سناطب سناطب .

سناطب

ليلي و خدا

... ليلي گفت : كاش مادر مي شدم  مجنون بچه اش را بغل مي كرد.
خدا گفت: مادري بهانه عشق است،بهانه سوختن  . تو بي بهانه عاشقي   .تو بي بهانه مي سوزي.
ليلي گفت: دلم زندگي ميخواهد : ساده  ،بي تاب ، بي تب
خدا گفت : اما من تب و تابم  بي من مي ميري .
ليلي گفت : پايان قصه ام زيادي غم انگيز است :مرگ من ،مرگ مجنون . پايان قصه ام را عوض ميكني؟
خدا گفت: پايان قصه ات اشك است ، اشك درياست ، دريا تشنگي است و من تشنگي ام ، تشنگي و آب  پاياني از اين قشنگتر؟ 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۱۸ توسط:سنا موضوع:

توجه 2!

امروز رفتيم با گروه ايمني و دكتر كاظمي صحبت كرديم ولي به هيچ عنوان راضي نشدن كه شيفت بدن و گفتن كه هيچ دخالتي در دادن نمرات نداشتن و هر نمره اي كه توسط دستگاه داده شده با ميد ترم جمع كردن و عينا همون نمره رو دادن.

در مورد ژنتيك هم اساتيد گفتن نمره ها آماده است،فردا ،پس فردا ميدن.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۱۷ توسط:سنا موضوع:

موزه ي تاريخ طبيعي نيويورك

+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۱۶ توسط:سنا موضوع:

زمين كثيف ...

...ميخواهم يك تكه آسمان كلنگي بخرم...

ديگر زمينت
بوي زندگي نميدهد.



                                                                     





                                                    


                                              




برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۱۵ توسط:سنا موضوع:

دوباره...

دل كه هواي پرواز ميكند

دل كه بي تاب ماندن ميشود

چشم ها كه بهانه باريدن ميگيرند

زبان كه زمزمه نيايش ميجويد

دست ها كه تشنه قنوت دعا ميشوند

نسيم رحمت رباني وزيدن مي گيرد

ابرهاي فاصله كنار ميروند

دل اوج ميگيرد...

روح آسماني انسان سبز ميشود و"رمضان"طلوع ميكند


...اينك ماييم و موسم تجلي حقيقت و فصل رحمت,مبادا كه آفتاب "عيد" هويدا گردد و دستمان از سفره

بي انتهاي الهي خالي...

        بالا بريم دست نياز و دعا كنيم

                                     وقت است عاشقانه "خدا" را صدا كنيم


ميگن وقت اذان,سر سفره  افطار دعاها مستجابه

يادمون باشه برا همه دعا كنيم...



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۱۴ توسط:سنا موضوع:

صندلي

سلام عليكم

جميعا خسته نباشين از اين همه امتحان و درس و ...

دوس دارين كدوم يك از خانم ها واسه صندلي بياد؟

فقط اگر هركسي انتخاب شد به صورت نظر خصوصي به من اطلاع بده كه بهشون دسترسي داشته باشم



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۱۳ توسط:سنا موضوع:

من و پيشي !!!

خونه مون از اون خونه هاي قديمي بود ... دو واحد اين ور حياط ... دو واحدم اون ور ..... اگه آفتاب ميخواي اون ور ! اگه سايه ميخواي اين ور ..... !

وسط تابستون بود .. . خورشيد ماگزيمم قدرتشو به نمايش گذاشته بود.... چن وقتي بود يه پيشي بچه هاشو آورده بود تو حياط ماا !! حياط اينقد گنده بود كه پيشياااا به چشم نمي اومدن .... -- پيشياا يه كم كه بچه هاشون بزرگ شه ولشون ميكنن --- پيشيااا خيلي ي ي ي كوچولو بودن .... نميتونستن راه برن !

داشتم مي گفتم ... وسط تابستون بود ... يه روز گرم ... گرم ِ گرم .

طبق معمول رفتم پشت بوم .. پشت بوم زياد مي رفتم ! بيشتر كودكيام تو پشت بوم گذشت !!!

يكي از اون پيشيايي كه مامانشون اورده بود حياط ما ، اومده بود پشت بوم !! هنوزم نمي دونم اون پيشيه اون روز چه جوري اومده بود اونجااا !! . . . رو پشت بوم ... بدوم مامانش ٬.. آه ، چقد خطرناكه ه ..

يهو ديدم يه كبوتر گنده اومد .. فك كنم لاشخوري چيزي بود .. شايدم كلاغ ... كبوتر سياه زشت .

پيشي ترسيده بود .. تو پشت بوم اين طرفو اون طرف ميرفت ... مي ترسيد . .

كبوتره بالاي سر پيشي بود . . هي مي چرخيد .. هي مي چرخيد ..

اومد كنار پيشي نشست .. من فقط نيگا ميكردم .. راستش از كبوتره مي ترسيدم ! آخه خيلي ي گنده بود .. چشاش نفرت انگيز بود .. اين حس هارو تازه درك مي كردم .. حس نفرت تو چشاي يه پرنده ..

ديدم پيشي رو اذيت ميكنه .. بهش نوك ميزد ! پيشي زجر ميكشيد .. رفتم طرفش .. دورش كردم .. ديدم پيشي چيزيش نشده .. خيالم راحت شد.. هوا گرم بود .. گرم ِ گرم .. ميخواستم از پشت بوم بيام پايين ، ديدم كبوتره دوباره اومد... برگشتم پشت بوم .... نشست كنار پيشي.. خواستم دورش كنم ، بهم حمله كرد ! .. ترسيدم ... عقب عقب رفتم ، نشستم لبه پشت بوم .. داشت پيشي رو اذيت ميكرد .. هي بهش نوك ميزد . ميخواست پيشي رو بخوره ..تحمل اين صحنه رو نداشتم . . .سرمو چرخوندم طرف حياط .. حوض رو نيگا كردم .. آب زلال با ماهياي خوشگلش . . وااااااي عجب صحنه اي ي .. دلم ميخواست از پشت بوم شيرجه بزنم وسط حوض . هنوز صداي پيشي مي اومد .. صداي ضجه هاش. . ول من فقط حوض رو نيگا مي كردم .. صداي ضجه هاش زيادتر ميشد ... زياد ِ زياد و..

دلم ميخواست نجاتش بدم .. ولي مي ترسيدم ! آخه كبوتره بهم حمله ميكرد ..دلم ميخواست بيخيال شم .. بپرم توي حوض .. دلم مي خواست گريه كنم .. آخ .. چه حس عجيبي. . .

نتونستم بيخيال شم .. سرمو چرخوندم طرف پيشي.. وااااااااي ..وااااااااااااااي ...

بدنش خوني بود ... ديگه حركت نميكرد..ديگه نمي ديد .... آخه چشاشو كبوتره خورده بود .. كبوتر سياه زشت ..

دس بردار نبود ميخواست اسمش تو تاريخ ثبت شه .. هي نوك ميزد .. هي نوك ميزد... آخ خ خ چقد دردناك بود .. هوا گرم بود .... گرم ِ گرم .. دويدم طرفش .. بهش سنگ زدم .. گفتم برووو .... برو لعنتي ي ي.. برو كثافت .... بروووووووووووووو .... رفت بالا ... يه دوري زد ... داشت پيروزيشو جشن مي گرفت !... يه پيشي رو كشته بود ... حس غرور داشت .. آخ چه حس نفرت انگيزي .. پيشي ديگه حركت نميكرد ... پيشي مرده بود .... پيشي مرد .. چه لحظه با شكوهي ي ي .. من و پيشي و پشت بوم نفرت انگيز و هوايي گرم .... گرم ِ گرم ...

نشستم كنارش .. چشاش نبود ... دهنش باز مونده بود ... پاهاش شكسسته بود ... دستاشو جم كرده بود ... معلوم بود آخرين لحظه ها خيلي ي ي ي درد ميكشيده ه ه ... بغض گلومو گرفت .. اين حس هارو تازه تجربه مي كردم .. حس نفرت تو چشاي يه كلاغ ... حس آرامش .. آرامشي كه تو چشاي پيشي بود !!..... حس بغض.... چند لحظه كنارش بودم ... حس عجيبي بود .. لعنت به اين زندگي.... زندگي ي ي كه تحمل يه پيشي رو نداره ه ه ه ....لعنت ....

يه جعبه چوبي آوردم ، گذاشتم روش ..! آخه خورشيد اذيتش ميكرد ... يه نوع مزار .... يه مزار چوبي ، واسه پيشي من... روش يه دونه سنگ گذاشتم .... مي ترسيدم كبوتره دوباره برگرده پيشي رو اذيت كنه !... تموم شد ! .. رفتم عقب .. چه صحنه باشكوهي ي ي ي! پشت بوم خاكي .. وسطش يه مزار .. مزار پيشي ! .. مزار چوبي با يه سنگ بزرگ روش .. اومدم كنار مزار ... از شيارهاي جعبه چوبي پيشي رو نيگا كردم .. آروم خوابيده بود .. بي روح ، ساكت ، با دهن باز .. خيلي ناز بود .. تمام .. پيشي مرد ... پيشي مرد .

ديگه زياد نمي رفتم پشت بوم ... ديگه واسم حسي نداشت .... ديگه واسم غريبه بود ... پشت بوم لعنتي ، پشت بوم پيشي كش... پشت بوم بي رحم ....

مزار پيشي من ، كعبه دوران كودكيم بود ! ... پشت بوم ، مسجد الحرام ... وااااي ... چه طوافي ي ي ... حج ات قبول حاجي ... هر روز طواف .... هوا گرم بود .... گرم ِ گرم ..... هر روز طواف .. حج ات قبول حاجي .



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۱۲ توسط:سنا موضوع:

توجه!

در مورد تغيير نمره هاي انقلاب:ظاهرا بار اول نمره ها رو جابجا وارد كرده بودن و بعد از اعتراض يه عده و بررسي هاي صورت گرفته! متوجه اشتباهشون شدن.در واقع مشكل از اصلاح ورقه ها نبوده چون پاسخنامه ها با دستگاه اصلاح ميشه,مشكل تطابق نمره ها با اسامي بوده!

و اينكه يك مقدار صبور باشيد,به گفته استاد اين نمرات فعلا خام هستن,يعني نمرات كنفرانس و حضور غياب هنوز اضافه نشدن.خدا رو چه ديدين شايد اضافه كردن.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۱۱ توسط:سنا موضوع:

Medical Terminology

All the terms have been extracted from the official website of WHO:o

Condition terms Of faculty:

hyperfozulemia : condition in which the amount of substance Fozuli is decreased in the blood.There is no opposite state (i.e hyperfozulemia) because Tabriz Medical Students are normally hyperfozulemia.

Allafiosis : condition in which the students are allaf.This is usually occurs the first 2 hour after exam and  esp. at terminal.

moraghebophobia : state of fear of the frightening moraghebs during the exam.

Akbaromegali : condition in which Dr.Hassani enlarges himself,speaks loudly and signs the question sheet by no good reason during the exam.

Kafiosis : condition in which the boys are in kaf of girls and vice versa.

Forjatoxicosis : condition in which the forja before exam is more than normal as to act like a poison to studying. e.x: immunology exam.

Akbar-Alka Fistula(AAF) : condition in which Dr.Hassani the male teaches instead of Dr.Hassani the female and vice versa.

Ectopic midterm : Midterm which is out of it`s normal time. e.x: English midterm at the time of Enghelab lecture.

Ehteram agenesis : Absence of Ehteram in some professors and students.

Treatment Terms :

Skhiniopexy : physical fixation of dr.Sakhinia while teaching.

Ostadectomy : surgical removal of some ostads esp. from biochemistry department.

Eterazotherapy : treatment of some acute situation by making an object to some critical decision that are taken at Amouzesh . This method of therapy needs some devices like Hambastegi.

Namayande Replacement Therapy (NRT) : method of treatment in which the living namayande is fired and a new person is selected instead,as done in vorudi 87 and good seccess has been achieved.

                                   ***always smile and be happy  ***                                                                                       



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۱۰ توسط:سنا موضوع:

جنين شناسي

http://www.indiana.edu/~anat550/embryo_main/index.html


Download File


دوست عزيزي تو نظرات اينارم نوشته بود

http://www.ehd.org/movies-index.php


http://www.med.uc.edu/embryology/contents.htm


متشكرم



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۲۲:۰۹ توسط:سنا موضوع: