سناطب سناطب .

سناطب

با من تماس بگير خدا . . .

هر روزشيطان لعنتي خط هاي ذهن مرااشغال مي كند

هي با شماره هاي غلط ، زنگ مي زند،‏ آن وقت من اشتباه مي كنم و او با اشتباه هاي دلم حال مي كند.

ديروز يك فرشته به من مي گفت :

تو گوشي دل خود را بد گذاشتي آن وقت ها كه خدا به تو مي زد زنگ آخر چرا جواب نداد ؟

يچرا بر نداشتي؟!

يادش به خير آن روزها مكالمه با خورشيد دفترچه هاي ذهن كوچك من را سرشار خاطره مي كرد

امروز پاره استآن سيم ها كه دلم راتا آسمان مخابره مي كرد.

خدايا با من تماس بگير ، خداياحتي هزار بار وقتي كه نيستم لطفا پيام خودت را روي پيام گير دلم بگذار




برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۷:۴۲ توسط:سنا موضوع:

wanted



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۷:۴۱ توسط:سنا موضوع:

فيزلوژي!!!

سلام...امرتون؟؟

فك كردين مسابقست؟!

نه  اين كه امتحان قبلي خيلي تحويل گرفتين !! :D 

تازشم به دليل كمبود بودجه از برگزاري مسابقات معذوريم!!

ولي هركس در راه خدا خواست جوابارو بنويسه ،ببينيم چه خبرا بوده....

اميدوارم همتون امتحانو خوب داده باشين



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۷:۴۰ توسط:سنا موضوع:

چيزي نگم بهتره...



كمي كادر ها را فراخ تر بگيريم;  انساني هست در حواليِ مان...






:(



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۷:۳۹ توسط:سنا موضوع:

پيوند چهره كامل يك زن + عكس

زني كه چهره اش را پس از حمله يك شامپانزه به كلي از دست داده بود، ۶ ماه پس از جراحي پيوند كامل صورت براي اولين بار تصاوير صورت جديدش را نمايان كرد.


چهره نش پيش از حمله شامپانزه


به گزارش مهر، زني كه پس از حمله اي وحشتناك از جانب يك شامپانزه كل صورت خود را از دست داده بود، نتايج شگفت انگيز جراحي كه بر روي صورتش انجام گرفته است را براي اولين بار به نمايش گذاشت. «چارلا نش» دو سال پيش پس از حمله اين شامپانزه با مرگ دست و پنجه نرم مي كرد.

نش كه تلاش داشت اين حيوان خانگي كه به رئيسش تعلق داشت را پس از گريختن از لانه اش دوباره بازگرداند، مورد هجوم شامپانزه قرار گرفت و اين ميمون ۱۴ ساله نر تمامي صورت و دستهاي او را از بين برد.

در حدود ۶ ماه پيش خانم نش تحت جراحي ۲۰ ساعته اي كه در حدود ۳۰ پزشك و پرستار و متخصص در آن حضور داشتند، قرار گرفت كه طي آن صورت و دستهايي جديد و چشمهايي مصنوعي به وي اهدا شد. با وجود اينكه عفونتهاي شديد منجر به از دست رفتن دستهاي او شد، اما نش اكنون مي تواند بوها را احساس كند و مي گويد صورت جديد زندگي را به او بازگردانده است. او مي گويد با چهره جديدش ديگر كسي از او نمي ترسد.

به گفته پزشكان صورت اهدا شده شباهتي به چهره فردي كه آن را اهدا كرده ندارد و صورت با استخوانهاي صورت خانم نش پيوند خورده و تغيير شكل خواهد داد. پزشكان با مقايسه پروتئينهاي موجود در پوست اهدا كننده و دريافت كننده توانستند صورت مناسب را براي نش بيابند، سپس كل صورت اهدا كننده را به همراه ماهيچه ها و اعصاب مرتبط با آن برداشته و پس از پاكسازي صورت نش از اندامهاي آسيب ديده آن را پيوند زدند.

در اين جراحي تمامي اعصاب، عروق و ماهيچه هاي صورت اهدا كننده با استفاده از سوزنهاي كوچك به صورت نش دوخته شدند. نش اكنون هيچ ذهنيتي از چهره خود ندارد و قادر نيست بخش مياني چهره، لب بالايي و دماغ خود را احساس كند زيرا اعصاب اين بخشها از چهره او به كلي از بين رفته اند.

روند بهبود خانم نش براي يك سال ديگر ادامه دارد و وي اميدوار است با پيوند دوباره دستهايش بتواند براي ادامه زندگي از يك سگ راهنما استفاده كند.


چهره نش مدتي پس از جراحي پيوند صورت


روند پيوند صورت اهدا كننده به صورت دريافت كننده


چهره كنوني خانم نش ۶ ماه پس از جراحي پيوند، او بينايي و دستهايش را از دست داده است




برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۷:۳۸ توسط:سنا موضوع:

هل من مبارز!!

خوب هركسي عنوانو ميديد..

عكس رو هم ميديد...

...چي فكر ميكرد؟!!!

نترسين بابا...قرار نيست جنگ راه بندازيم...

قرار يه مسابقه داشته باشيم...

مسابقه...


از تمام اقايييون دكتر  پزشكي كه در شنا مهارت دارن دعوت ميشه كه در مسابقه شنايي كه هفته بعد در استخر سينا برگزار ميشه شركت كنند

فعلا جزييات دقيق واطلاعات زيادي در دست نيست ولي ميدونم در 

استخر سينا هفته بعد روز پنجشنبه يا جمعه برگزار ميشه

به برندگان جواييز نقدي و جايزه هاي باحالي ميدن

گفتم از الان بگم برين تمرين كنين كه بعدا نگين نگفتي

اقاييوني كه علاقه مندند هفته بعد به اين پست يك سري بزنند

جزييات بيشترشو به زودي قرار ميدم

يا به اندازه آرزوهايت تلاش كن  يا  آرزوهايت را به اندازه تلاشت كن !!



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۷:۳۷ توسط:سنا موضوع:

تست هيجان انگيز !!

تست بسيار هيجان انگيز 



يك جراح استخوان مي گويد: به نظر من يك سري اعمال و حركات وجود دارد كه مغز انسان قادر به انجام نيست و يا اينكه براي آنها برنامه ريزي نشده است. 

تست زير اين نكته را ثابت‌مي‌كند 

تست زير نمونه‌ي از حركاتي است كه با انجام آن مغز درگير و گيج مي‌شود. حتي اگر بارها و بارها اين عمل را انجام دهيد، مغز با سردر گمي زياد همان نتيجه را نشان خواهد داد و‌ هيچ تغييري بوجود نخواهد آمد يعني شما نمي‌توانيد، با سعي و تمرين مداوم پاي تان را با هوش كنيد. چرا كه مغز شما از قبل برنامه ريزي شده است 



اين تست بسيار هيجان انگيز تنها چند ثانيه طول مي‌كشد. 

در حاليكه مقابل مانيتورتان نشستيد (هر جاي ديگر مانند؛ صندلي، مبل...) پاي راستتان را كمي بالا آوريد و در جهت عقربه‌هاي ساعت بچرخانيد 


در همين حال با دست راست شماره 6 را در هوا بنويسيد(عدد 6 را از بالايش شروع كنيد يعني حركتي در خلاف عقربه هاي ساعت) مسير چرخش پاي شما تغيير كرد نه؟!! يعني پاي شما خلاف عقربه‌هاي ساعت شروع به چرخيدن كرد
 



درسته؟ 
هنوز دانشمندان علتي براي اين عكس العمل مغزپيدا نكرده‌اند. در نتيجه هيچ‌كاري براي تغيير آن نمي‌توان انجام داد. جالب بود نه؟!!.... 
شما مي‌توانيد بارها و بارها اين آزمايش را انجام دهيد و بارها و بارها همان نتيجه را مشاهده كنيد


منبع:taksys



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۷:۳۶ توسط:سنا موضوع:

انشا تلخ

من به مدرسه ميرفتم تا در س بخوانم ...
تو به مدرسه ميرفتي به تو گفته بودند بايد دكتر شوي ...
او هم به مدرسه ميرفت اما نمي دانست چرا ؟!
من پول تو جيبي ام را هفتگي از پدرم ميگرفتم ...
تو پول تو جيبي نمي گرفتي هميشه پول در خانه ي شما دم دست بود ...
او هر روز بعد از مدزسه كنار خيابان آدامس ميفروخت !
معلم گفته بود انشا بنويسيد و موضوع اين بود : علم بهتر است يا ثروت ؟!
من نوشته بودم علم بهتر است 
مادرم مي گفت با علم مي توان به ثروت رسيد

تو نوشته بودي علم بهتر است 
شايد پدرت گفته بود تو از ثروت بي نيازي

او اما انشا ننوشته بود برگه ي او سفيد بود 
خودكارش روز قبل تمام شده بود ...
معلم آن روز او را تنبيه كرد 
بقيه بچه ها به او خنديدند 
آن روز او براي تمام نداشته هايش گريه كرد 
هيچ كس نفهميد كه او چقدر احساس حقارت كرد 
خوب معلم نمي دانست او پول خريد يك خودكار را نداشته 
شايد معلم هم نمي دانست ثروت وعلم 
گاهي به هم گره مي خورند 
گاهي نمي شود بي ثروت از علم چيزي نوشت ...
من در خانه اي بزرگ مي شدم كه بهار توي حياطش بوي پيچ امين الدوله مي آمد 
تو در خانه اي بزرگ مي شدي كه شب ها در آن بوي دسته گل هايي مي پيچيد كه پدرت براي مادرت مي خريد ...
او اما در خانه اي بزرگ مي شد كه در و ديوارش بوي سيگار و ترياكي را مي داد كه پدرش مي كشيد 
سال هاي آخر دبيرستان بود بايد آماده مي شديم براي ساختن آينده 
من بايد بيشتر درس مي خواندم دنبال كلاس هاي تقويتي بودم ... 
تو تحصيل در دانشگا هاي خارج از كشور برايت آينده ي بهتري را رقم مي زد ...
او اما نه انگيزه داشت نه پول درس را رها كرد دنبال كار مي گشت ...
روزنا مه چاپ شده بود هر كس دنبال چيزي در روزنامه مي گشت 
من رفتم روزنامه بخرم كه اسمم را در صفحه ي قبولي هاي كنكور جستجو كنم ...
تو رفتي روزنامه بخري تا دنبال آگهي اعزام دانشجو به خارج از كشور بگردي ...
او اما نامش در روزنامه بود روز قبل در يك نزاع خياباني كسي را كشته بود !!!
من آن روز خوشحال تر از آن بودم كه بخواهم به اين فكر كنم كه كسي ، كسي را كشته است 
تو آن روز هم مثل هميشه بعد از ديدن عكس هاي روزنامه آن را به به كناري انداختي 
او اما آنجا بود در بين صفحات روزنامه :
براي اولين بار بود در زندگي اش كه اين همه به او توجه شده بود !!!! چند سال گذشت وقت گرفتن نتايج بود 
من منتظر گرفتن مدارك دانشگاهي ام بودم 
تو مي خواستي با مدرك پزشكي ات برگردي همان آرزوي ديرينه ي پدرت 
او اما هر روز منتظر شنيدن صدور حكم اعدامش بود 
وقت قضاوت بود ، جامعه ي ما هميشه قضاوت مي كند 
من خوشحال بودم كه كه مرا تحسين مي كنند 
تو به خود مي باليدي كه جامعه ات به تو افتخار مي كند 
او شرمسار بود كه سرزنش و نفرينش مي كنند 
زندگي ادامه دارد ، هيچ وقت پايان نمي گيرد 
من موفقم : من ميگويم نتيجه ي تلاش خودم است!!! تو خيلي موفقي : تو ميگويي نتيجه ي پشت كار خودت است!!! او اما زير مشتي خاك است : مردم گفتند مقصر خودش است !!!! من , تو , او 
هيچگاه در كنار هم نبوديم 
هيچگاه يكديگر را نشناختيم 
اما من و تو اگر به جاي او بوديم آخر داستان چگونه بود...؟!!

منبع:goftamat



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۷:۳۵ توسط:سنا موضوع:

سلام....

شاعر زن ميگه :

به نام خدايي كه زن آفريد / حكيمانه امثال ِ من آفريد


خدايي كه اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفريد !


براي من انواع گيسو و موي / براي تو قدري چمن آفريد !


مرا شكل طاووس كرد و تورا / شبيه بز و كرگدن آفريد !


به نام خدايي كه اعجاز كرد / مرا مثل آهو ختن آفريد


تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفريد


ولي بعداً آمد و از روي لطف / مرا بي كس و بي وطن آفريد


خدايي كه زير سبيل شما / بلندگو به جاي دهن آفريد !


وزير و وكيل و رئيس ات نمود / مرا خانه داري خفن ! آفريد


براي تو يك عالمه كِيْسِ خوب / شراره، پري ، نسترن آفريد

براي من اما فقط يك نفر / براد پيت من را حَسَنْ آفريد !

برايم لباس عروسي كشيد / و عمري مرا در كفن آفريد

 

شاعر مرد در جواب ميگه :

به ‌نام خداوند مردآفرين / كه بر حسن صنعش هزار آفرين

خدايي كه از گِل مرا خلق كرد / چنين عاقل و بالغ و نازنين

خدايي كه مردي چو من آفريد / و شد نام وي احسن‌الخالقين

پس از آفرينش به من هديه داد / مكاني درون بهشت برين

خدايي كه از بس مرا خوب ساخت / ندارم نيازي به لاك، همچنين

رژ و ريمل و خط چشم و كرم / تو زيبايي‌ام را طبيعي ببين

دماغ و فك و گونه‌ام كار اوست / نه كار پزشك و پروتز، همين !

نداده مرا عشوه و مكر و ناز / نداده دم مشك من اشك و فين!

مرا ساده و بي‌ريا آفريد / جدا از حسادت و بي‌خشم و كين

زني از همين سادگي سود برد / به من گفت از آن سيب قرمز بچين

من ساده چيدم از آن تك‌ درخت / و دادم به او سيب چون انگبين

چو وارد نبودم به دوز و كلك / من افتادم از آسمان بر زمين

و البته در اين مرا پند بود / كه اي مرد پاكيزه و مه‌جبين

تو حرف زنان را از آن گوش گير / و بيرون بده حرفشان را از اين

كه زن از همان بدو پيدايش‌ات / نشسته مداوم تو را در كمين

.............................................

سهيل جون دستت درد نكنه.ممنون.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۷:۳۳ توسط:سنا موضوع:

خبر نسبتا خوب!

سلام

طبق صحبت هاي انجام گرفته با گروه فيزيو، همه ي فيزيولوژي هاي عملي هفته ي عاشورا تاسوعا تعطيل مي باشند.

در ضمن، جلسه ي فردا يادتون نره.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۱۷:۳۲ توسط:سنا موضوع: