلديريم)

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۰:۴۰ توسط:سنا موضوع:

پندنامه

**پند اول**

.**بوقلموني،گاوي بديد و بگفت:

در آرزوي پروازم اما چگونه ، ندانم**

**گاو پاسخ داد:

گر ز تپاله من خوري قدرت بر بالهايت فتد و پرواز كني**

**بوقلمون خورد و بر شاخي نشست**

**تيراندازي ماهر، بوقلمون بر درخت بديد**

**تيري بر آن نگون بخت بينداخت و هلاكش نمود**

**نتيجه اخلاقي**

**با خوردن هر گندي شايد به بالا رسي، ليك در بالا نماني**

**پند دوم**

.**گنجشكي از سرماي بسيار قدرت پرواز از كف بداد و در برف افتاد**

.**گاوي گذر همي كرد و تپاله بر وي انداخت**

.**گنجشك ز گرماي تپاله جان بگرفت و به آواز مشغول شد**

.**گربه اي آواز بشنيد، جست و گنجشك بدندان بگرفت و بخورد**

**نتيجه اخلاقي**

. **هر كه گندي بر تو انداخت، حتماً دشمن نباشد**

.**هر كه از گندي بدر آوردت، حتماً دوست نباشد**

.**گر خوشي، دهان ببند و آواز، بلند مخوان**

**پند سوم**

**خرگوش از كلاغي بر سر شاخه پرسيد**

**كه آيا من نيز ميتوانم چون تو نشسته ، كار نكنم؟**

**كلاغ پاسخ داد: چرا كه نه**

**خرگوش بنشست بي حركت**

.**روباهي از ره رسيد و خرگوش بخورد**

**نتيجه اخلاقي**

. **لازمه ي نشستن و كار نكردن بالا نشستن است**



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۰:۳۹ توسط:سنا موضوع:

2 تا شعر از شلدون آلن سيلور استاين

آرزوهايي كه حرام شدند ...

جادوگري كه روي درخت انجير زندگي ميكند

به لستر گفت: يه آرزو كن تا برآورده كنم

لستر هم با زرنگي آرزو كرد

دو تا آرزوي ديگر هم داشته باشد

بعد با هر كدام از اين سه آرزو

سه آرزوي ديگر آرزو كرد

آرزوهايش شد نه آرزو با سه آرزوي قبلي

بعد با هر كدام از اين دوازده آرزو

سه آرزوي ديگر خواست

كه تعداد آرزوهايش رسيد به ۴۶ يا ۵۲ يا...

به هر حال از هر آرزويش استفاده كرد

براي خواستن يه آرزوي ديگر

تا وقتي كه تعداد آرزوهايش رسيد به...

۵ ميليارد و هفت ميليون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو

بعد آرزو هايش را پهن كرد روي زمين و شروع كرد به كف زدن و رقصيدن

جست و خيز كردن و آواز خواندن

و آرزو كردن براي داشتن آرزوهاي بيشتر

بيشتر و بيشتر

در حالي كه ديگران ميخنديدند و گريه ميكردند

عشق مي ورزيدند و محبت ميكردند

لستر وسط آرزوهايش نشست

آنها را روي هم ريخت تا شد مثل يك تپه طلا

و نشست به شمردنشان تا .......

پير شد

و بعد يك شب او را پيدا كردند در حالي كه مرده بود

و آرزوهايش دور و برش تلنبار شده بودند

آرزوهايش را شمردند

حتي يكي از آنها هم گم نشده بود

همشان نو بودند و برق ميزدند

بفرمائيد چند تا برداريد

به ياد لستر هم باشيد

كه در دنياي سيب ها و بوسه ها و كفش ها

همه آرزوهايش را با خواستن آرزوهاي بيشتر حرام كرد !!!



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۰:۳۸ توسط:سنا موضوع:

يادمون باشه كه . . .

- يادمون باشه كه ، خدا هميشه هست.

- يادمون باشه كه ، كسي كه زير سايه ديگري راه ميره، خودش سايه‌اي نداره.

- يادمون باشه كه ، هر روز بايد تمرين كرد دل كندن از زندگي را.

- يادمون باشه كه ، زخم نيست آنچه كه درد دارد، عفونته.

- يادمون باشه كه ، در حركت هميشه افق‌هاي تازه هست.

- يادمون باشه كه ، دست به كاري نزنيم كه نتوانيم آن را براي ديگران تعريف كنيم.

- يادمون باشه كه ، اونايي كه دوستشون داريم مي‌تونند دوستمون نداشته باشند.

- يادمون باشه كه ، حرف‌هاي كهنه از دل كهنه مياد، پس دلي نو بخريم.

- يادمون باشه كه ، فرار، راه به دخمه ‌اي مي‌بره براي پنهان شدن، نه آزادي.

- يادمون باشه كه ، باورهامون شايد دروغ باشند.

- يادمون باشه كه ، لبخندمان را در آيينه جا نگذاريم.

- يادمون باشه كه ، آروزهاي انجام نيافته دست زندگي رو گرفتن و اونو راه مي‌برند.

- يادمون باشه كه ، محبت به ديگران براي نمايش گذاشتن مهر خودمون نباشه.

- يادمون باشه كه ، آدم‌ها همه ارزشمندند و همه مي‌تونند مهربون و دلسوز باشند.

- يادمون باشه كه ، تنهايي ما در مقايسه با تنهايي خورشيد خيلي كمه.

- يادمون باشه كه ، دو رنگي رو با كمتر از صداقت نديم.

- يادمون باشه كه ، دلخوشي‌ها هيچ كدوم ماندگار نيستند.

- يادمون باشه كه ، تا وقتي اوضاع بدتر نشده! يعني همه چيز روبراهه.

- يادمون باشه كه ، هوشياري يعني زيستن با لحظه‌ها.

- يادمون باشه كه ، آرامش جايي فراتر از ما نيست.

- يادمون باشه كه ، من تنها نيستم، ما يك جمعيت‌ايم كه تنهاييم.

- يادمون باشه كه ، از چشمه درس خروش بگيريم و از آسمان درس پاك زيستن.

- يادمون باشه كه ، براي آموختن و درس دادن به دنيا آمديم، نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان.

- يادمون باشه كه ، براي پاسخ دادن به احمق، بايد احمق بود!

- يادمون باشه كه ، لازمه گاهي با خودمون روراست‌ تر از اين باشيم كه هستيم.

- يادمون باشه كه ، قبلا چيزهايي برامون مهم بودند كه حالا ديگه مهم نيستند.

- يادمون باشه كه ، آنچه امروز برامون مهمه، فردا نخواهند بود.

- يادمون باشه كه ، نيازمند كمك هستند آنها كه منتظر كمكشان نشسته‌ايم.

- يادمون باشه كه ، ما از اين به بعد هستيم، نه تا به حال.

- يادمون باشه كه ، غيرقابل تحمل وجود ندارد.

- يادمون باشه كه ، با يك نگاه هم ممكنه بشكنند دل‌هاي نازك.

- يادمون باشه كه ، به جز خاطره‌اي هيچ نمي‌ماند.

- يادمون باشه كه ، وظيفه من اينه «حمل باري كه خودم هستم تا آخر راه».

- يادمون باشه كه ، منتظر تنها يك جرقه است، انبار مهمات.

- يادمون باشه كه ، كار رهگذر عبوره، گاهي برمي‌گرده،گاهي نه.

- يادمون باشه كه ، در هر يقيني مي‌توان شك كرد و اين تكاپوي خرد است.

- يادمون باشه كه ، هميشه چند قدم آخره كه سخت‌ترين قسمت راهه.

- يادمون باشه كه ، اميد، خوشبختانه از دست دادني نيست.

- يادمون باشه كه ، به جستجوي راه باشيم نه همراه.

- يادمون باشه كه ، هوشياري يعني زيستن با لحظه‌ها.

- يادمون باشه كه ، كلا نااميد نميشي اگه تمام اميدت را به چيزي نبسته باشي.

- يادمون باشه كه ، خوبي اوني رو كه نداريم اينه كه نگران از دست دادنش نيستيم.

- يادمون باشه كه ، در خسته‌ترين ثانيه عمر، رمقي براي انجام كارهاي كوچك هست.

- يادمون باشه كه ، وقتي از دست دادن عادت ميشه بدست آوردن، ديگه آرزو نيست.

- يادمون باشه كه ، اونايي رو كه گوشه آسايشگاه‌ها غريب‌اند و تنها، از ياد نبريم.

- يادمون باشه كه ، گاهي بايد براي راحتي خيالِ ديگران خودمون رو خوشحال نشون بديم.

- يادمون باشه كه ، سعادت ديگران بخش مهمي از خوشبختي ماست.

- يادمون باشه كه ، قولي را كه به كسي ميديم عمل كنيم.

- يادمون باشه كه ، دوست بداريم بي‌انتظار پاسخي از طرف ديگران.

- يادمون باشه كه ، مهرباني صفت بارز عشاق خداست پس از اينكار ابايي نكنيم.

- يادمون باشه كه ، اين دعا هميشه ورد زبونمون باشه «خدايا هيچوقت ما رو به حال خودمون رها نكن».

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۰:۳۷ توسط:سنا موضوع:

صندلي داغ 6

سلامي به داغي همين صندلي داغ خودمون

مهمان ششم صندلي داغمون خيلي آدم بدشانسيه ! بگو چرا ؟ چون بعد از امتحان فيزيو ،عده اي از بچه ها امتحانشونو خوب دادن و از فرط خوشحالي و براي تفريح ميان سوال پيچش كنن و عده اي از بچه ها كه امتحانشون خوب نشده براي انتقام ميان دوباره سوال پيچش كنن ....

و اين شخص كسي نيست جز اديب حافدي

آقاي حافدي از  صبح روز ۱۳ ارديبهشت به مدت چند روز روي صندلي داغمون از نزديك و در حالت مماس آتش سوزان سوال رو حس خواهد كرد !

آقاي حافدي تا امشب پاسخگوي سوالات هستند .اگر حرفي حديثي مونده بياين بپرسين .

خب با عرض خسته نباشيد به آقاي حافدي

آقاي حافدي رو كه حالا از فرط داغي صندلي شلوارش به صندلي چسبيده و نميتونه بلند شه رو از رو صندلي چند نفري بلند ميكنيم .بعد از امتحاناي ميد ترم هفتمين صندلي به آتش كشيده خواهد شد !



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۰:۳۵ توسط:سنا موضوع: