سناطب سناطب .

سناطب

اطلاعيه شماره 3

با نام و ياد خدا

با عرض سلام خدمت همگي

به اطلاع دوستان گرامي مي رساند

 

1 – چهارشنبه 21 / 1 / 92  ساعت 8 -10 كلاس آمار تشكيل نمي گردد

كلاس پاتولوژي ساعت 10 -12 خواهد بود

2- ........... در كانكس داخلي موجود مي باشد از روز 4 شنبه 21 فروردين

3 – سوالات آمار حدودا 40 تا مي باشد كه به صورت تستي و تشريحي برگزار مي گردد – 3 نمره شامل پروپوزال هستش

4 – نمودار فيش بون رو هم مي توانيد روي يك كاغذ آ 4 ! رسم كنيد و دستي تحويل بنده بديد ( تا روز شنبه 24 /1 / 92 مهلت داريد )  البته pico  رو هم روش بنويسيد همراه با اسامي اعضاي گروه

5 -  پنج شنبه 22 / 1 /92  آخرين گارگاه برگزار مي گردد تمامي افراد باقي مانده حتما مراجعه كنند + روپوش

محل برگزاري در skill lab  واقع در راه رو كلاس 2و 3

6 – شنبه 24 / 1 /92  ساعت 8 – 10 آمار داريم و 10 – 12 پاتو ( مبحث پوست ) ساعت 1- 3 هم دوباره آمار داريم

7 – به گفته ..... احتمالا شنبه كمد ها رو بهمون بدن !

8 – يك شنبه تعطيل است

9 – دوشنبه 26 / 1 / 92 دو گروه باهم فارما دارن ساعت 10 -12 و توجه كنيد 8 – 10 كلاس نداريم

10 – سه شنبه 27 / 1 / 92 گروه 1 ساعت 8-10 و گروه 2 ساعت 10 – 12 فارما دارن ( جدا جدا )

11 – توجه كنيد بجز اين موارد هيچ كلاس ديگري نداريم.

12 – شنبه 31  / 1 /92 امتحان آمار داريم ساعت 12 تا 2 

خوب بخونيد امتحان سخته ( منابع موجود : جزوه 88 و جزوات خودمان و جزوات پارسيان يا كتاب كاظم محمد ! )

بهترين و دردسترس ترين منبع فعلا همون 88 هستش و با CI : % 95  نمرتون بين 16 تا 19 خواهد بود اما اگر پارسيان رو بخونيد يك دور به صورت سريع خيلي بهتون كمك مي كنه بعدا 88 رو بخونيد. بشينيد چندتا مساله هم حل كنيد.

13 – يك شنبه 1 / 2 / 92 ساعت 10 تا 12 كورس روماتولوژي داريم  ( توجه كنيد 8 -10 سميولوژي تشكيل نمي شود )

14 – هركسي عكس نداده ديگه مهلتش تمومه ( سه شنبه 20 / 1 / 92  مهلتش تموم شد ) بقيه كه ندادن كان لم يكن !

15 – پروپوزالاتون رو كامل كنيد و تا شنبه 24 / 1 / 92 با ايميل بفرستيد

( علاوه بر موارد قبلي : روش اجرا و نوع ازمون آماري و ملاحظات اخلاقي را بنويسيد )

 16 – جزوات صوتي پارسيان  به صورت كامل و بي نظير مخصوص كل فيزيوپات به صورت رايگان در كامپيوتر كلاس 1

17 – برنامه كورس روماتولوژي در كانكس داخلي موجود است.

از تمامي افرادي كه ما را در اين موارد بالا همراهي كردند بسيار سپاسگذاريم ( به خصوص آقايان معتمديان و مظهري و ... )

اميد است بخش اول را به خوبي پشت سر نهيد.

و ديگر هيچ ...

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۷:۲۴ توسط:سنا موضوع:

ايميل بهداشت

جهت ارسال پروپوزال به اين ادرس ميل كنيد


فقط يادتان نرود سلام كنيد و بگيد فرم پروپوزال رو فرستاديد و كاري از شما است

 ( اسم اعضاي گروه رو بنويسيد )


community.medicine.tabriz@gmail.com



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۷:۲۳ توسط:سنا موضوع:

8 - Best Medicine Schools

u.s. news & world report'sbest graduate schools: 2014

once again, the johns hopkins university school of medicine has retained its top-tier ranking in u.s. news & world report’s edition on the best graduate schools in the nation.

in the 2014 report, the school ranked #3 among u.s. medical schools. for a complete list and methodology of rankings, please visit www.usnews.com.

top medical schools overall:

#1 - harvard university
#2 - stanford university
#3 - the johns hopkins university school of medicine

johns hopkins medical school specialty rankings:

#1 - internal medicine
#2 - geriatrics
#2 - aids
#4 - pediatrics
#4 - women's health
#24 - primary care
 

top biological science phd program rankings:

#1 - stanford university
#2 - harvard university
        massachusetts institute of technology
        university of california - berkeley
#5 - california institute of technology       
#5 - johns hopkins university
#7 - princeton university
        scripps research institute
        university of california - san francisco

johns hopkins' biological science specialty rankings:

#4 - cell biology
#4 - microbiology and molecular biology
#4 - neuroscience/neurobiology
#5 - immunology/infectious disease
#6 - biochemistry/biophysics/structural biology
#7 - genetics/genomics/bioinformatics

johns hopkins' biomedical engineering program ranked #1 again.

the johns hopkins school of medicine

 

from its beginning, the johns hopkins school of medicine revolutionized the education of physicians, the practice of medicine and medical research nationally and internationally by applying unprecedented standards to medical training. rigid entrance requirements were established; the curriculum emphasized scientific methods as well as bedside teaching, laboratory research and advanced training in specialized fields. for the first time ever in the united states, women were admitted as medical students on an equal basis with men.

hopkins retains that innovative spirit. it annually receives more research grants from the national institutes of health than any other medical school and consistently is ranked among the top two medical schools in the nation by u.s. news & world report. in 2009, it launched a new curriculum, genes to society, centering on our advanced understanding of the genetic underpinnings of human diseases. its key concepts include human variability, risk and the ability to refine disease diagnosis and improve outcomes.

number of students: 1,417
463 m.d. candidates / 870 ph.d. candidates
12 master of arts candidates / 8 master of sciences candidates number of faculty: 2,551 full-time, 1,291 part-time degrees awarded:
annually (2011) 110 m.d., 20 m.a./m.s., 110 ph.d. total alumni: 8,026 year established: 1893 dean: paul b. rothman

 

the johns hopkins university school of medicine

“medicine is learned by the bedside and not in the classroom ... see and then research, compare and control. but see first.” – william osler, the first chief of medicine at the johns hopkins hospital and the founder of the institution’s residency program.

more than a century ago, baltimore merchant johns hopkins left behind million after his death, along with a mandate that would change the face of medical education throughout the united states and beyond. the money should go to build a hospital and a university of the highest stature in the heart of baltimore, md., a place where all patients—rich or poor, black or white, male or female—could receive care.

from the institution’s beginnings in 1876, hopkins leaders have understood that to practice medicine, young physicians need frontline training alongside veteran physicians whose knowledge and experience provides the best means of fighting disease. our faculty believes that to best grasp illness, our student-physicians must also understand the patients who are afflicted and constantly be searching for better treatments, newer answers and greater ideas. it is a crucial aspect of improving health across the world, and it’s what medical education at johns hopkins is all about.

about the johns hopkins school of medicine
  • founded in 1893
  • located in baltimore, md.
  • 2,448 full-time faculty
  • 1,249 part-time faculty
  • 9,504 employees
  • 482 medical students
  • 85 percent of students receive financial aid
  • consistently ranked among the top medical schools in the country

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

http://www.hopkinsmedicine.org/som/index.html

http://www.hopkinsmedicine.org/usnews/usnews_bestgradschools.html

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۷:۲۲ توسط:سنا موضوع:

اطلاعيه شماره 2

با سلام


1 - فردا ( يك شنبه ) كلاس فارما در دو گروه جدا  از هم برگزار خواهد شد 8- 10 و 10 - 12 و

كلاس آمار ساعت 1 تا 2/30


2- مهلت تحويل عكس ها تا روز دوشنبه است تا به حال 50 نفر تحويل ندادن


3 - نمونه پروپوزال در كانكس داخلي موجود است ( فقط تو رو خدا نريد همونو به استاد بديد اونو قراره تحويل استاد بديم )

اگر با مشكل مواجه شديد حتما بگيد - در گروه ها ي 4 نفره بايد تحويل بديد


4 - پنج شنبه هركسي نرفته كارگاه بره ديگه آخرشه اين هفته +  روپوش


5 - روز دوشنبه هم سميولوژي نظري داريم 10 تا 12  و 8 تا 10 آمار


6 - كمداتونم انشاا... تا اخر اين هفته يا اول هفته بعد تحويل مي گيريد


7 - احتمالا به زودي براي رابينز 2013 ثبت نام كنيم


و ديگر هيچ ....



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۷:۲۰ توسط:سنا موضوع:

نگرش...

 كه مدتي به هيچ رنگي بجز رنگ سبز نگاه نكند.وي پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمين خود دستور ميدهد با خريد بشكه هاي رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آميزي كنند . همينطور تمام اسباب و اثاثيه خانه را با همين رنگ عوض ميكند. پس از مدتي رنگ ماشين ، ست لباس اعضاي خانواده و مستخدمين و هر آنچه به چشم مي آيد را به رنگ سبز و تركيبات آن تغيير ميدهد و البته چشم دردش هم تسكين مي يابد.

بعد از مدتي مرد ميليونر براي تشكر از راهب وي را به منزلش دعوت مي نمايد. راهب نيز كه با لباس نارنجي رنگ به منزل او وارد ميشود متوجه ميشود كه بايد لباسش را عوض كرده و خرقه اي به رنگ سبز به تن كند. او نيز چنين كرده و وقتي به محضر بيمارش ميرسد از او مي پرسد آيا چشم دردش تسكين يافته ؟ مرد ثروتمند نيز تشكر كرده و ميگويد :" بله . اما اين گرانترين مداوايي بود كه تاكنون داشته."

مرد راهب با تعجب به بيمارش ميگويد بالعكس اين ارزانترين نسخه اي بوده كه تاكنون تجويز كرده ام. براي مداواي چشم دردتان، تنها كافي بود عينكي با شيشه سبز خريداري كنيد و هيچ نيازي به اين همه مخارج نبود.براي اين كار نميتواني تمام دنيا را تغيير دهي، بلكه با تغيير چشم اندازت(نگرش) ميتواني دنيا را به كام خود درآوري. تغيير دنيا كار احمقانه اي است اما تغيير چشم اندازمان(نگرش) ارزانترين و موثرترين روش ميباشد.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۷:۱۸ توسط:سنا موضوع:

مجله نوروزي بهداشت !

سلام


تعدادي سوال پرسيدن آقاي دكتر پزشكي گفتن بعد عيد بياريد جواباشو

البته شايد الان ديگه يادشون نباشه ولي خب جوابا رو تا جايي كه ممكن بود مي گذارم


1 - همون مربع 4*4 يا پانت كه اطرافش + و - مي گذاشتن

به ترتيب حركت عقربه هاي ساعت در اون خانه ها ( يك منهاي الفا )

( يك منهاي بتا ) ( بتا ) ( الفا ) قرار دهيد ( البته اين سوالو تو منابعي كه در دسترس بود جوابشو پيدا نكردم بيشتر استدلالي هستش اميد است كه درست باشد )

( يك مربع بكشيد 4 قسمت كنيد تا 4 مربع كوچك ايجاد شود بعد

از بالايي سمت چب اونايي رو كه گفتم به ترتيب حركت ساعت بذاريد )

2- ويژگي و حساسيت نبايد شامل 1/2  ( يك دوم ) شوند


3 - كاربرد ضريب تغيرات در كاليبره كردن تست آزمايشگاهي ( جوابش تو جزوه جلسه 9 ورودي 88 هستش صفحه 5 )


شايد هيچ يك را نخواهد استاد ولي دفع خطر احتمالي واجبه !


پروپوزالم نمي خواد همشو پر كنيد هااااا فقط :

عنوان - بيان مساله - هدف كلي  - هدف اختصاصي  - متغير ها - فرضيات - نمودار ماهي  و pico   و نام همكاران و نوع طرح


و ديگر هيچ ......



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۷:۱۸ توسط:سنا موضوع:

7

خيلي جالبه

اين نفر آخر كنكوره. مطمئن باشيد آگه مي خواست نفر اول مي شد!



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۷:۱۷ توسط:سنا موضوع:

اطلاعيه شماره 1

به اطلاع دانشجويان عزيزتر از جان مي رساند


1- تاريخ شروع كلاس ها 17  فروردين و 8 صبح مي باشد.


2- كارگاه روز 5 شنبه 15 فروردين براي گروه 3 و 4  + تبريزي هايي

كه براشون ممكنه داير مي باشد در محل اسكيل لب واقع در راه رو كلاس 2 و 3


3 - زمان تحويل پروپوزال بعد عيد تا حدوداي 22 فروردين هستش

كسايي كه نمي تونن بنويسن نگران نباشن بعد شروع كلاسا مي تونيد بياد يك نمونه كه كامل نوشته شده رو بگيريد و خودتون از روش يكي درست كنيد!


4- تكليف بهداشت سعي مي شود جوابش تا جمعه روي وبلاگ قرار گيرد.

5- امتحان آمار 31 فروردين

6 - امتحان  پاتو و فارما 3 - 4 ماه ديگست.

و ديگر هيچ .......


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۷:۱۶ توسط:سنا موضوع:

من مسئول گلمَم . . .


آنوقت بود كه سرو كله ي روباه پيدا شد. روباه گفت: سلام.

شازده كوچولو برگشت اما كسي را نديد. با وجود اين با ادب تمام گفت: سلام.

صدا گفت: من اينجام ، زير درخت سيب . . .

شازده كوچولو گفت: كي هستي تو ؟ عجب خوشگلي !

روباه گفت: يك روباهم من.

شازده كوچولو گفت: بيا با من بازي كن. نمي داني چقدر دلم گرفته . . .

روباه گفت: نمي توانم باهات بازي كنم. هنوز اهليم نكرده اند آخر.

شازده كوچولو آهي كشيد و گفت: معذرت مي خواهم.

اما فكري كرد و پرسيد : اهلي كردن يعني چه ؟

روباه گفت: تو اهل اينجا نيستي. پي چي مي گردي ؟

شازده كوچولو گفت: پي آدم ها مي گردم. نگفتي اهلي كردن يعني چه ؟

روباه گفت: آدم ها تفنگ دارند و شكار مي كنند. اينش اسباب دلخوري است !

اما مرغ و ماكيان هم پرورش مي دهند و خيرشان فقط همين است.

تو پي مرغ مي گردي ؟

شازده كوچولو گفت: نه ، پي دوست مي گردم. اهلي كردن يعني چه ؟

روباه گفت: چيزي است كه "پاك فراموش شده". معنيش ايجاد علاقه كردن است.

شازده كوچولو پرسيد : ايجاد علاقه كردن؟

روباه گفت: معلوم است. تو الان واسه من يك پسر بچه اي مثل صدهزار پسر بچه ي ديگر.

نه من هيچ احتياجي به تو دارم نه تو هيچ احتياجي به من. من هم واسه تو يك روباهم مثل صدهزار روباه ديگر. "اما اگر منو اهلي كردي هردوتامون به هم احتياج پيدا مي كنيم".

تو واسه من ميان همه ي عالم موجود يگانه اي مي شوي و من براي تو.

شازده كوچولو گفت: كم كم دارد دستگيرم مي شود.

يك گلي هست كه گمانم مرا اهلي كرده باشد.

روباه گفت: بعيد نيست. رو اين كره ي زمين هزار جور چيز مي شود ديد.

شازده كوچولو گفت: اوه، نه ! آن روي كره ي زمين نيست.

روباه كه انگار حسابي حيرت كرده بود گفت: رو يك سياره ي ديگر است؟

- آره

- تو آن سياره شكارچي هست؟

- نه

- محشر است! مرغ و ماكيان چه طور؟

- نه

روباه آهي كشيد و گفت: هميشه ي خدا يك پاي بساط لنگ است !

اما پي حرفش را گرفت و گفت: زندگي يكنواختي دارم. من مرغ‌ها را شكار مي كنم آدم‌ها مرا. همه‌ي مرغ‌ها عين همند همه‌ي آدم‌ها هم عين همند. اين وضع يك خرده خلقم را تنگ مي كند.

اما اگر تو منو اهلي كني انگار كه زندگيم را چراغان كرده باشي. آن وقت صداي پائي را مي شناسم كه با هر صداي پاي ديگري فرق مي‌كند، صداي پاي ديگران مرا وادار مي‌كند تو هفت تا سوراخ قايم بشوم اما صداي پاي تو مثل نغمه‌اي مرا از سوراخم مي‌كشد بيرون.

تازه ، نگاه كن آن‌جا آن گندمزار را مي‌بيني ؟ براي من كه نان‌بخور نيستم گندم چيز بي‌فايده‌اي است. پس گندمزار هم مرا به ياد چيزي نمي‌اندازد. اسباب تأسف است. اما تو موهات رنگ طلا است. پس وقتي اهليم كردي محشر مي‌شود ! گندم كه طلايي رنگ است مرا به ياد تو مي‌اندازد و صداي باد را هم كه تو گندمزار مي‌پيچد دوست خواهم داشت . . .

روباه خاموش شد و مدت درازي شازده كوچولو را نگاه كرد.

آنوقت گفت: اگر دلت مي‌خواهد منو اهلي كن!

شازده كوچولو جواب داد: - دلم كه مي‌خواهد، اما وقتِ چنداني ندارم. بايد بروم دوستاني پيدا كنم و از كلي چيزها سر در آرم.

روباه گفت: آدم فقط از چيزهايي كه اهلي مي‌كند مي‌تواند سر درآرد. انسان‌ها ديگر براي سر درآوردن از چيزها وقت ندارند. همه چيز را همين‌جور حاضر و آماده از دكان‌ها مي‌خرند.

اما چون دكاني نيست كه دوست معامله كند آدم‌ها مانده‌اند بي‌دوست . . .

تو اگر دوست مي‌خواهي خب منو اهلي كن!

شازده كوچولو پرسيد: راهش چيست؟

روباه جواب داد : بايد خيلي خيلي حوصله كني. اولش يك خرده دورتر از من ، مي‌گيري اين جوري ميان علف‌ها مي‌نشيني. من زير چشمي نگاهت مي‌كنم و تو لام تا كام هيچ نمي‌گويي، چون همه‌ي سوء تفاهم‌ها زير سر زبان است. عوضش مي‌تواني هر روز يك خرده نزديك‌تر بنشيني.

فرداي آن روز دوباره شازده كوچولو آمد.

روباه گفت: كاش سر همان ساعت ديروز آمده بودي. مثلاٌ اگر سر ساعت چهار بعد از ظهر بيايي من از ساعت سه تو دلم قند آب مي‌شود و هرچه ساعت جلوتر برود بيشتر احساس شادي و خوشبختي مي‌كنم. ساعت چهار كه شد "دلم بنا مي‌كند شور زدن و نگران شدن. آن وقت است كه قدر خوشبختي را مي‌فهمم "! اما اگر تو وقت و بي‌وقت بيايي من از كجا بايد بدانم چه ساعتي بايد دلم را براي ديدارت آماده كنم؟ . . . هرچيزي براي خودش قاعده‌اي دارد.

شازده كوچولو گفت: قاعده يعني چه؟

روباه گفت: "اين هم از آن چيزهايي است كه پاك از خاطره‌ها رفته. اين همان چيزي است كه باعث مي‌شود فلان روز با باقي روزها فرق كند". مثلاٌ شكارچي‌هاي ما ميان خودشان رسمي دارند و آن اين است كه پنجشنبه‌ها را با دخترهاي ده مي‌روند رقص. پس پنجشنبه‌ها بَره كشان من است; براي خودم گردش كنان مي‌روم تا دم مُوستان. حالا اگر شكارچي‌ها وقت و بي‌وقت مي‌رقصيدند همه‌ي روزها شبيه هم مي‌شد و منِ بيچاره ديگر فرصت و فراغتي نداشتم.

به اين ترتيب شازده كوچولو روباه را اهلي كرد.

لحظه‌ي جدايي كه نزديك شد روباه گفت: آخ ! نمي‌توانم جلو اشكم را بگيرم.

شازده كوچولو گفت: تقصير خودت است. من كه "بدت" را نمي‌خواستم ،

"خودت خواستي" اهليت كنم. روباه گفت: همينطور است.

شازده كوچولو گفت: آخر اشكت دارد سرازير مي‌شود!

روباه گفت: همينطور است.

شازده كوچولو گفت: پس اين ماجرا فايده اي به حال تو نداشته.

روباه گفت: چرا، "واسه خاطرِ رنگ گندم".

بعد گفت: برو يك بار ديگر گل‌ها را ببين تا بفهمي كه گلِ خودت تو عالم تك است. برگشتني با هم وداع مي‌كنيم و من به عنوان هديه رازي را به تو مي‌گويم.

شازده كوچولو بار ديگر به تماشاي گل‌ها رفت و به آن‌ها گفت: "شما سرِ سوزني به گل من نمي‌ مانيد و هنوزهيچي نيستيد. نه كسي شما را اهلي كرده ، نه شما كسي را". درست همان‌جوري هستيد كه روباه من بود :‌ روباهي بود مثل صدهزار روباه ديگر. او را دوست خودم كردم و حالا تو همه‌ي عالم تك است. گل‌ها حسابي از رو رفتند.

شازده كوچولو دوباره درآمد كه : خوشگليد اما "خالي" هستيد. "برايتان نمي‌شود مُرد". گفت و گو ندارد كه گل مرا هم فلان رهگذر گلي مي‌بيند مثل شما. اما او به تنهايي از همه‌ي شما سر است چون اوست كه آبش داده‌ام ، چون فقط اوست كه زير حبابش گذاشته‌ام ، چون فقط اوست كه حشراتش را كشته‌ام (جز دو سه‌تايي كه مي‌بايست شب‌پره بشوند)، "چون فقط اوست كه پاي گِلِه‌گزاري‌ها يا خودنمايي‌ها و حتي گاهي بُغ كردن و هيچ نگفتن‌هاش نشسته‌ام"،

"*"چون كه او گلِ من است"*".

شازده كوچولو برگشت پيش روباه و گفت: خدانگهدار!

روباه گفت: خدانگهدار! و اما رازي كه گفتم خيلي ساده است; جز با "دل" هيچي را چنان كه بايد نمي‌شود ديد. نهاد و گوهر را چشم سَر نمي‌بيند.

شازده كوچولو براي آن كه يادش بماند تكرار كرد: نهاد و گوهر را چشم سَر نمي‌بيند.

روباه ادامه داد : "ارزش گل تو به قدر عمري است كه به پاش صرف كرده اي".

شازده كوچولو براي آن كه يادش بماند تكرار كرد: به قدر عمري است به پاش صرف كرده‌ام.

روباه گفت: انسان‌ها اين حقيقت را فراموش كرده‌اند اما تو نبايد فراموشش كني. تو تا زنده‌اي "نسبت به چيزي كه اهلي كرده‌اي مسئولي". تو مسئول گُلِتي . . .

شازده كوچولو براي آن كه يادش بماند تكرار كرد: "من مسئول گلمَم . . ."

 

 برگرفته از بخش 21 اثر ماندگار آنتوان دوسنت اگزوپري "شازده كوچولو "به ترجمه احمد شاملو

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۷:۱۵ توسط:سنا موضوع:

معما ! از نوع جنايي 2


قتل در يك شب باراني
ساعت 12 شب هفدهم دسامبر بود. يك شب باراني، شدت باران به حدي بود كه صداي برخورد آن از روي سقف شنيده مي‌شد. كميسر ديويد سون آماده مي‌شد به رختخواب برود. ناگهان صداي زنگ تلفن همراهش بلند شد. از آن سوي خط سروان جانسون افسر كشيك فرماندهي پليس به او خبر داد قتلي در خيابان ميشلن در منطقه فارسا رخ داده است و ضرورت دارد كميسر در محل جنايت حاضر و موضوع را بررسي كند.

 كميسر با اين كه خسته بود اما نفس عميقي كشيد و نشاني دقيق محل حادثه را پرسيد و به سمت منطقه اعيان‌نشين فاسا حركت كرد. باران همچنان مي‌باريد. كميسر كمتر از 20 دقيقه بعد خود را به ساختمان 172 در خيابان ميشلن رساند. خيابان پهن و خلوت بود. تمام خانه‌هاي خيابان ويلايي، بسيار بزرگ و شيك بودند. ساختمان 172 در ابتداي خيابان قرار داشت. يك ساختمان بسيار زيبا كه با سنگ‌هاي گران قيمت تزيين شده بود. مقابل ساختمان دو خودروي پليس، يك آمبولانس و چند مامور پليس، در زير سقف مقابل در اصلي ايستاده بودند تا از باران در امان باشند. كميسر به محض پياده شدن از خودرو با عجله وارد ساختمان شد. از حياط زيبا و مجلل ساختمان عبور كرد و وارد سالن بزرگ و گرم كه با اشياي گران قيمت تزئين شده بود، گرديد.

سالن ساختمان پر از مبلمان با ارزش و اشياي قديمي و عتيقه بود. اثري از به هم ريختگي ديده نمي‌شد و همه چيز به ظاهر مرتب و منظم بود. چند مامور پليس در حال انگشت‌نگاري بودند.قتل در طبقه دوم ساختمان رخ داده بود. كميسر در حالي كه نگاه جستجوگرش را به اطراف مي‌چرخاند از پله‌ها بالا رفت. در طبقه بالا پنج اتاق خواب وجود داشت كه جنايت در اتاقي كه روبه‌روي پله‌ها بود رخ داده بود. داخل اتاق سروان جنيفر و دو مامور ديگر ايستاده و به دقت همه جا را زيرنظر داشتند. سروان جنيفر با ديدن كميسر جلو آمد و پس از احترام گزارش داد: ساعت حدود 23 و 10 دقيقه بود كه آقاي فرگوسن همسر مقتول با ما تماس گرفت و اعلام كرد همسرش داخل اتاق خوابش به ضرب گلوله به قتل رسيده است. آقاي فرگوسن كه صدايش مي‌لرزيد و بسختي سخن مي‌گفت عنوان كرد او قاتل را ديده و ممكن است جان خودش هم در خطر باشد. ما بلافاصله به تمام گشتي‌هاي خود موضوع را اعلام كرديم. اولين گشتي ما به فاصله 5 دقيقه خود را به اينجا رساند و موضوع قتل خانم رايان هود را تائيد كرد.

سروان جينفر ادامه داد: خانم رايان هود با اسلحه ماگنوم 357 به قتل رسيده است. گلوله برپيشاني او اصابت كرده است. بررسي‌هاي اوليه حكايت از آن دارد كه قاتل پس از ارتكاب جرم تمام طلا و جواهرات خانم هود و همچنين تعدادي از اسناد و مدارك او را به سرقت برده است.

هيچ يك از همسايه‌ها متوجه مورد مشكوكي نشده‌اند. وي يادآور شد: تنها شاهد ماجرا آقاي فرگوسن بوده كه مدعي است هنگام ورود به خانه، مرد سياهپوشي را كه نقاب به چهره داشت، ديده است.

سروان جنيفرخاطرنشان كرد:‌ رايان هود زن ثروتمندي بود كه مال و اموال بسياري داشت. دو سه سال پيش از شوهر دومش جدا شده و بعد از دو سال با فرگوسن ازدواج كرده كه گويا از دو سه ماه پيش هم با او اختلاف پيدا كرده و قرار بوده همين روزها از او جدا شود. چرا كه آخرين روز موعود دادگاه طلاق آنها دو روز ديگر است. كميسر پس از شنيدن گزارش مبسوط سروان از او تشكر كرد و وارد اتاقي كه جنايت در آن رخ داده بود شد. وضع اتاق آشفته و به هم ريخته بود. وسايل كمدچوبي بيرون ريخته شده بود. در گاوصندوق داخل اتاق باز بود و به غير از چند كاغذ، چيز خاص ديگري ديده نمي‌شد، كميسر نگاه جستجوگرش را در اطراف چرخاند و سراغ جسد كه ملحفه سفيد رنگي روي آن كشيده شده بود رفت. كميسر به آرامي ملحفه را كنار زد. چشمان نيمه باز زن جوان و زيبا به سقف دوخته شده بود. صورتش خون‌آلود بود. جاي گلوله‌اي در پيشاني او ديده مي‌شد. موهايش رنگ خون گرفته بود. او يك لباس خواب صورتي رنگ به تن داشت. شواهد حكايت از آن داشت كه در خواب غافلگير شده است. در كنار تخت روي ميز كوچكش يك بسته سيگار، يك فندك طلايي، يك مجله هنري و يك فنجان خالي قهوه ديده مي‌شد.كميسر پس از اين كه به دقت جسد رايان هود را بررسي كرد در داخل اتاق همه چيز را از نظر گذراند و آن گاه رو به سروان جنيفر پرسيد:

بررسي كرده‌ايد قاتل از كجا وارد خانه شده است؟

سروان جواب داد: ما با مورد مشكوكي روبه‌رو نشديم: احتمال دارد قاتل از در ورودي و بدون هيچ‌گونه مقاومتي وارد خانه شده و پس از ارتكاب جنايت و سرقت گريخته است. كميسر از اتاق خارج شد و سراغ فرگوسن همسر ميانسال مقتوله كه بسيار آشفته و مضطرب به نظر مي‌رسيد رفت.

فرگوسن در حالي كه بسختي سخن مي‌گفت به كميسر گفت:

رايان زن خوشگذراني بود كه به غير از خودش به چيز ديگري نمي‌انديشيد. زماني كه با او ازدواج كردم فكر مي‌كردم دست از مهمان بازي‌هايش برمي‌دارد. البته در چند ماه اول هم همان‌طور بود كه مي‌خواستم اما دوباره شروع كرد. او بشدت به مشروبات الكلي اعتياد داشت. همين امر هم باعث اختلاف بين ما شد و تا آنجا پيش رفت كه تصميم به جدايي گرفتيم و قرار بود چند روز ديگر رسما از هم جدا شويم كه اين اتفاق افتاد.

فرگوسن افزود: او اصرار داشت از من جدا شود. گويا يكي جوان‌تر از من پيدا كرده بود و امشب هم او مهمان بود.

كميسر پرسيد: آن شخص چه كسي است؟

فرگوسن جواب داد: اريك هاردينگ، مدتي بود كه با او در ارتباط بود و امشب هم به اتفاق او به مهماني رفته بود و علت اصلي اصرارش براي جدايي از من، همين علاقه‌اش به اريك بود.

فرگوسن در پاسخ اين سوال كميسر كه شغل شما چيست، جواب داد: سهامدار يك شركت بيمه هستم. وضع مالي خوبي دارم و يكي از عواملي هم كه باعث شد رايان با من ازدواج كند ثروت هنگفت من بود و در اين مدت هم هر چه خواست برايش مهيا كردم. هر چند كه او هم وضع مالي بسيار خوبي دارد. اما آنچه براي من تعجب‌آور است، اين است كه رايان چگونه به اريك علاقه‌مند شد و به خاطر او تصميم گرفت از من جدا شود. اريك بازارياب است. يك شخص كاملا معمولي كه بسختي از پس زندگي‌اش برمي‌آيد. البته فقط خوش تيپ و جوان است. كميسر از فرگوسن درخصوص ماجرا پرسيد و او جواب داد: ساعت حدود 11 شب بود كه مقابل ساختمان رسيدم. وقتي از ماشين پياده شدم تا در پاركينگ را باز كنم، مردي را ديدم كه در ساختمان را گشود و بيرون آمد. او كاپشن ضخيمي پوشيده بود و صورتش را با يك ماسك مشكي رنگ پوشانده بود. بلند قد و قوي به نظر مي‌رسيد. قدش در حدود 187 سانتي‌متر بود. او در چند قدمي من بود. نگاهي به من انداخت و درون تاريكي خزيد و لحظه‌اي بعد صداي غرش موتور خودرويي سكوت تاريكي را شكست.

اين اتفاق آنقدر سريع رخ داد كه بهت زده شدم. يك لحظه فكر كردم خواب مي‌بينم. بعد كه به خودم آمدم سراسيمه به طرف ساختمان رفتم. در ورودي ساختمان كاملا باز بود. فكر نمي‌كردم رايان آمده باشد. چراغ‌ها روشن بود. به جستجو داخل ساختمان پرداختم تا اين‌كه با جسد رايان در اتاق خوب روبه‌رو شدم. بعد هم سراسيمه با كلانتري تماس گرفتم.

فرگوسن يادآور شد: رايان امشب با اريك به مهماني رفته بود و احتمالا بعد از برگشتن از مهماني كشته شده است.

كميسر پرسيد: رايان هميشه در خانه را باز مي‌گذاشت؟

فرگوسن جواب داد: او هر وقت از مهماني برمي‌گشت آنقدر مست بود كه متوجه هيچ چيز نمي‌شد و با لباس مهماني روي تخت مي‌افتاد و به خواب مي‌رفت.

كميسر پرسيد: آخرين باري كه با او تماس گرفتي چه ساعتي بود؟

فرگوسن بدون تعمق جواب داد: ساعت حدود 9 شب. او هنوز در مهماني بود و آنقدر مشروب خورده بود كه نمي‌توانست حرف بزند.كميسر چند سوال ديگر از او كرد و سپس اريك را احضار كرد. دقايقي بعد اريك كه بسيار ناراحت بود در محل حاضر و تحت بازجويي قرار گرفت. اريك كه از شنيدن مرگ رايان بشدت شوكه شده بود به كميسر گفت: دو ماه پيش با رايان آشنا شدم. اما چون شوهر داشت از او دوري مي‌كردم. او كه گويا با شوهرش اختلاف داشت به من گفت بزودي از او جدا و زن تو خواهم شد.

اريك افزود: امشب هم تولد خواهرم بود. رايان علاقه‌مند بود در جشن تولد او شركت كند. تا ساعت 10 شب پيش ما بود. بعد هم من و خواهرم او را مقابل خانه‌اش رسانديم و رفتيم. وقتي او را پياده كرديم رايان اصلا وضع خوبي نداشت. مشروب زيادي مصرف كرده بود. خواهرم مجبور شد تا جلوي خانه زيربغل او را بگيرد. بعد هم ديگر از او خبري نداشتيم.

كميسر از مريا خواهر اريك هم بازجويي كرد. او هم اظهارات برادرش را تائيد كرد و افزود: من رايان را به ساختمان هدايت كردم و در را بستم و برگشتم.

كميسر در آخرين مرحله تحقيقات خود نظريه نماينده پزشكي قانوني را جويا شد. نماينده پزشكي قانوني مرگ مقتول را بين ساعت 10 تا 10 و 30 دقيقه شب اعلام كرد. كميسر تشكر كرد و آنچه اتفاق افتاده بود به دقت مرور كرد و آن‌گاه دستور دستگيري قاتل را صادر كرد.شما خواننده عزيز حدس بزنيد قاتل كيست و كميسر از كجا او را شناخت.كميسر حداقل دو دليل داشت. اگر ماجرا را به دقت خوانده باشيد حتما متوجه خواهيد شد.

حميد موفق/ هفته نامه تپش

پاسخ معما : سلامي مجدد. متاسفانه مشكل ويرايش نظرات امروز هم حل نشد و من نتونستم زير نظرات برخي شما دوستان عزيز پاسخ بنويسم . اما در قالب يك نظر براي دوستاني كه جواب ننوشته بودم پاسخ نوشتم . خلاصه ممنون از تمامي شما دوستان عزيز و پوزش به خاطر اشكال فني !!! پاسخ معما رو در بخش نظرات ملاحظه بفرمايين .




برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۷:۱۳ توسط:سنا موضوع: