سناطب سناطب .

سناطب

نگاهي ‫سريع به تاريخچه زمين و نابودي زمين



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۴:۱۵ توسط:سنا موضوع:

*فراخوان IFMSA-TBZ

دانشگاه علوم پزشكي تبريز

معاونت تحقيقات و فناوري- مديريت روابط امور بين الملل

 

جلسه معارفه و جذب نيروي

انجمن بين المللي دانشجويان پزشكي

دانشگاه علوم پزشكي تبريز

(IFMSA-TBZ)

 


        فدراسيون بين المللي دانشجويان پزشكي((IFMSA در بيش از 100 كشور دنيا عضو داشته و در شش حيطه زير فعاليت مي نمايد:

 

1-سلامت عمومي        

2-آموزش پزشكي    

3-تبادل آموزشي دانشجو  

4-تبادل پژوهشي دانشجو   

5-بهداشت باروري   

6-حقوق مرتبط با سلامت

                       

از دانشجويان پزشكي علاقه مند ورودي 85 تا 90،جهت ثبت نام براي نيمه دوم سال 1391دعوت به عمل مي آيد.

 

مكان ثبت نام:  دفتر EDO  دانشكده ي پزشكي     

زمان ثبت نام: 1391/8/27 لغايت 1391/8/30

مكان برگزاري  جلسه: سالن كنفرانس كتابخانه مركزي

زمان برگزاري  جلسه: 2 آذر 1391 ساعت 10

 

ثبت نام فقط به صورت حضوري امكان پذير است

 

برنامه دقيق جلسه تا روز 1 آذر به پست الكترونيكي شركت كنندگان ارسال خواهد شد.

 در صورت بروز هرگونه مشكل  در روند ثبت نام ، مراتب را به دفتر EDO دانشكده پزشكي يا آدرس اينترنتي ifmsa_tbz@yahoo.com اطلاع دهيد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۴:۱۱ توسط:سنا موضوع:

خبر امتحاني

با توجه به اطلاعاتي كه سال بالايي ها دادن,برا 2 فصل اول علاوه بر كتاب حتما جزوه

رو بخونين يعني فقط كتاب كافي نيست ولي برا فصلاي 3 و 4 فقط كتاب كفايت ميكنه

راستي,خانم برنوس انشاالله قراره شنبه برا پاتو نمونه سوال بيارن كه ميديم

كانكس,ممنونيم ازشون



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۴:۱۰ توسط:سنا موضوع:

صندلي داغ

به نام خدا

محمد سرباز هستم. متولد ۲۳ آبان ۷۰، عضو يه خونواده ۵ نفري، پدرم بازنشسته نيروي انتظامي ومادرم خانه دار هستن، دو تا خواهر بزرگتر از خودم دارم كه شيمي و حقوق تموم كردن.

دوران ابتدايي رو تو مدرسه ۱۷ شهريور خوندم و راهنمايي و دبيرستان رو با بچه ها تو سمپاد بوديم.

اولش واسم فرقي نمي كرد رياضي انتخاب كنم يا تجربي يا حتي انساني ولي بعدش كه ديديم تو خونه  دانشجوي رشته هاي رياضي وانساني داريم، من هم تجربي انتخاب كردم كه كلكسيونمون تكميل شه. اما موقع كنكور مطمئن بودم كه ميخوام پزشكي بخونم.

 

غذا ورزش سرگرمي:

ماكاروني و آش رشته خيلي دوست دارم.

اگه شطرنج رو جزو ورزش ها حساب كنيم تو دوره ابتدايي مقام اول استانمون شدم. هنوز هم حكمشو دارم! از شنا و دوميداني هم يه چيزايي سرم ميشه.

بين سرگرميها كه ديگه هيچي فيلم ديدن و كانتر نميشه. كتاب داستان هم دوست دارم!

 

در خدمتيم

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۴:۰۹ توسط:سنا موضوع:

عنوان: هر چي كه خودتون دوست داشتين...

شيـطان اندازه يك حبّـــه قند اســــت . . .

گاهي مي افتـــد
تـــوي فنجـــانِ دلِ مــــا . . .

حل مــي شود
آرام آرام . . .

بي آنكـه اصلا ً ما
بفهميـم . . .

و
روحمـان سـر مي كشد آن را . . .

آن چاي
شيــريـن را . . .

شيـطان
زهـرآگيــن ِديــريــــن را . . .

آن وقـت او، خـون مـــي شـــود در
خـــانه تن . . .

مـي چرخـد و مـــي گـردد و
مـي مـانـد آنجـا . . .

او مي شــــود مـن . . .


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۴:۰۸ توسط:سنا موضوع:

هفته بعد...

سلام

برنامه كلاسي هفته بعد رو ميذاريم براتون:

شنبه            10-8 و 12-10 هر دو كلاس با هم،انگل نظري دكتر حضرتيان(كلاس2)

                   بعد از ظهر:انگل هاي عملي

يكشنبه          10-8 پاتو دكتر دسترنج(كلاس 2)

                   12-10 پاتو دكتر واحدي(كلاس2)

دوشنبه         كلاس نداريم!

سه شنبه      10-8 و 12-10 بهداشت،هر دو كلاس با هم (كلاس شماره 3)

                   ساعت 12:امتحان پاتو

                  1-3:پاتو نظري دكتر واحدي(كلاس2)

چهارشنبه      كلاس ها مطابق معمول




               



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۴:۰۶ توسط:سنا موضوع:

سكسكه حيات بخش

سكسكه حيات بخش ، كيس جالب و آموزشي.

يك آقاي ۴۶ ساله با مشكل سكسكه كه از دو روز پيش شروع شده است به اورژانس بيمارستان متروپوليتن واقع در منهتن نيويورك مراجعه مي كند. مي‌پرسيد جزييات چيست،ها؟ جريان از اين قرار است كه دو روز قبل بيمار ما سر وقت هميشه از خواب بيدار شد و به همراه همسر و چهار فرزندش صبحانه‌اش را صرف كرد،  سپس براي باز كردن مغازه چمدان‌فروشي‌اش از منزل خارج شد و پس از خروج از منزل و از همان ابتداي صبح شروع به سكسكه كرد. اول مثل همه ما با خودش فكر كرد سكسكه‌اش با درمان‌هاي معمولي كه همه‌مان بلد هستيم تمام خواهند شد. اول نفسش را در سينه حبس كرد، ولي نشد. بعد يك ليوان آب خنك خورد، ولي بازهم نشد. سعي كرد به چيزهاي ترسناك هم فكر كندة ولي راستش را بخواهيد اين هم تأثيري نداشت . سكسكه‌ها ول كن نبودند . خيلي خودش اذيت نبود، ولي نمي‌توانست جلوي قريحه طنز مشتريانش را بگيرد و آن روز مايه انبساط خاطر مشتريانش را فراهم كرد. تمام طول روز سكسكه‌ها با او بودند. شب كه به خانه آمد شام خورد و به اميد قطع شدن سكسكه‌ها با خوابيدن سروقت هميشگي به رختخواب رفت، ولي هق هق سكسكه همچنان ادامه داشت. فردا صبح بيمار ما كه هنوز از رختخواب بيرون نيامده بود در حالي كه تلاش مي كرد همسرش را كه در كنارش خوابيده بود با صداي سكسكه از خواب بيدار نكند، سعي كرد دوباره به خواب رود ولي… اولي… دومي… با هر سكسكه قفسه سينه بالا و پايين مي رفت و رختخواب تكان مي خورد. تمام تلاشش را كرد كه در برابر انقباضات مقاومت كند. سعي كرد عضلات ناحيه حلق را ريلكس كند ولي با هر اسپاسم هواي دمي صدايي تند و سريع ايجاد مي كرد. انقباضات شديد ماهيچه‌هاي تنفسي و پايين رفتن غيرعادي عضله شكم تمام شدني نبودند و تا بيست و چهار ساعت بعد هم يك روند دو تا سه بار در دقيقه انقباضات ناخودآگاه و مكرر عضله عضله شكم و عضلات تنفسي بين دنده با آن صداي مخصوص تكرار مي‌شدند. ديگر واقعا وضعيت داشت نگران‌كننده مي‌شد. عصر همان روز از شدت نگراني با اورژانس تماس گرفت و پرسيد كه سكسكه‌اي كه بمدت دو روز طول بكشد غيرطبيعي است يا نه؟ و پرستار ترياژ به او گفت كه بهتر است هر چه سريع‌تر براي بررسي بيشتر خود را به بيمارستان برساند.

زماني كه بيمار ما به بيمارستان رسيد، در اورژانس قيامتي از ازدحام بيماران برپا بود و كسي به كسي نبود ولي نهايتا آقاي جواني كه خود را استيو فرانته و دستيار پزشك معرفي كرد بر بالين او حاضر شد. در نگاه اول فرانته هيچ چيز غيرطبيعي در وي نديد، او كاملا سالم به نظر مي‌رسيد و اصلا شباهتي به بيماراني كه به اورژانس مراجعه مي‌كنند، نداشت. در شرح حال اخذ شده توسط فرانته بيمار ما سيگاري يا الكلي نبود و سابقه مصرف هيچ دارويي را نمي‌داد. او دو بار تحت عمل جراحي هرنيا (فتق) قرار گرفته بود، يكي سه سال قبل و يكي در هفته گذشته. بيمار ما غير از سكسكه هيچگونه مشكل ديگري نداشت، نه درد قفسه سينه، نه تنگي نفس، نه تب، نه لرز، نه سرفه، نه تهوع و استفراغ و … ولي حتي نمي‌توانست يك جمله را بدون يكي از آن سكسكه‌هاي مزاحم به آخر برساند.

اما واقعا سكسكه چيست؟ سكسكه چيزي است كه بي گمان همه در طول زندگي خود با آن مواجه شده‌اند. هق‌هق‌هاي بي‌اماني كه در صورت تداوم، فرد را مستأصل مي‌كند و در مواردي حالت بيماري به خود مي‌گيرد. سكسكه به معني تلاش براي نفس كشيدن در حين هق هق گريه مشتق شده است. سكسكه انقباض تشنجي و شديد ماهيچه‌هاي تنفسي است و با پايين رفتن غير عادي ديافراگم و بسته شدن دهانه حنجره همراه است. انسدادغير ارادي گلوت يعني همان دهانه حنجره باعث توليد صداي سكسكه مي‌شود، اين صدا در زمان عمل دم ايجاد مي‌شود.

در اغلب زبان‌ها، كلمه معادل سكسكه از صداي طبيعي آن گرفته شده . در ايجاد سكسكه، ديافراگم (عضله بزرگ و نازكي كه قفسه سينه را از شكم جدا مي‌كند) و عصب فرنيك (عصبي كه ديافراگم را به مغز وصل مي كند) نقش دارند. سكسكه در واقع يك علامت است و به خودي خود بيماري نيست. اغلب اپيزودهاي سكسكه گذرا و خوش‌خيم هستند، ولي اگر سكسكه بيش از ۴۸ ساعت طول بكشد، سكسكه مداوم محسوب مي گردد و حتما نياز به بررسي بيشتر دارد تا عامل ايجادكننده آن يافت گردد. هر عاملي كه عصب فرنيك يعني همان عصب عضله ديافراگم را تحريك كند، باعث انقباض اين عضله مي‌گردد. خوردن يا آشاميدن غذاهاي داغ و تحريك كننده، بيماري پرده جنب كه روي ريه‌ها را مي‌پوشاند، پنوموني يا عفونت بافت ريه، اورمي يا تجمع مواد سمي كه قرار است از طريق ادرار دفع گردند، اختلالات مري ومعده ولوزالمعده، حاملگي، تحريك مثانه، هپاتيت، سابقه اعمال جراحي بخصوص در منطقه شكم، خنده شديد يا احساسات قوي از علل خوش‌خيم و كم‌اهميت سكسكه مي‌باشند. غذا خوردن زياد هم از آنجا كه معده در زير ديافراگم قرار دارد و معده پر باعث تحريك ديافراگم مي شود از علل غير خطرناك سكسكه است. گاهي هم علل خطرناكي در كار است از جمله آبسه و تومورهاي ساختمانهاي مجاوركه سبب فشار بر روي اعصاب ديافراگم و نهايتا بروز سكسكه مي‌گردد. گاهي هم سكسكه بعد از اعمال جراحي در اثر آسيب خفيف عصب واگ در حين لوله‌گذاري كه به منظور بهبود تنفس بيمار در حين بيهوشي و عمل جراحي انجام مي‌گردد، بروز مي‌كند. در اثر آسيب ناشي از بعضي از توكسين‌ها به خصوص الكل، ضربه مغزي و يا بيماري بخش‌هاي خاصي از مغز هم سكسكه ايجاد مي‌شود.

اما به كيس خودمان كه بازگرديم هيچ يك از اينها برايش مطرح نمي‌شد.

از آنجا كه بيمار ما هيچ نكته غيرطبيعي در معاينه و شرح حال خود نداشت، فرانته شك كرد نكند سكسكه بيمار ما به جراحي چند روز قبل مرتبط باشد، با اين حال به بيمار يك دوز از داروي آنتي‌سايكوتيك تورازين را كه از مؤثرترين درمانهاي سكسكه محسوب مي‌گردد تزريق كرد. كمي بعد سكسكه متوقف گرديد و پس از دقايقي كه سكسكه تمام شده بود بيمار روانه منزل گرديد، ولي هنوز خيلي از اورژانس دور نشده بود كه دوباره سكسكه‌ها شروع شدند.

مجددا دوز دوم تورازين هم تزريق گرديد، ولي لحظاتي بعد بيمار بشدت احساس ضعف و گيجي پيدا كرد. آن قدر كه ديگر قادر نبود خود را سرپا نگهدارد و مجبور شد روي تخت بخوابد؛ سپس به نظرش رسيد كه هياهو و ازدحام اورژانس دارد از جلوي ديد او دورتر و دورتر مي‌شود و ناگهان احساس كرد كه در پاهايش پرش عضلاني دارد و كم كم در بازوهايش نيز همين حس را پيدا مي كند.

روال معمول براين است كه در يك مركز اورژانس اين پزشكان هستند كه در كيس‌هاي پيچيده با گرفتن يك سرنخ به تشخيص‌هاي جالب رسيده‌اند ولي دراين كيس دستيار پزشك يعني همان فرانته است كه گره از اين معضل مي‌گشايد.

فرانته فورا فشار خون وي را چك كرد. در آستانه ورود به اورژانس فشار وي نرمال بود، ولي الان ناگهان به طرز وحشتناكي دچار افت فشار شده بود. به سرعت رگ‌گيري انجام شد و براي بالا بردن فشار شروع به تزريق سرم گرديد. آزمايشات خون و عكس قفسه سينه هم درخواست و سريعا انجام گرديد. ولي در هيچ يك از آنها مورد غيرطبيعي گزارش نگرديد.

 

پس از طرح اين كيس در ستون معرفي بيمار ۲۷۵ نفر از خواننده هاي نيويورك تايمز حدس خود را در مورد تشخيص باليني اين بيمار مطرح كردند، ولي تنها سه نفر پاسخ صحيح دادند . عارضه دارويي داروي تورازين پرطرفدارترين پاسخ بود ولي راستش پاسخ صحيح اين نبود. اگر پزشك هستيد و اين پست را مي‌خوانيد شما هم كمي فكر كنيد بعد ادامه مطلب را بخوانيد.

 

شايد باورتان نشود ولي پاسخ آمبولي ريه بود، يعني گير كردن لخته خون در داخل عروق ريه. و اما جريان آمبولي ريه چيست؟ زماني كه لخته خون در وريدي عمقي در هر جايي از بدن شكل مي‌گيرد، ممكن است همه يا بخشي از اين لخته كنده شود و به سمت عروق ريوي به حركت درآيد.

اين مساله يكي از مشكلات جدي و در واقع يك اورژانس پزشكي است و مي تواند حيات بيمار را تهديد كند. تشخيص اين مشكل هم واقعا راحت نيست و مي تواند خيلي پيچيده باشد. اصلا فكر نكنيد كه اين مساله خيلي مشكل نادري است، اينطور نيست. هرساله ۱۰۰۰۰۰۰ مورد آمبولي ريه در ايالات متحده رخ مي‌دهد. متأسفانه اين بيماري علايم خيلي ويژه‌اي ندارد. ممكن است بيمار از علايمي غيراختصاصي مانند تنگي نفس، طپش قلب، درد قفسه سينه و يا سرفه‌هاي خوني شاكي باشد و يا نه، هيچ يك از اين علايم را نيز نداشته باشد.

ولي فكر مي كنيد فرانته چطور به تشخيص آمبولي ريه رسيد؟ زماني كه بيمار دچار افت فشار خون و ضعف و بيحالي مفرط گرديد، فرانته مي‌دانست كه اينها همه مي‌تواند عارضه جانبي تزريق تورازين باشد. حركات غيرطبيعي و پرش عضلاني در دست و پاي وي هم مي‌توانست به عوارض حركتي اين دارو نسبت داده شود. ولي افت خيلي شديد و ناگهاني فشار خون مي‌توانست خبر از يك مشكل خيلي خيلي جدي مرتبط با سكسكه كذايي نيز بدهد و با اين ذهنيت او نگران بود كه نكند چيز خطرناكي را ناديده بگيرد. او به ياد مي آورد كه در دو سال گذشته دو بيمار مبتلا به آمبولي ريه ديده است كه سكسكه تابلوي باليني هنگام مراجعه‌شان بوده و بعد تشخيص آمبولي ريه روي آنها گذاشته شده است. جراحي چند روز قبل و بي‌حركتي بيمار به دنبال آن، از آنجا كه مي‌توانست باعث افزايش خطر بروز لخته در وريدهاي عمقي اندام تحتاني شود، نيز يك عامل مستعدكننده محسوب مي‌گرديد. حتي اگر بيماري مانند اين بيمار ما شرح حالي از تورم و قرمزي اندام تحتاني ندهد، هم باز اين تشخيص رد نمي‌شود، چون اين لخته ممكن است در وريدهاي شكم و لگن شكل بگيرد واز اين محل سفر خود را به سمت ريه آغاز كند.

با اين شك براي بيمار ما سي‌تي اسكن ريه درخواست گرديد و راديولوژيست لخته خون را در ريه گزارش كرد. بيمار با اين تشخيص بستري و تحت درمان با داروهاي آنتي كواگولانت يعني داروهاي ضدانعقاد قرار گرفت و اين درمان تا سه ماه بعد هم ادامه يافت . در واقع سكسكه‌هاي حيات‌بخش سمج كه بي خيال نسبت به داروي تورازين پشت سرهم تكرار مي شدند باعث شدند بيمار ما از مرگ نجات يابد.

 

حالا مي‌پرسيد چرا آمبولي ريه باعث سكسكه شد؟ جوابش خيلي راحت نيست چون هنوز درست مشخص نشده ولي محققان احتمال مي‌دهند كه بخشي از ريه كه به واسطه انسداد عروقش با لخته خونرساني اش مختل و متوقف شده است در مجاورت ديافراگم واقع شده است و اين باعث التهاب در بخشي از ديافراگم شده و نهايتا سبب بروز سكسكه مي‌گردد.

اگر نظر اين جانب را خواسته باشيد فكر كنم اگر من جاي فرانته بودم با تشخيص عارضه دارويي بيمار را مديريت مي كردم و حسابي شرمنده بيمار مي‌شدم!! چون اصلا حواسم به آمبولي ريه نبود و براي تشخيص آمبولي ريه يكي از كليدهاي تشخيصي اين است كه پزشك حواسش به آمبولي ريه باشد و اگر پزشك در گوشه ذهنش اين تشخيص را ننشانده باشد از تشخيص غافل مي‌شود.

 

سكسكه*: SINGULTUS

___________________

 نويسنده: دكتر فرزانه عبيري



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۴:۰۵ توسط:سنا موضوع:

خاطرات طرح يك پزشك

اندر احوالات طرح:

روز اول:

-اين بچه مسموم شده. همش استفراغ مي‌كنه. دستت درد نكنه دكتر،۲ تا سوزن قويّ قوي براش بنويس، زود خوب شه.
دكتر: فقط استفراغ مي‌كنه؟ اسهال نداره؟ تب نداره؟ دلش درد نمي‌كنه؟
-نه
دكتر: مطمئنين؟ اسهال نشده اصلا؟
-اَنش شل شده، ولي‌ اسهال نميره.
دكتر: .....، زياد تر از هميشه نميره دستشويي؟
-چرا. از ديروز زياد اَن مي‌كنه.
دكتر: خوب پس اسهاله ديگه.
-نه اسهال نميره. فقط استفراغ مي‌كنه.
دكتر: حالا، تو مدفوعش خون نداره؟
-توي چي‌؟؟!!
دكتر: تو.... همون كه گفتين.... همون كه شله. خون نداره؟
-والا نگاه نكرديم.
دكتر: سرفه و آبريزش بيني‌ نداشته اين چند روز؟
-آب بيني چه ربطي‌ داره به مسموم شدنش؟ ۲ تا خشك كن قوي بنويس برا مسموم شدنش، آب بينيش مهم نيست، مادرش پاك ميكنه.


روز دوم:

ساعت ۴صبح، بچه يك سالشون رو بيدار كردند، آوردند اورژانس:

دكتر _كه از هول مريض بدحال با روپوش و شلوار و كفش و حجاب اسلامي زير پتو خوابيده بود _ به زور بلند شده:
- چي‌ شده؟
مادر بچه: داره سرما مي‌خوره دكتر.
دكتر: داااره سرما مي‌خوره؟ يعني‌ هنوز سرما نخورده پس؟
-نه هنوز. ولي‌ ما زودتر آورديمش،۲ تا پني‌سيلين بزنه كه ديگه سرما نخوره. ميخوايم بستريش هم بكنيم چون سابقه تشنج هم داره. الآنم تبش داره ميره بالا.
دكتر: خوب الان مشكلي‌ داره؟سرفه اي؟ آبريزشي؟ استفراغي؟ چيزي؟
- نه اينا رو نداره، فقط تب دروني‌ داره.
دكتر: تب دروني؟؟؟؟!!!!! شما تب درونيشو از كجا فهميدين؟!
- .....
بعدازمعاينه بچه و توضيح بسيار درمورد اين كه فعلا احتياجي به پني‌سيلين وبستري نيست و راضي‌ كردن تقريبي پدر و مادر به شربت خشك كن قوي;D))، بالاخره با قيافه شكست خورده رضايت به ترك اتاق معاينه دادند..
.
.
am ۴:۳۰ ، پدر بچه عصباني‌ از داروخانه برگشته:
- ببين دكتر، اين شربتا رو كه نوشتي‌ همه رو خودمونم تو خونه داشتيم.
دكتر: خوب تو خونه چي‌ نداشتين؟ شربتا رو ببرين داروخانه ، با هر چي‌ نداشتين عوض كنين.
-يعني ميشه؟!
دكتر: آآآره، چرا نشه؟ من از كجا بدونم شما تو خونه چي‌ دارين!! شما ببرين، با هر چي‌ نداشتين عوض كنين...
- دكتر اين بچه تب داره، تو خونه شيافتش هم كرديم، اصلا فايده نداره.
دكتر: آخه شياف مال تب بيرونيه. اين شربت‌ها كه من نوشتم مخصوص تب درونيه. بدين بهش، خوب خوب مي‌شه تا فردا.




روز سوم:

دكتر بدبخت توي اتاق داره مريض مي‌بينه، در هم بازه. يه لشكر آدم هم دم در وايسادن، دارن با دقت هر چه تمام تر نگاه ميكنن و نظرات محترمشون رو اعلام مي‌دارن:

يه آقايي در حال زير و رو كردن كيسه داروهاي بچه‌اش(به آقاي بغل دستي‌):
- بچه سرما خورده، تب شدددددديد. اونوقت فقط شيافت ديكلوفناك نوشته با شربت ايبو ... نمي‌دونم چي‌. برا تب بچه هيچي‌ ننوشته. يه استامينوفون ننوشته.
-آقاي بغل دستي‌: بايد ببرين متخصص. حالا يه امشبو با اينا سر كنين، فردا ببرين متخصص.
.
.
به علت همزماني مراجعه چند بيمار بد حال، بيماران خوشحال، زياده پشت در منتظر شدند و يكدفعه صبرشون لبريز شد و به صورت خودجوش همه با هم شروع به اعتراض كردند:
- متخصص ممكنه يه ربع هم طول بكشه يه مريض ببينه ولي‌ اينجا كه نبايد انقدر طول بكشه. سرماخوردگي‌ ۲ تا پني‌سيلين مي‌خواد، چند تا دگزا، چند تا سرفياكسون قوي. انقدر طول نداره كه.
- همين. ما كه آخرشم نفهميديم آبجيمون چش بود.چند تا كفسول دو رنگ بهش داده با آرام بخش. نه خشك كني، نه پنسيليني. مگه ميشه آدم مريضي عصبي داشته باشه، نفسش بالا نياد؟!! چه ربطي داره؟!
-نفسش بالا نمي‌آد؟! ۱۰۰%، ريه‌ش عفونت داره. ۱۰۰%
بقيه هم معلومه با اين تشخيص موافقند، چون همشون به علامت تاييد سر تكون ميدهند...
اين وسط، پرستار محترم (البته بنده خدا نيتش خير بودها): حالا كپسولها رو بخوره بهتر بشه، بعدا" ببرين متخصص، علتشو پيدا كنه. علت يابي‌ كار متخصصه. اين عموميه، كار عمومي كه علت يابي‌ نيست. الآنم كه متخصص نداريم.
.
يه پيرمرد خيلي‌ نازي، با حسرت از ته دل آآآه كشيد: يا امام زمان، يا فاطمه زهرا، خودت به داد مردم محروم برس....


روز چهارم:

مريض همراه خانمش اومده با typical chest pain، خدا بخواد همه ريسك فاكتورهاي قلبي رو هم داره:
دكتر: فعلا"اين نوار قلب رو بگيرين...
خانم (همسر بيمار): نوار قلب نميخواد. اين هر دفعه فشارش ميره بالا، اينجوري ميشه. ما هر هفته اينجاييم، يه سوزن فشار ميزنه، خوب ميشه. الآنم چربي زياد خورده، فشارش رفته بالا.
خود بيمار(رو به خانمش): اشكال نداره. اگه لازمه ميگيرم. بعد، رو به دكتر: اينجا چند ميگيرن واسه نوار قلب؟
دكتر: نميدونم والا. (با خنده):اگه ارزون باشه ميگيرين؟!
.
بعد از چند دقيقه، مريض با خانمش از اتاق ECG اومدند بيرون(مثلا"مريض، CBRشده ها):
خانم(با لبخند پيروزمندانه): نوارش سالم سالمه. آقاي دكتر ديد، گفت:"هيچي نيست."
مريض: ٥٠٠٠ تومن پول داديم، نوارمون هم هيچ مشكلي نداشت...
دكتر: !!!!!
حالا تو ECG،S-T elevation تو V2-V5 داره ها:
دكتر: كي نوار رو ديد گفت سالمه؟!! آقاي دكتر كجا بود اصلا"؟!
خانم: همون آقاي دكتر كه نوار قلب رو گرفت..
دكتر: آهااااان. ايشون.
.
دكتر: (رو به پرستار محترم، يا همون آقاي دكتر، به قول مريض): برا چي به مريض اطمينان الكي ميدين؟ اين S-T elevation داره.
پرستار(بعد از چند دقيقه نگاه دقيق به ECG و كشيدن چند خط از S-Tقبلي به S-T بعدي): من به اين نميگم S-T elevation.
دكتر: جدا"؟؟؟!!!!!
.
دكتر(رو به همسر مريض): ايشون نياز به چند تا آزمايش قلبي و بستري دارن، كارهاي اوليه رو ما انجام ميديم، بعد اعزامشون ميكنيم.......(دكتر بنده خدا، دو ساعت توضيح جان فرسا راجع به حمله قلبي و عوارضش و... ميده):
.
بعد از چند دقيقه مشورت زناشويي، خانم اومده: ما با اعزام موافق نيستيم. ميبرمش خونه. فقط دستت درد نكنه، يه سوزن فشار بزن تا خوب شه. در ضمن، يه كاري هم كرده باشين براش....
دكتر: من اجازه مرخصي نميدهم. توصيه هم نميكنم. اگه ميخواين ببرينشون، با رضايت شخصي ببرين.
خانم(با نگاه خصم آلود): من كه رضايت نميدم، بستري هم نميكنم...
دكتر: پس نميشه ببرينشون.
خانم: خب اگه من الآن رضايت بدهم، ببرم خونه بميره، ميفته گردن من.. عدابش هم منو ميگيره..
دكتر: ااااي خدااااااا.....


روز پنجم:

-حلقم درد مي‌كنه دكتر. از چشمها و دماغم هم آب مياد.
دكتر: تب هم كردين؟ سرفه نمي‌كنين؟
-نه. سرما نخوردم كه. خودم ميدونم چي‌ شده. مگس گوسفند - ما بهش ميگيم شيپ - تخم‌ها شو ريخته تو حلقم.
دكتر: مگس تو حلق شما چي‌ كار ميكرده؟!!
.....- بي‌زحمت ۴-۳ تا سوزن خشك كن بنويس تا خوب شم.
دكتر: خشك كن ديگه برا چي‌؟!! تخم‌هاي مگس رو خشك كنه؟
-تخم هاش عفونت داره. فقط با پرسيلين خوب ميشه، ما خودمون ديگه اين چيزا رو مي‌دونيم.
دكتر: بله..... احيانا"چيزي هم هست كه شماها ندونين ؟!
.
مسئول داروخانه يكهو در رو باز كرد، اومد تو: دكتر پني‌سيلين فعلا تموم كرديم. گير هم نمياد. لطف كنين به جاي يك و دويست، سٍفتٍر يك گرمي بنيويسين. بهتر هم هست ديگه. قوي تره.
دكتر: بله خوب.... بهتر هم هست! حالا مريض‌هاي ديگه هيچي‌، اين آقا رو چي‌ كارش كنيم؟ تخم‌هاي مگسش فقط با پني‌سيلين خوب مي‌شه!!!


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۴:۰۴ توسط:سنا موضوع:

اطلاعيه

با اينكه احتمالا يه خورده ديره ولي كلاسهاي بهداشت فردا،تو كلاس شماره 3 برگزار

ميشه،ديگه نميخواد برين كلاس 6

اگر تونستيد به دوستانتون هم اطلاع بدين،ممنون



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۴:۰۳ توسط:سنا موضوع:

آزمون دكتر [فيل مك گرا] !!!

اين قالب شيرين شكلاتي به همراه يه آزمون باحال ; تقديم به ورودي باحال ، تو وسط

امتحاناي بي حال !!! ;)

---------------------------------------

اين يك آزمون بسيار جالب است. خود دكتر فيل مك‌گرا(روان‌شناس معروفي كه مجري يك

برنامه فوق‌العاده پرطرفدار تلويزيوني است) در اين آزمون نمره 55 گرفته است. او اين آزمون

را روي اپرا وينفري، مجري معروف برنامه تلويزيوني، انجام داده كه نمره 38 گرفته است.

به 10 سوال ساده زير پاسخ دهيد تا ببينيد شما چه نمره‌اي در اين آزمون به دست مي‌آوريد

و تفسير آن چيست.

تذكر مهم: به سوال‌ها براساس آنچه كه امروز هستيد پاسخ دهيد، نه آنچه كه در گذشته

بوده‌ايد.

http://www.ravanyar.com/FunnyTests/personality/DrPhils/default.asp

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۴:۰۲ توسط:سنا موضوع: