سناطب سناطب .

سناطب

ختم قرآن 2

صدق الله العلي العظيم

ربنا تقبل منا انك انت السميع العليم

و تقبل منا قراءتنا

سلامي دوباره

راستش وقتي ختم اول رو ميذاشتم ترديد داشتم با استقبال رو به رو بشه ولي وقتي ديدم همكلاسي هامون اينقدر مشتاقن براي دوست از دست رفتمون خانم رويا طالب پور  قرآن بخونن فكر كردم شايد ختم 2 هم با استقبال رو به رو باشه...

آنان كه با افكاري پاك و فطرتي زيبا در قلب ديگران جاي دارند هرگز هراسي از فراموش شدن ندارند چرا كه هميشه جاودانند

روحشان شاد...

بازم تو اين ختم فقط تو نظرات تعداد جزء درخواستي رو بنويسيد تا شماره جزء رو در پاسخ اعلام كنم... اينم بدونيد در قبال نظري كه ميذاريد مسئوليد

نماز روزه هاتون قبول باشه




برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۲۷ توسط:سنا موضوع:

نفس خدا

بارَش زيادي سنگين بود و سربالايي زيادي سخت.دانه ي گندم روي شانه هاي نازكش سنگيني مي كرد.نفس نفس مي زد.اما كسي صداي نفس هايش را نمي شنيد، كسي اورا نمي ديد.
دانه از روي شانه هاي كوچكش سر خورد و افتاد.
خدا دانه ي كوچك را فوت كرد. مورچه مي دانست كه نسيم نفس خداست.
مورچه دوباره دانه را بر دوششش گذاشت و به خدا گفت:گاهي يادم مي رود كه هستي، كاشكي بش تر مي وزيدي.
خدا گفت:هميشه مي وزم. نكند ديگر گمم كردي!
مورچه گفت: اين منم كه گم مي شوم بس كه كوچكم.بس كه ناچيز بس كه خرد.نقطه اي كه بود و نبودش را كسي نمي فهمد.
خدا گفت:اما نقطه سر اغاز هر خطي ست.
مورچه زير دانه ي گندمش گم شد و گفت:من اما سر آغاز هيچم و ريزم و نديدني. من به هيچ چشمي نخواهم امد.
خدا گفت:چشمي كه سزاوار ديدن است مي بيند.چشم هاي من هميشه بيناست.
مورچه اين را مي دانست اما شوق گفتگو داشت.
پس دوباره گفت:زمينت بزرگ است و من ناچيز ترينم.نبودنم را غمي نيست.
خدا گفت: اما اگر تو نباشي پس چه كسي دانه ي كوچك گندم را بر دوش بكشد و راه رقصيدن نسيم را در سينه خاك باز كند؟تو هستي و سهمي از بودن براي توست، در نبودنت كار اين كارخانه ناتمام است.
مورچه خنديد و دانه ي گندم دوباره از روي دوشش افتاد. خدا دانه را به سمتش هل داد.
هيچ كس اما نمي دانست كه در اين گوشه اي از خاك، مورچه اي با خدا گرم گفت و گو ست.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۲۷ توسط:سنا موضوع:

روان شناسي جالب....

 

راستش يه تست خيلي جالبي بود اما تصوير چندان جالبي نداشت.واسه همين تو وبلاگ نذاشتم.اما توضيح ميدم و آدرشم مي  دم اگه كسي خواست مي تونه  بره خودش تست كنه.يه تصويري هست در مقابلتون كه داره مي چرخه.اگه تو اولين نگاه ساعت گرد بو د يعني شما  نيم كره ي راستي هستين اگه پاد ساعت گرد بود كه نيم كره ي چپي هستين.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۲۶ توسط:سنا موضوع:

ختم قرآن 1

 

سلام ...

 اميدوارم حال همتون خوب باشه و ماه رمضون رو تا حالا با سلامتي گذرونده باشيد

راستش ديروز يكي از دوستان لطف كردن و پيشنهاد دادن كه اين ماه رمضون يه ختم قراني از خودمون به يادگار بذاريم.. واسه همين خواستم اين پست رو به اين كار اختصاص بديم

بچه هايي كه دوست دارن تو اين كار سهمي داشته باشن چه با اسم خودشون چه با اسم مستعار اعلام كنن تا من در جواب نظرشون بگم كدوم جزء رو بخونن... فقط بدونيد در قبال نظري كه ميديد و جزوي كه داده ميشه مسئوليد

اگه خواستيد تعداد بيشتري برداريد تو نظرات مطرح كنيد

اگه موافق باشيد يه ختم رو هديه كنيم به روح همكلاسي از دست رفتمون خانم رويا طالب پور..

روحشان شاد و قرين رحمت الهي...

خودم براي شروع جزء ۱ و ۲  قرآن رو برميدارم....



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۲۵ توسط:سنا موضوع:

خود شناسي....


   1 - چه زماني بهترين حس را داريد ؟

الف : صبح ها ...............................................................................2

ب : بعد از ظهر ها و نزديك غروب ....................................................4

ج : شب ها ...................................................................................6

 
2- معمولاً چگونه راه مي رويد ؟

الف : نسبتاً سريع و با گامهاي بلند ..........................................................6

ب : نسبتاً سريع و با گامهاي تند و كوتاه ...................................................4

ج : آهسته با سري بالا و نگاهي رو به جلو ...............................................7

د : آهسته با سري پايين ......................................................................2

ه : بسيار آرام ..................................................................................1

 
3- وقتي با كسي صحبت مي كنيد  ...

الف : دست به سينه مي ايستيد ..............................................................4

ب : دست ها را در هم قفل مي كنيد ........................................................2

ج : يك يا دو دستتان را به كمر مي گذاريد ...............................................5

د : دست خود را بر شانه طرف مقابل مي گذاريد ........................................7

ه : با گوشتان بازي ميكنيد،دست به چانه تان ميگيريد و يا با موهايتان ور ميرويد ..6

 
4- در هنگام استراحت ،...

الف : دو زانو و به صورت يك وري مي نشينيد ........................................4

ب : چهار زانو مي نشينيد ...................................................................6

ج : پاهايتان را دراز مي كنيد ...............................................................2

د : يكي از پاهايتان را زيرتان جمع مي كنيد .............................................1

 
5- وقتي چيز جالبي برايتان اتفاق ميافتد چگونه عكس العمل نشان ميدهيد ؟

الف : از ته دل مي خنديد ...................................................................6

ب : مي خنديد ولي نه با صداي بلند .......................................................4

ج : بي صدا و آرام مي خنديد ..............................................................3

د : ابلهانه لبخند مي زنيد ....................................................................5

 
6- وقتي در يك مهماني و يا يك سمينار دوستانه شركت مي كنيد :

الف : با صداي بلند ورود خود را اعلام و توجه همه را جلب مي كنيد ..............6

ب : آرام وارد مي شويد و به اطراف نگاه مي كنيد تا آشنايي را بيابيد ...............4

ج : بسياربي صدا وارد ميشويد و ميكوشيد توجه كسي را به خود جلب نكنيد.......2

 
7- فرض كنيد مشغول انجام كاري هستيد ، و كاملاً حواستان را جمع آن كرده ايد ناگهان چيزي و يا شخصي مانع ادامه كارتان مي شود ، در اين حالت شما ...

الف : از اين وقفه خوشحال مي شويد ....................................................6

ب : شديداً عصباني مي شويد .............................................................2

ج : ميان اين دو حالت متغيرند ............................................................4

 
8- كدام رنگ را بيشتر دوست داريد ؟

الف : قرمز يا نارنجي .....................................................................6

ب : سياه .....................................................................................7

ج : زرد يا آبي روشن .....................................................................5

د : سبز ......................................................................................4

ه : آبي تيره يا ارغواني ...................................................................3

ي : سفيد ....................................................................................2

و : قهوه اي يا خاكستري ..................................................................1

 
9- شب ها وقتي براي خوابيدن به رختخوابتان مي رويد، ...

الف : مستقيم و به پشت دراز مي كشيد .................................................7

ب : دمر و روي شكم مي خوابيد ........................................................6

ج : به پهلو دراز مي كشيد و كمي خودتان را جمع مي كنيد .........................4

د : يك دستتان را زير سر مي گذاريد ..................................................2

ه : سرتان را زير روكش يا پتو مي بريد ...............................................1

 
10- اغلب خواب مي بينيد كه ...

الف : در حال افتادن از جايي هستيد ....................................................4

ب : با كسي بحث يا دعوا مي كنيد .......................................................2

ج : به دنبال كسي يا چيزي مي گرديد ...................................................3

د : در حال پروازيد يا شنا مي كنيد ......................................................5

ه : معمولاً خواب نمي بينيد ...............................................................6

و : خواب هايتان هميشه خوب و شيرين است .........................................1

 

............حالا امتيازاتتونو بر حسب عددي كه رو به روي گزينه ي انتخابيتونه جمع بزنيد........

 امتياز بالاي 60

ديگران سعي مي كنند با احتياط با شما برخورد كنند . شما براي آنها در حكم يك ظرف شكستني هستيد كه بايد « با احتياط حمل شود » كسي كه خود خواه و خودبين است و شخصيت بسيار نافذي دارد. ممكن است شما را تحسين كنند و آرزو داشته باشند همانند شما رفتار كنند ، ولي هميشه هم به شما اعتماد ندارند و در اينكه با شما روابط گرم و صميمانه اي داشته باشند ، ترديد دارند.

 

 امتياز 51 تا 60

ديگران شما را فردي پر شور ولي بسيار دمدمي مزاج به حساب مي آورند كه تقريباً تابع اميال آني خود است يا به اصطلاح « ويري » است . كسي كه رهبري و فرماندهي در ذاتش است ، و در هر كاري سريع تصميم مي گيرد ، اگر چه هميشه هم تصميمات درستي نيستند . آن ها شما را شخص دلير و جسوري مي دانند كه روحيه ي ماجراجويي زيادي دارد و هر چيزي را براي يك بار هم كه شده امتحان مي كند . زياد ريسك مي كند و از حوادث و كارهاي مخاطره آميز لذت مي برد . به دليل شور و هيجاني كه از خود بروز مي دهيد ديگران هم از همنشيني و مصاحبت با شما لذت مي برند .

 

 امتياز 41 تا 50

ديگران شما را شخص سرحال و بشاشي مي بينند كه چهره اي خوشرو و گيرا دارد و هميشه واقع بين و منطقي است . كسي كه همواره در مركز توجه جمع قرار دارد ولي آنقدر عاقل است كه اجازه نمي دهد اين مسئله او را مغرور و از خود راضي نشان دهد . به علاوه ، شما در نظر ديگران فرد مهربان و با ملاحظه اي هستيد كه در فهم و درك بالايي برخورداريد ، همواره باعث شادماني و خوشنودي آن ها مي شويد و در مواقع لزوم مي توانند روي كمك شما حساب كنند . 

 امتياز 31 تا 40

شما انساني منطقي ، محتاط و با دقت به نظر مي آييد . ديگران شما را با هوش و با استعداد مي دانند كه از ذوق و قريحه بالايي برخورداريد ، و در عين حال فروتن و متواضع هستيد . كسي كه به راحتي و سريع با ديگران دوست نمي شود ولي به دوستاني كه دارد شديداً وفادار است و در مقابل انتظار دارد كه آن ها هم به او وفادار باشند . كساني كه در صدد شناختن شما هستند در خواهند يافت كه به سادگي نمي توان اعتماد شما به دوستانتان را متزلزل كرد ، اما اگر روزي اين اعتماد در شما سست شود زمان زيادي طول مي كشد تا آن را فراموش كنيد .

 

 امتياز 21 تا 30

دوستان ، شما را فردي پركار و پر مشغله مي دانند كه بسيار محتاط و با دقت است . انسان زحمت كشي كه آرام و پيوسته كار مي كند . ديگران از شما انتظار دارند قبل از انجام هر كاري تمام جوانب را بررسي كنيد بنابراين اگر روزي كاري را بدون مقدمه و آني انجام دهيد و بعد تصميمي بر خلاف آن بگيريد بسيار متعجب مي شوند . آن ها تصور مي كنند اين نوع عكس العمل تا حدودي بستگي به سرنوشت محتاط شما دارد .

 

 امتياز زير 21

شما در نظر سايرين فردي خجالتي ، عصبي و بي اراده هستيد . كسي كه بايد هميشه مراقبش بود و به جايش تصميم گرفت . آن ها تصور مي كنند شما تمايلي براي گفتگو يا رفت و آمد با ديگران نداريد ؛ فرد مضطرب و مشوشي كه هميشه در فكر مسايل و مشكلاتي است كه وجود خارجي ندارد . برخي نيز شما را كسل كننده مي دانند ، ولي كساني كه شما را به خوبي مي شناسند مي دانند اين گونه نيست .
حال كردي.ديدي گفتم كار درسته!!!!!!!!!!



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۲۴ توسط:سنا موضوع:

كمي گوش شنوا....

نشسته بودم رو نيمكت پارك،كلاغ ها رو مي شمردم تا بياد.سنگ مينداختم بهشون.مي پريدند،دورتر مي نشستند.كمي بعد دوباره بر مي گشتند،جلوم رژه ميرفتند. ساعت از وقت قرار گذشت.نيومد. نگران،كلافه،عصبي شدم.شاخه گلي كه دستم بود سر خم كرده بود و داشت مي پژمرد. طاقم طاق شد.از جام بلند شدم ،ناراحتيم رو خالي كردم سر كلاغ ها. گل رو هم انداختم زمين.پاسارش كردم.گند زدم بهش.گلبرگ هاش كنده و له شد.يقه پالتوم رو دادم بالا،دستام رو كردم تو جيباش.راهم رو كشيدم و رفتم.نرسيده به در پارك صداش از پشت سر اومد.صداي تند قدم هاش  و صداي نفس نفس هاش داشت ميومد.بر نگشتم به رووش؛حتي براي دعوا،مرافعه،قهر.از در خارج شدم.خيابون رو به دو گذشتم. هنوز داشت پشتم ميومد.صداي پاشنه چكمه هاش رو ميشنيدم.ميدوييد و صدام مي كرد. اون طرف خيابون ايستادم جلو ماشين.هنوز پشتم بهش بود.كليد انداختم كه در رو باز كنم كه بشينم و برا هميشه برم.درو هنوز باز نكرده بودم كه صداي بوق و ترمزي شديد و فرياد ناله اي كوتاه ريخت تو گوش و جونم. تندي برگشتم ديدمش پخش خيابون شده بود.به روو افتاده بو جلو ماشيني كه بهش زده بود.رانندش هم داشت تو سر خودش مي زد. سرش خورده بود روو آسفالت و پكيده بود و خون راه كشيده  بود ميرفت سمت جوي كنار خيابون. ترس خورده و هول دوييدم طرفش .بالا سرش ايستادم. مبهوت. گيج. منگ. هاج و واج نگاش كردم. تو دست چپش بسته ي كوچكي بود.كادو پيچ.محكم چسبيده بودش.نگام رفت روو آستين مانتوش كه بالا شده،ساعتش پيدا بود.چهار و پنج دقيقه. نگام برگشت و ساعت خودمو ديدم؛چهار و چهل و پنج دقيقه! گيج و درب و داغون نگاه ساعت راننده ي بخت برگشته كردم.عدد چهار و پنج دقيقه رو نشون ميداد .

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۲۲ توسط:سنا موضوع:

كمي دور هم بخنديم


يادش به خير زماني كه راهنمايي بوديم يه دبير داشتيم هر موقع از دست ما عصباني ميشد ميگفت: گوساله ها خجالت بكشيد من جاي پدرتون هستم!

            ----------------------------------------------------

مامانم ديروز يه طرح داد خفن يعني مصرف برق رو نصف مي كنه. گفت صبح كه بلند ميشي برو يه عكس از تو يخچال بگير تا شب هر موقع خواستي بياي درش رو باز كني همون عكس رو نگا كن!!!

----------------------------------------------
دقت كردين ما ايرانيا وقتي بچه هستيم ميگن بچه است، نميفهمه وقتي نوجوان هستيم ميگن نوجوانه، نميفهمه وقتي جوان هستيم ميگن جوون و خامه، نميفهمه وقتي بزرگ ميشيم ميگن داره پير ميشه، نميفهمه وقتي هم پير هستيم ميگن پيره، حاليش نيست، نميفهمه فقط وقتي ميميريم ميان سر قبرمون و ميگن عجب انسان فهميده اي بود

-------------------------------------------------------

مكالمه اي بين من و مادرم:
-مامان
- جونم
- داشتم ماست مي خوردم
- نوش جونت پسرم
- ريخت رو فرش
- كوفتو بخوري نكبت؛ خاك تو سرت....

---------------------------------------

چند وقت پيش با بابام دعوام شد، دستشو برد بالا كه بزنه تو صورتم...!
منم يهو رفتم تو فاز هندي گفتم:
بزن بابا..!
بزن !
بزن بذار بفهمم كه پدر بالا سرمه...!
بزن كه بفهمم هنوز بي صاحاب نشدم...!
بزن بابا!
ودر نهايت ناباوري بابام زد تو گوشم

-----------------------------------------------------------------
زنگ زدم پشتيباني ميگم: چرا سرعت اينترنتم كم شده؟
ميگه: چون كندي سرعت دارين!
گفتم اجرت با سيد الشهدا خيالم راحت شد، يه خانواده از نگراني در اوردي ! پس دليلش اينه! البته خودمم شك كرده بودم!

---------------------------------------------------------

يه بار رفته بودم درمانگاه آمپول بزنم،
يه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود خيلي تازه كاره!
همينجوري كه سرنگو گرفته بود توي دستش،لرزون لرزون اومد سمت من و گفت:
"بسم الله الرحمن الرحيــــم"
منم كه كپ كرده بودم از ترسم گفتم:
"اشهد ان لا اله الا الله"!
هيچي ديگه...
انقدر خنديد كه نتونست آمپولو بزنه و خدارو شكر يكي ديگه اومد زد
-----------------------------------------------------------   *تا حالا دقت كردين ما به بانك اعتماد ميكنيم پولامونو ميذاريم اونجا ولي بانك به ما اعتماد نداره حتي خودكار هاشو هم زنجير كرده!!...

----------------------------------------------------------
يارو تو اتوبوس هي ميره صندلي شماره 3 هي ميره شماره 15
ازش ميپرسن چرا اينكارو ميكني؟ ميگه خير نبينه اوني كه گفت دوتا صندلي بگير شب راحت بخوابي!-----------------------------------------------------------------

 رفتم از عابربانك پول بگيريم ميگه : در حال حاضر دستگاه حاضر به ارائه سرويس نمي باشد . بعد مينويسه آيا درخواست ديگري داريد؟!
اره 4 تا جوك بگو بخنديم............

------------------------------------------------
بچه ها توي كلاس داشتند سر و صدا مي كردند كه ناظم مياد تو با عصبانيت ميگه : اينجا طويله است؟ يكي از بچه ها مي گه : نه آقا اشتباهي اومديد!

--------------------------------------------------------
جهــان سوم جـاييست كـــه به جاي ايمــيل از واژه پست الكتــرونيكـي استفاده ميشود كـه هم پست هم الكـــترونيك انگــليسـي است ... !!!


-----------------------------------------------------------
براي آب خنك خوردن احتياجي به زندان رفتن نيست ،  فقط كافي است در يخچال را باز كنيد

-----------------------------------------------------------
   تو ترافيك گير كرده بوديم كه يه BMW 530 اومد بغلمون, به بابام گفتم بابا يه دونه از اين بي ام و ها بگير،  بابام گفت ماشين ماشينه ديگه چه فرقي داره..؟ ببين الان هم ما تو ترافيك گير كرديم هم اين يارو....!! يعني خداوكيلي تا حالا اينجوري قانع نشده بودم...


نظر يادتون نره
 

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۲۲ توسط:سنا موضوع:

به سلامتي مدير وبلاگ!!!

 به سلامتي كسي كه وقتي بردم گفت :
اون رفيــــــــــــــــــــــــق منه .......
وقتي باختم گفت : من رفيـــــــــــــــــــــــــــقتم ......


به سلامتي همه اونايي كه خطشون اعتباريه ولي معرفتشون دايميه!

به سلامتي كسي كه ديد تو تاكسي بغليش پول نداره
به راننده گفت :پول خورد ندارم مال همه رو حساب كن....!

 به سلامتي مداد پاك كن
كه به خاطر اشتباه ديگران خودشو كوچيك ميكنه...

به سلامتي درياچه اورميه...
نه بخاطر اينكه مظلومه فقط به خاطر اينكه هيچ وقتي اجازه نداد كسي توش غرق بشه...

به سلامتي اوني كه باخت تا رفيقش برنده باشه....

به سلامتي اونايي كه به پدر و مادرشون احترام ميذارن و ميدونن تو خونه اي كه بزرگترها كوچك شوند؛ كوچكترها هرگز بزرگ نمي شوند ....

به سلامتي مدير وبلاگي كه از وقتش زد تا ما شاد باشيم!



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۲۰ توسط:سنا موضوع:

تشكر و...

سلام بر همگي،هر وقتتون خوش

حتما پست قبلي كه مربوط به خداحافظي و استعفاي آقاي اشرافي از مديريت وبلاگه رو ديدين،لازمه از همين جا به نمايندگي از بچه هاي ورودي از ايشون به خاطر اينكه تو اين مدت قبول زحمت كردن و مسئوليت وبلاگ رو بر عهده گرفتن تشكر و براشون در تمام مراحل زندگي و كار و تحصيل،آرزوي موفقيت كنيم.

لازم به ذكره كه علي الحساب مسئوليت وبلاگ بر عهده نماينده هاست تا بعد شروع ترم برا وبلاگ مدير جديد انتخاب كنيم.

اين توضيح رو هم بايد بديم كه با وجود تلاش هاي بسيار براي روي صندلي نشستن خانم هايي كه انتخاب شده بودن،كسي قبول نكرد تو تابستون بياد ولي قول دادن بعد شروع ترم بيان.

بودن كسايي كه با صندلي داغ مخالفت ميكردن،خوشحال ميشيم هم اونا و هم بقيه دوستان نظراتشون رو در مورد اينكه چيكار كنيم تا وبلاگ دلنشين بشه بگن تا همه با هم بتونيم برا ورودي يه كارايي بكنيم.

و اينكه : لازمه ي يه زندگي اجتماعي مشاركت همه افراده كه اون هم از احساس مسئوليت ناشي ميشه،پس بياين  نسبت به اطرافمون بي تفاوت نباشيم.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۱۹ توسط:سنا موضوع:

خداحافظ

سلام

راستش مي خواستم بعد از صندلي داغ بگم ولي خانم هاي انتخاب شده هيچ كدوم حاضر نشدن بيان...

از همتون عذر مي خوام كه وبلاگ كسل كننده شده يا رنگ ومزه نداره ... خب ديگه دوران مديريت من هم به سر رسيد شرمنده ديگه مي خواستم بيشتر در خدمت باشم كه نشد ... از نماينده هاي عزيز هم خواهش ميكنم به فكر يه مدير جديد باشند

اخر سر هم مي خواستم يه گله بكنم . واقعا بعضي از اونايي كه نظر ميدن اصلا نميشه گفت آدمن چه برسه به پزشك چه نظر هايي كه واقعا خدارو شكر كه شما نديدين كاش منم نميديدم

مواظب خودتون باشين خداحافظ



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۱۸ توسط:سنا موضوع: