سناطب سناطب .

سناطب

قشنگ!

-آدرس موفقيت : بزرگراه توكل ، بلوار آرامش ، خيابان آزاده

ميدان عمل ، مجتمع نشاط ، واحد پشتكار ، پلاك ۲۰ ، منزل خوشبختي

-شعاع مهربانيت را روز به روز زيادتر كن،روزي كه بتواني همه را در آن جا دهي،تا خدا فاصله اي نيست.

-مثل عصا باش،هزار بار زمين بخور اما اجازه نده كسي كه به تو تكيه داده حتي يكبار زمين بخوره.

-اگر با گذشت كردن كسي كوچك ميشد،خدا تا اين اندازه بزرگ نبود.

-زمانه عمر را از شما ميگيرد،شما از زمانه چه ميگيريد؟

-اينكه چقدر زمان داري مهم نيست،چگونه ميگذراني مهم است.

-كتابي كه ميخواني نبايد به جاي تو فكر كند بلكه بايد تو را به فكر وادارد.

-خدا زمين را مدور آفريد تا به انسان بگويد:همان لحطه اي كه تصور ميكني به آخر دنيا رسيده اي درست در نقطه آغاز هستي.

-فريب مشابهت روز و شب ها را نخوريم،امروز،ديروز نيست و فردا امروز نميشود.

 -درياي طوفاني ، ناخداي لايق مي سازد ، هميشه ممنون لحظات سخت زندگي باش . . .

-هدف ، يا تيك ميخوره يا ضربدر ، مواظب اهداف خود باشيد چون هر هدفي ، تاريخ مصرفي داره . . .

-يك پرنده ي كوچك كه زير برگها نغمه سرايي مي كند براي اثبات خدا كافيست.

-وقتي كارهاي گذشته خود را مرور مي كنيم و شرمنده مي شويم ، به اين معني است كه امروز، شخص بهتري شده ايم.

-در بي كرانه زندگي دو چيز افسونم كرد: آبي اسمان كه مي ببينم و مي دانم نيست و خدايي كه نمي بينم و مي دانم هست.

-خدايا ، ما اگر بد كنيم تو را بنده خوب بسيار است .
تو اگر مدارا نكني ما را خداي ديگر كجاست ؟

 

هميشه يادتون باشه:خدا آن حس زيباست كه در تاريكي صحرا،زمانيكه هراس مرگ ميدزدد سكوتت را،يكي همچون نسيم دشت ميگويد:كنارت هستم اي تنها و دل آرام ميگيرد!

 

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۳:۱۶ توسط:سنا موضوع:

بخش هايي از سخنان پروفسور مجيد سميعي

پروفسور مجيد سميعي:


عشق از نظر علم مغز و اعصاب يك راز است و بازي‌هاي رايانه‌اي به مغز كودكان آسيب وارد مي‌كند.

والدين بايد سعي كنند به فرزندانشان بياموزند جز براي كارهاي علمي و آموزشي، از رايانه و به‌ويژه بازي‌هاي رايانه‌اي استفاده نكنند. اينها بخش‌هايي از سخنان پروفسور مجيد سميعي رئيس انجمن جراحي قاعده مغز جهان و چهره ماندگار علمي ايران بود كه صبح ديروز در دانشكده مديريت دانشگاه تهران ايراد شد.

وي افزود: تا مي‌توانيد كودكان را از رايانه دور كنيد چون حجم عظيم اطلاعات و داده‌هايي كه به مغز كودك وارد مي‌كند باعث آلودگي مغزي و فكري در او مي‌شود و به‌ويژه بازي‌هاي رايانه‌اي كه به‌مدت طولاني استفاده شود جز تلف كردن انرژي مغزي و آسيب‌هاي جسمي و مغزي به كودكان دستاورد ديگري ندارد.به گـزارش همشهري، پروفسور سميعي كه در يك سخنراني بين‌رشته‌اي با موضوع آموزش بهينه مغز براي مديريت سخن مي‌گفت افزود:

مغزانسان ها معمولاً در حدود 1300تا 1400گرم وزن دارد اما وزن مغز خانم‌ها كمي كمتر از آقايان است اگرچه كيفيت و بازدهي مغز خانم‌ها از آقايان بيشتر است، به همين دليل است كه خانم‌ها قادرنددر آن واحد چند كار را با هم انجام دهند و قبولي بيشتر خانم‌ها در دانشگاه‌ها نيز به همين دليل است.

وي اضافه كرد: مغز انسان در حدود 100ميليارد سلول به نام نرون دارد، از ابتداي تولد اين سلول‌ها در مغز كودك وجود دارد اما ارتباطات ميان اين سلول‌ها به‌تدريج شكل مي‌گيرد به‌طوري كه در دو سالگي كودك مي‌تواند همه‌‌چيز را ياد بگيرد اما متأسفانه قدرت درك و فهم كودكان در اين سنين زياد جدي گرفته نمي‌شود. وي ضمن مقايسه مغز انسان با رايانه و ميكروپروسسور آن گفت: با وجود پيشرفت‌هاي گسترده علمي در دنيا و رشد علم روباتيك هنوز رايانه يا روباتي كه بتواند با شنيدن يك لطيفه بخندد وجود ندارد يا روباتي كه بتواند با مشاهده محيط اطراف شعر بگويد ساخته نشده است. وي تصريح كرد: ما تازه در ابتداي راه شناخت رازهاي پيچيده مغز انسان هستيم.

وي با اشاره به ماده‌اي به نام دوپامين كه در مغز ترشح مي‌شود گفت: با ترشح دوپامين، مغز شفافيت پيدا كرده و انسان مي‌تواند خوب فكر كند و بررسي‌ها نشان داده در حالت تمركز فكري، دوپامين مغز بيشتر است و هر انساني خودش مي‌تواند زمان ترشح اين ماده مغزي را تشخيص دهد. اين زمان بهترين وقت براي كارهايي است كه نياز به تمركز شديد دارد. البته بايد مغز را مرتبا تمرين داد و نگذاشت تنبل شود و گرنه كارايي‌اش كمتر مي‌شود.

وي عوامل مهمي را كه باعث تأثير بر آموزش در علم مديريت مي‌شود به اين ترتيب ذكر كرد:1- قابليت و توانايي دانشجو و استاد 2- دانش و رفتار استاد 3- آگاهي و حساسيت استاد4- رعايت اخلاق و احترام متقابل5- درك نيازهاي دانشجويان6- انعطاف پذيري در برابر مسائل جديد. وي اضافه كرد: استادان بايد به‌طور مرتب دانش و يافته‌هاي جديد را فراگرفته و به دانشجويان خود بياموزند و در رشته تخصصي خود به روز باشند.

وي به نقش انگيزه در رشد علمي افراد اشاره كرد و گفت:انگيزه شامل دو بعد است؛ انگيزه دروني و محيطي. انگيزه دروني يا خودبه‌خودي نوعي عشق است، آيا شما مي‌توانيد عشق را تعريف كنيد. علم مغز و اعصاب هنوز نتوانسته عشق را تعريف كند و عشق هنوز از نظر دانش مغز و اعصاب يك راز است. وي در ادامه به پاداش و جايزه به‌عنوان ايجاد‌كننده انگيزه ثانويه يا محيطي اشاره كرد و گفت: بدون پاداش انگيزه‌اي وجود ندارد و اين براي همه انسان‌ها اثبات شده است.

پروفسور سميعي گفت: انگيزه ثانويه شامل ارتقاي استانداردهاي زندگي انسان و افتخار، شهرت و رضايت است اما انسان‌هايي كه با عشق كار مي‌كنند و انگيزه دروني قوي دارند رمز موفقيت خود و جامعه‌شان هستند.وي گفت: از نظر من بزرگ‌ترين لذت زندگي انسان كمك به همنوع بدون هيچ‌گونه انتظاري است. به همنوعان خود محبت كنيد و هيچ وقت به‌خودتان مغرور نباشيد و قدر سلامتي خود را بدانيد و به استادان خود احترام بگذاريد و فقط به‌دنبال پول درآوردن نباشيد.


گروه دانش و سلامت همشهري آنلاين- حميد ضيايي‌پرور



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۳:۱۵ توسط:سنا موضوع:

داستان

اين روزها طبابت بيشتر به دكان بقالي شبيه شده. مثلا مريض مي آد ميگه
"زانوهام گير نداره، از كم خونيه. ٤-٥ تا آمپول تقويتي بنويس با قرص خون ساز، دختر خواهرم هم اومد خونه ما از ديشب سرفه ميكنه، يه شربت سرماخوردگي هم برا اون بنويس!" 

يا 
"از ٢روز قبل سرما خوردم، سرفه و آب ريزش بيني امونم رو بريده. ٣تا آمپول پني سيلين بنويس با شربت سرفه، يه بسته قرص معده و ٢ تا بسته كپسول معده برام بنويس معده ام ناراحته
يا 
"رگ سياتيكش گرفته، ام آر آي هم گرفتن ولي تشخيص ندادن مشكلش چيه، آمپول شل كننده عضلاني براش بنويس ميخوايم ببريمش رگ گير رگ سياتيكش رو بگيره!!!!" 
يا 
"شكمم درد مي كنه، از اين قرصا (سفيكسيم ٤٠٠ تو دستشه) برام بنويس كه هر وقت شكم درد دارم يكي دو تا ميخورم خوب ميشه
يا 
خانم مسن كه پلاستيك داروهاشو رو ميز خالي ميكنه كه اينا رو برام بنويس
رانيتيدين، آلپرازولام با دو شكل و از دو شركت متفاوت، كوآموكسي كلاو، كاپتوپريل، انالاپريل، آسپرين، ديلتيازم، استامينوفن كدئين و آلوپورينول

ازش ميپرسم كوآموكسي كلاو رو براچي ميخوري؟ ميگه برا پادردي. ميپرسم چند وقته ميخوري؟ ميگه يك سالي ميشه. ميگم اين كه چرك خشك كنه، ربطي به پادردت نداره! ميفرماين تو چيكار داري!؟ تو بنويس
ميگم اين دو تا (آلپرازولام) هر دو يه قرصه، شكلش فقط فرق ميكنه، لازم نيست دوتاشو بخوري
با عصبانيت دوتاشو بر ميداره ميذاره تو پلاستيكش
آخرش هم با پرس و جو و مراجعه به نسخه هاي قبلي كاشف به عمل مياد كه آلوپورينول رو هم داروخانه اشتباهي به جاي هالوپريدول داده
حالا سعي بي نتيجه من در فهماندن اشتباه داروخانه بماند
و ... 
هر كدوم از اين سناريوها هر روز تكرار ميشه و هر روز بدتر


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۳:۱۴ توسط:سنا موضوع:

افزايش متوسط عمر مردان و كاهش متوسط عمر زنان

اختلاف طول عمر مردان و زنان در حال كاهش است و مردان شايد در سال ۲۰۳۰به عمر متوسط زنان دست يابند. اين مطلب را يك مشاور اداره آمارهاي ملي بريتانيا اعلام كرد. پروفسور لي مي هيو گفت كه اختلاف طول عمر مردان و زنان در دهه 70 با 6 سال افزايش به بالاترين حد رسيده بود. عمر متوسط انسان ها در سراسرجهان در حال افزايش است، اما طول عمر مردان با سرعت بيشتري افزايش مي‌يابد. تصور مي‌شود كه كاهش مصرف سيگار در بين مردان توضيحي براي اين تحول باشد. پروفسور مي هيو، استاد آماردر مدرسه كاس بيزنس، داده‌هاي اطلاعاتي را در مورد طول عمر در انگلستان و ويلز تحليل كرد. او مي‌خواست در مورد عمر متوسط اشخاص سي سال به بالا به نتيجه‌اي دست يابد.

براساس يافته‌هاي پروفسور هيو، مردان كه دهه‌هاي طولاني از زنان عقب مانده بودند، اكنون به سرعت به آنها نزديك‌تر مي‌شوند. اين دانشمند آمار در ادامه سخنانش گفت: «اگر اين روند ادامه يابد، عمر متوسط هردو جنسيت مي‌تواند در سال 2030 به 87 سال برسد.» به گفته پروفسور هيو: «جالب اين است كه حدود 20 سال گذشته عمر متوسط مردان سي ساله شش سال افزايش يافت و اگر در 20 سال آينده طول عمر مردان به همان اندازه زياد شود، با عمر متوسط زنان يكسان مي‌شود.» يك دليل افزايش عمر متوسط مردان شايد به سبك زندگي سالم‌تر آنها ارتباط داشته باشد. پروفسور هيو، دانشمند آمار نيز تصور مي‌كند كه يكي از دلايل اصلي، كاهش شمار مردان سيگاري است. در گذشته ميليون‌ها مرد شغل‌هاي خطرناكي داشتند. آنها به طور مثال در معدن زغال سنگ كار مي‌كردند. همچنين دسترسي به پزشك نيز به افزايش طول عمر مردان كمك مي‌كند. بيماران قلبي كه اكثر آنها را مردان تشكيل مي‌دهند، اكنون نسبت به چند دهه پيش عمر متوسط بلندتري دارند. در مقابل زنان برخي از عادت‌هاي مردان را پيش گرفته‌اند و به طور مثال ديرتر از مردان شروع به سيگار كشيدن كردند. اكنون در حالي كه ميزان سرطان ريه در زنان درحال افزايش است، در مردان به سرعت كاهش مي‌يابد. اما در مورد پسران هنوز عواملي وجود دارد كه از رسيدن آنها به عمر متوسط دختران جلوگيري مي‌كند. احتمال مرگ نوزادان پسر در نخستين سال زندگي‌شان بيشتر از دختران است. همچنين شمار مرداني كه به ورزش‌هاي خطرناك روي مي‌آورند و يا درگير سوانح خطرناك مي‌شوند بيشتر است. به اين ترتيب زنان در زمينه اميد به زندگي همچنان جلو دارند.

پروفسور ديويد لئون، از مدرسه عالي بهداشت و مناطق گرمسيري گفت: «زنان در تقريبا همه كشورهاي دنيا در زمينه طول عمر اندكي پيشتاز هستند.» اما او افزود كه اختلاف عمر متوسط در برخي كشورها درحال از بين رفتن است. در كشورهايي با سطح پايين طول عمر مانند آفريقاي سياه، اختلاف چنداني بين زنان و مردان وجود ندارد. اين مساله به گسترش بيماري‌هاي عفوني برمي‌گردد كه مردان و زنان را به يك نسبت درگير مي‌كند. به گفته پروفسور لئون مردان نسبت به گذشته بيشتر به خودشان مي‌رسند و مردان در حال رسيدن به عمر متوسط زنان هستند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۳:۱۳ توسط:سنا موضوع:

حاضر جوابي هاي بزرگان

  روزي نويسنده جواني از جرج برنارد شاو پرسيد: «شما براي چي مي نويسيد استاد؟ » برنارد شاو جواب داد: «براي يك لقمه نان» نويسنده جوان برآشفت كه: «متاسفم! برخلاف شما من براي فرهنگ مينويسم! » وبرنارد شاو گفت: «عيبي نداره پسرم هر كدام از ما براي چيزي مينويسيم كه نداريم! » . . . روزي چرچيل در مجلس عوام سخنراني داشت. يك تاكسي كرايه ميكند وقتي به محل مي رسند، به راننده ميگويد اينجا منتظر باش تا من برگردم. راننده ميگويد نميشود، چون ميخواهم بروم خانه و سخنراني چرچيل را گوش كنم. چرچيل از اين حرف خوشش مي ايد وبه راننده ۱۰ دلارميدهد. راننده ميگويد: گور پدر چرچيل، هر وقت خواستيدبرگرديد! . . . نانسى آستور – (اولين زنى كه در تاريخ انگلستان به مجلس عوام بريتانياى كبير راه يافته و اين موفقيت را در پى سختكوشى و جسارتهايش بدست آورده بود) - روزى از فرط عصبانيت به وينستون چرچيل رو كرد و گفت: من اگر همسر شما بودم توى قهوه‌تان زهر مى‌ريختم. چرچيل (با خونسردى تمام و نگاهى تحقير آميز): من هم اگـر شوهر شما بودم مى‌خوردمش . . . ميگن يه روز چرچيل داشته از يه كوچه باريكي كه فقط امكان عبور يه نفر رو داشته… رد مي شده… كه از روبرو يكي از رقباي سياسي زخم خورده اش مي رسه… بعد از اينكه كمي تو چشم هم نگاه مي كنن… رقيبه مي گه من هيچوقت خودم رو كج نمي كنم تا يه آدم احمق از كنار من عبور كنه… چرچيل در حاليكه خودش رو كج مي كرده… مي گه ولي من اين كار رو مي كنم!

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۳:۱۲ توسط:سنا موضوع:

توجه 2!

از اين هفته كلاساي كامپيوتر تشكيل ميشه.

فردا كلاس پاتولوژي نظري نداريم در عوض ۲ شنبه ۲-۱۲ هر دو كلاس با هم جبراني خواهيم داشت.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۳:۱۱ توسط:سنا موضوع:

وصيت ادوارد اديش




يادم هست وقتي بيست ساله بودم خيال مي كردم اگر روزي به يك چهلم سرمايه فعليم برسم خوشبخترين و موفقترين مرد دنيا خواهم بود و عجيب است كه حالا با داشتن سرمايه اي چهل برابر بيشتر از آنچه فكر مي كردم باز از اين حس زندگي بخش در وجودم خبري نيست

.

من در سن 22 سالگي براي اولين بار عاشق شدم . راستش آنوقتها من تنها يك دانشجوي ساده بودم كه شغلي و در نتيجه حقوقي هم نداشتم . بعضي وقتها با تمام وجود هوس مي كردم براي دختر موردعلاقه ام هديه اي ارزشمند بگيرم تا عشقم را باور كند و كاش آن روزها كسي بود به من مي گفت كه راه ابراز عشق خريد كردن نيست كه اگر بود محل ابراز عشق دلباخته ترين عاشق ها ، فروشگاهها مي شد



كسي چيزي نگفت و من چون هرگز نتوانستم هديه اي ارزشمند بگيرم هرگز هم نتوانستم علاقه ام را به آن دختر ابراز كنم و او هم براي هميشه تركم كرد . روز رفتنش قسم خوردم ديگر تا روزي كه ثروتي به دست نياوردم هرگز به دنبال عشقي هم نباشم و بلند هم بر سر قلبم فرياد كشيدم : هيس ، از امروز دگر ساكت باش و عجيب كه قلبم تا همين امروز هم ساكت مانده است



و زندگي جديد من آغاز شد …




من با تمام جديت شروع به اندوختن سرمايه كردم ، بايد به خودم و تمام آدمها ثابت مي كردم كسي هستم . شايد براي اثبات كسي بودن راههاي ديگري هم بود كه نمي دانم چرا آنوقتها به ذهن من نرسيد ...





ديگر حساب روزها و شبها از دستم رفته بود . روزها مي گذشت ، جوانيم دور ميشد و به جايش ثروت قدم به قدم به من نزديكتر مي شد ، راستش من تنها در پي ثروت نبودم ، دلم مي خواست از وراي ثروت به آغوش شهرت هم دست يابم و اينگونه شد ، آنچنان اسم و رسمي پيدا كرده بودم كه تمام آدمهاي دوروبرم را وادار به احترام مي كرد و من چه خوش خيال بودم ، خيال مي كردم آنها دارند به من احترام مي گذارند اما دريغ كه احترام آنها به چيز ديگري بود .





آن روزها آنقدر سرم شلوغ بود كه اصلا وقت نمي كردم در گوشه اي از زنده ماندنم كمي زندگي هم بكنم!







به هر جا مي رسيدم باز راضي نمي شدم بيشتر مي خواستم ، به هر پله كه مي رسيدم پله بالاتري هم بود و من بالاترش را مي خواستم و اصلا فراموش كرده بودم اينجا كه ايستادم همان بهشت آرزوهاي ديروزم بود كمي در اين بهشت بمانم ، لذتش را ببرم و بعدپله بعدي ، من فقظ شتاب رفتن داشتم حالا قرار بود كي و كجا به چه چيز برسم اين را خودم هم نمي دانستم




اوايل خيلي هم تنها نبودم ، آدمها ي زيادي بودند كه دلشان مي خواست به من نزديكتر باشند ، خيلي هاشان براي آنچه كه داشتم و يكي دو تا هم تنها براي خودم و افسوس و هزاران افسوس كه من آن روزها آنقدر وقت نداشتم كه اين يكي دو نفر را از انبوه آدمهايي كه احاطه ام كرده بودند پيدايشان كنم ، من هرگز پيدايشان نكردم و آنها هم براي هميشه گم شدند و درست ازروز گم شدن آنها تنهايي با تمام تلخيش بر سويم هجوم آورد .





من روز به روز ميان انبوه آدمها تنها و تنها تر ميشدم و خنده دار و شايد گريه دارش اينجاست هيچ كس از تنهايي من خبر نداشت و شايد خيليها هم زير لب زمزمه مي كردند : خداي من ، اين دگر چه مرد خوشبختيست !

و كاش اينطور بود



وباز روزها گذشت ، آسايش دوش به دوش زندگيم راه مي رفت و هرگز نفهميدم آرامش اين وسط كجا مانده بود ؟



ايام جواني خيال مي كردم ثروت غول چراغ جادوست كه اگر بيايد تمام آرزوها را براورده مي كند و من با هزاران جان كردن به دست آوردمش.... اما نمي دانم چرا آرزوها ي مرا براورده نكرد




كاش در تمام اين سالها تنها چند روز، تنها چند صبح بهاري پابرهنه روي شنها ي ساحل راه مي رفتم تا غلغلك نرم آن شنهاي خيس روحم را دعوت به آرامش مي كرد




كاش وقتهايي كه برف مي آمد من هم گوله اي از برف مي ساختم و يواشكي كسي را نشانه مي گرفتم و بعد از ترس پيدا كردنم تمام راه را بر روي برفها مي دويدم

،

كاش بعضي وقتها بي چتر زير باران راه مي رفتم ، سوت مي زدم ، شعر مي خواندم




كاش با احساساتم راحتر از اينها بودم ، وقتهايي كه بغضم مي گرفت يك دل سير گريه مي كردم و وقت شاديم قهقهه خنده هايم دنيا را مي گرفت ...





كاش من هم مي توانستم عشقم را در نگاهم بگنجانم و به زبان چشمهايم عشق را مي گفتم



كاش چند روزي از عمرم را هم براي دل آدمها زندگي مي كردم ، بيشتر گوش مي كردم ، بهتر نگاهشان مي كردم





شايد باورتان نشود ، من هنوز هم نمي دانم چگونه مي شود ابراز عشق كرد ، حتي نمي دانم عشق چيست ، چه حسييست تنها مي دانم عشق نعمت باشكوهي بود كه اگر درون قلبم بود من بهتر از اينها زندگي مي كردم ، بهتر از اينها مي مردم




من تنها مي دانم عشق حس عجيبيست كه آدمها را بزرگتر مي كند . درست است كه مي گويند با عشق قلب سريعتر مي زند ، رنگ آدم بي هوا مي پرد ، حس از دست و پاي آدم مي رود اما همانها مي گويند عشق اعجاز زندگيست ، كاش من هم از اين معجزه چيزي مي فهميدم



كاش همين حالا يكي بيايد تمام ثروت مرا بردارد و به جايش آرام حتي شده به دروغ ! درون گوشم زمزمه كند دوستم دارد ،





كاش يكي بيايد و در اين تنهايي پر از مرگ مرا از تنهايي و تنهايي را از من نجات دهد ، بيايد و به من بگويد كه روزي مرا دوست داشته است ، بگويد بعد از مرگ همواره به خاطرش خواهم ماند ، بگويد وقتي تو نباشي چيزي از اين زندگي ، چيزي از اين دنيا ، از اين روزها كم مي شود





راستي من كجاي دنيا بودم ؟

آهاي آدمها ، كسي مرا يادش هست ؟؟؟

اگر هست تو را به خدا يكي بيايد و در اين دقايق پر از تنهايي به من بگويد كه مرا دوست داشته است ...



پيش از آنكه واپسين نفس را برآرم
پيش از آنكه پرده فروافتد
پيش از پژمردن آخرين گل
برآنم كه زندگي كنم
عشق بورزم
برآنم كه باشم، در اين جهان ظلماني
در اين روزگار سرشار از فجايع
در اين دنياي پر از كينه
نزد كساني كه نيازمند من‌اند
كساني كه ستايش انگيزند
تا دريابم، شگفتي كنم
بازشناسم، كه‌ام؟
كه مي‌توانم باشم؟
كه مي‌خواهم باشم؟
تا روزها بي‌ثمر نماند
ساعت‌ها جان يابد
لحظه‌ها گرانبار شود
هنگامي كه مي‌خندم
هنگامي كه مي‌گريم
هنگامي كه لب فرو مي‌بندم.

در سفرم به سوي تو
به سوي خودم
كه راهي است ناشناخته،
پُرخار ، ناهموار
راهي كه باري در آن گام مي‌گذارم
كه قدم نهاده‌ام و سر بازگشت ندارم


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۳:۱۰ توسط:سنا موضوع:

توجه!

سلام،خسته نباشيد

بايد به اطلاعتون برسونم كه:

دي وي دي فايل عكس لامهاي انگل عملي،توي كانكس دندان موجوده،ميتونين سفارش بدين و تحويل بگيرين.

در مورد جزوه بهداشت،چون استاد جلسه به جلسه جزوه ها رو ميدن منتظريم ۵ جلسه رو هم جمع شه بعد بديم كانكس.

عكسي هم كه گرفتيم تو گوشي بعضي از افراد(از جمله نماينده ها)موجوده،ميتونين از طريق بلوتوث دريافت كنين.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۳:۰۹ توسط:سنا موضوع:

جزوه ي كلاس هاي عملي

پاتولوژي عملي جلسه ي اول

http://uploadfa.net/uploads/13491482182.pdf

اين هم لينك آپلودباز

http://www.uploadbaz.com/bl9hz4wdiy3d

 انگل عملي جلسه ي دوم 

http://uploadfa.net/uploads/13491482181.pdf

اين هم لينك آپلودباز

http://www.uploadbaz.com/nug71ai70yjm


جلسه ي اول انگل رو هم به زودي ميزارم يه مشكل كوچيك داره :)

منتظر نظراتتون هستم .اگه دوست دارين  اين كار رو ادامه بدم اگه كه نه ... فقط كافيه بگين 





برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۳:۰۸ توسط:سنا موضوع:

اطلاعيه

سلام به همگي

عرض كنم خدمت مباركتون كه روز ۲شنبه ساعت ۱۱ توو دانشكده ميخوايم  عكس دسته جمعي بگيريم

و ديگر هيچ.....

راستي به نظرتون كجا عكس بگيريم بهتره؟



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۳:۰۷ توسط:سنا موضوع: