سناطب سناطب .

سناطب

نگاهي به سريال‌هاي تلويزيون

تلويزيون بعد از نوروز وارد روزهاي روتين سريال‌هاي شبانه خود شد و از آن حال و هواي ويژه‌ها بيرون آمد. هرچند سال 97 بيشتر كنداكتور سيما به سريال‌هاي ملودرام و اجتماعي اختصاص پيدا كرد در شروع سال همه‌چيز با طنز شروع شد. به گونه‌اي كه طنز «نون.خ‌» شبكه يك جاي خودش را به «دنگ و فنگ روزگار» داد و يا سريال «شرايط خاص» جانشين «زوج يا فرد» طنز ديگر تلويزيون شد. امروز تلويزيون تنها با يك ملودرام به كار خودش ادامه مي‌دهد و آن فصل دوم «روزهاي بي‌‎قراري» شبكه دو سيماست. فصل اول اين مجموعه از شبكه يك سيما پخش شد و فصل دوم آن اين شب‌ها در كنداكتور شبكه دو قرار دارد. روايتگر زني است كه به دنبال هويت خودش ناچار مي‌شود به يك سفر طولاني برود و همين باعث مي‌شود تا او درگير ماجراهايي شود.

* «دنگ و فنگ روزگار» شبكه يك

همان روزهايي كه قرار بود شبكه يك «دنگ و فنگي...» داشته باشد مي‌گفتند قرار است يك سريال كمدي جاي «نون.خ» را بگيرد و جانشين خوبي خواهد بود. اما آن كمدي كه بتواند تماشاگر را درگير موقعيت‌ها و شخصيت‌ها كند از آب درنيامده است. جواد مزدآبادي در مقصد و هدف خودش هم ناموفق بوده و نتوانسته دوستي، نزديكي، محبت و عشق را به دور از كليشه‌ها و تكرارها فرياد بزند. شايد بيش از رسيدن به سوژه و مقصد داستاني سريال، بيشتر درگير كنايه‌ها و ديالوگ‌هاي كلامي بازيگران مي‌شود.

اينجا دوباره سايه حضور بازيگران و ديالوگ‌ها و طعنه‌ها سنگيني مي‌كند. دو بازيگري كه محمد نادري و سيروس گرجستاني محور اين بازي‌ها هستند؛ البته خودشانند و تفاوت كمتر به چشم مخاطب مي‌آيد. قبلاً هم درباره تكرار بازي‌ و شباهت نقش‌ها صحبت كرده‌ايم و بسياري بر اين باورند كه طنازان تكرار نمي‌شوند و اتفاقاً زماني كه خودشان هستند جذاب‌ترند. مثلاً مخاطب دوست دارد همان «هاشم» متهم گريخت را در سيروس گرجستاني ببيند البته كه اين بازيگر پيشكسوت همواره جنس خاص و متفاوتي از خودشان بروز داده كمتر در اين سريال به چشم آمد و البته در «اوس محمد» قدري تغيير در بازي گرجستاني ديده‌ مي‌شود.

بيشتر بخوانيد
  • «دنگ و فنگ روزگار» 17 فروردين روي آنتن مي‌رود + تيزر

  • عباس محبوب: «دنگ‌وفنگ روزگار» جانشين خوبي براي «نون.خ.» خواهد بود

نمايي از سريال «دنگ و فنگ روزگار» شبكه يك

محمد نادري پيش از اين يك نقشي همچون اردشير «دنگ و فنگ روزگار» براي سريال «شمعدوني» كار كرده بود و البته تفاوت در نوع كاراكتر وجود دارد؛ "اردشير"- از طبقه پايين و "هوشنگ مظاهري" از طبقه متوسط. اما در نوع اجراي نادري اين تفاوت به چشم نمي‌آيد. برخلاف گفته‌هاي خودش اصلاً سوار بر كاراكتر نبوده كه براي بيننده قابل لمس باشد. چرا كه بيننده بهتر مي‌داند ميان طبقه پايين و متوسط جامعه تفاوت وجود دارد و باعث مي‌شود در ديدگاه، افكار و... تأثير بگذارد. اتفاقي كه در ايفاي نقش او كمتر ديده مي‌شود؛ زيرا حداقل در زندگي مرسوم جامعه رفتار پدر طبقه متوسط و پايين جامعه با فرزندانش تفاوت دارد و اين پدر «شمعدوني» با پدر «دنگ و فنگ روزگار» نتوانسته ملموس تفاوت خودش را به رخ تماشاگر بكشاند.

البته كه عيار قدرت‌نمايي هنري سيروس گرجستاني چندين گام به بقيه بازيگران اين سريال مي‌چربد؛ چرا كه "آقاولي" سريال «دنگ و فنگ روزگار» بار عمده طنز و شيريني كار به عهده اوست و به پارتنر خود- محمد نادري- هم كمك مي‌كند ماجراي «دنگ و فنگ روزگار» را جذاب كند ولي از فقدان پردازش و غرق در كليشه‌ها و تكرار در پرداخت روايي رنج مي‌برد.

در كنار نادري و گرجستاني، بيژن بنفشه‌خواه، نيما شاهرخ‌شاهي، محمد فيلي، غلامرضا نيكخواه، امير غفارمنش، ساعد هدايتي، شيرين آقارضا كاشي، پانته‌آ مهدي‌نيا، سينا رازاني، زهرا داوود‌نژاد، مهري آل‌آقا، مريم شاه ولي، مينا نوروزي، ساقي زينتي، بيتا خردمند، عباس محبوب، طاهر علايي، فريده دريامج، ژيار محمدزاده، ساره صحرايي، ستاره صحرايي و ..... بازي مي‌كنند.

يكي از ويژگي‌هاي «دنگ و فنگ روزگار» تصويربرداري در 70 لوكيشن است و همين تعدد لوكيشن‌ها يكي از عوامل جذابيت سريال دنگ و فنگ روزگار است و گروه در قسمت‌هاي مختلف تهران، شهر ري، احمدآباد مستوفي و ... مشغول ضبط اين اثر هستند. البته تعدد لوكيشن‌ها كار توليد را با سختي‌هايي همراه مي‌كند و جزو مزيت‌هاي اين سريال محسوب مي‌شود و عوامل سريال تلاش كرده‌اند تا اين سختي را به جان بخرد يك مجموعه تلويزيوني روانه آنتن شود كه متمركز در آپارتمان و پايتخت نباشد. همان‌كاري را كه به خوبي سريال نوروزي شبكه يك «نون.خ» به خوبي انجام داد و آداب و رسوم و اقوام و نمايش جاذبه‌هاي استان كردستان را به تصوير كشيد.

بيشتر بخوانيد
  • بهمن هاشمي: بازيگر، مجري نمي‌شود چون نبايد به دوربين نگاه كند/ كارآفرينان و توليدكنندگان اسپانسرهاي تلويزيون بشوند

نمايي از سريال «دنگ و فنگ روزگار» شبكه يك

نكته مهم و قابل تقدير اين سريال هم به شوخي‌هايي برمي‌گردد كه مشمئزكننده و رايج طنزهاي امروز سينما و برخي اوقات تلويزيون نيست. اما نتوانسته مقاصد يك كمدي اجتماعي‌محور را هم به رخ مخاطب بكشاند. آن ظرافت‌ها و مهارت‌هايي كه براي طنزپردازي نيازمند يك مجموعه تلويزيوني است به منصه ظهور نرسيده و باز هم بايستي مخاطب به كل‌كل كردن‌ها و زيرآب زدن‌ها بخندد. موقعيت در اين طنز هم جايي نداشته و ندارد؛ چون فيلمساز و نويسنده آن هيچ‌گونه برنامه‌اي براي رسيدن به خنداندن با موقعيت‌پردازي نداشته‌اند.

كار پسنديده و شايسته سريال «دنگ و فنگ روزگار» روايت خانواده‌هايي است كه از شهرستان به تهران كوچ مي‌كنند و مسائل و مشكلات زندگي شهرنشيني علي الخصوص تهران را به خوبي نشان مي‌دهد. سوژه‌اي كه نياز داشتيم درباره آن يك كار نمايشي انجام شود تا آنقدر شاهد مهاجرت از شهرستان‌ به پايتخت نباشيم. البته براي اين نمايش، انتخاب بازيگران مناسب و لوكيشن‌هاي متعدد هم كمك شاياني كرده تا اين تنوع فضايي و گفتمان توأمان به چشم مخاطب بيايد. اما موقعيت‌هايي كه كارگردان در اختيار مخاطب قرار مي‌دهد خنده در آن محكوم است و در ديدن به لحظه، نام سريال كمدي به نظر نمي‌آيد و شايد بتوان در شخصيت‌پردازي به جاي پردازش روايي و ايجاد كمدي موقعيت به "جواد مزدآبادي" به عنوان كارگردان اين فيلم نمره متوسطي داد. چون توانسته يك رابطه‌اي ميان آدم ساده و بي‌آلايش داستان تا فردي كه نقش دو رو- بيژن بنفشه‌خواه- را برقرار سازد.  

«دنگ و فنگ روزگار» سريالي است كه سازندگان آن كوشيده‌اند يك طنز خانوادگي و اجتماعي بسازند اما تلاش آن‌ها عمدتاً در چارچوب كليشه‌ها و تكرارها مانده و نتوانسته از سطح متوسط فراتر برود. جاي پردازش مناسب شخصيت‌ها، موقعيت‌هاي دراماتيك و طنز در اين سريال تلويزيوني خاليست و به جز وقت گذراني براي عده‌اي كه پاي تلويزيون نشسته‌اند ثمري ندارد.

نمايي از سريال «روزهاي بي‌قراري2»

* «روزهاي بي‌قراري» شبكه دو

بخش عمده‌اي از ماجراهاي فصل دوم سريال «روزهاي بي‌قراري» در شهر تبريز و بخش‌هايي از آن در شهر مشهد ضبط شده است. اين مجموعه در ادامه روزهاي بي‌قراري كه فصل اول آن پيش از اين كه از شبكه يك سيما پخش شود، ساخته شد سارا كه از همسر سابقش جدا شده در پي هويت خود ناچار به سفري طولاني مي شود و يك فرش نفيس مربوط به دوره مشروطه تنها سندي است كه او را به مقصود برساند و... بازيگراني مانند سارا صوفياني، مجيد واشقاني، فخرالدين صديق شريف، مهتاج نجومي، كاظم هژير آزاد، صفا آقاجاني با حضور افسانه بايگان و حميدرضا آذرنگ و تعدادي از بازيگران برجسته و پيشكسوت تبريز و مشهد در اين سريال به ايفاي نقش مي‌پردازند.

بيشتر بخوانيد
  • «روزهاي بي‌قراري2» هفدهم فروردين‌ روي آنتن شبكه دو + عكس

  • ماجراهاي تبريز به روايت «روزهاي بي‌قراري2»+عكس

«روزهاي بي‌قراري» در گام دوم نشان داد اگر دوباره ساخته نمي‌شد هم اتفاقي نمي‌افتد. يعني در واقع اثر كاظم معصومي مجموعه‌اي است كه با آب‌بستن به ماجراهاي بي‌ربط شخصيت اصلي داستان نا به سامان اين سريال متصل شده و تمام سعي و تلاش خود را به كار بسته تا يك ملودرام اجتماعي و خانوادگي بسازد. اما به جز ارائه يك مجموعه ضعيف و شبه هندي حرفي براي گفتن ندارد. شايد با ديدن اين سريال با خود بگوييم چرا سريال‌هايي مثل «روزهاي بي‌قراري» بايستي ساخته شوند يا چرا بايد دومي در كار باشد؟

بازيگران اين سريال كه انتظار مي‌رفت از عيار هنري‌شان مثل افسانه بايگان و حميدرضا آذرنگ بهره ببرد يا نتوانسته و يا اينكه آنقدر روايت ضعيف بوده آن‌ها هم در اين ظرف و مجال به چشم نيامدند. زيرا  براي مخاطب هيچ‌چيزي در عالم ملودرام كه بايستي جنبه‌هاي معمايي و ماجراجويي هم داشته باشد، جذاب نبوده و يك سريال حوصله‌بر را شاهد هستند كه اگر سريال يا برنامه ديگري روي آنتن باشد حتماً شبكه را تغيير مي‌دهند و بيننده آن برنامه يا سريال مي‌شوند. يا در برخي اوقات ديده شده كه ترجيح مي‌دهند تلويزيون را خاموش كنند. چون آدم‌هاي «روزهاي بي‌قراري» غيرواقعي‌اند. سريال پيش از اين به گونه‌اي حساس و جالب توجه بود كه بيننده منتظرش مي‌ماند تا به ساعت پخش برسد و بداند ماجرا به كجا مي‌رسد؟ اما فكر نمي‌كنم كسي اين سريال را نديده باشد هم چيزي را از دست بدهد.

در جريان تماشاي «روزهاي بي‌قراري2» به اين نتيجه رسيدم كه شايد فيلمسازان و حتي مديران بالادستي حوزه سريال‌سازي در تلويزيون نمي‌دانند چه نوع سريال‌ها و سوژه‌هايي بايد ساخته شوند و چطوري بايد اين كار را انجام داد. واقعاً سريال ساختن يك تعريف و مهارتي را مي‌طلبد كه اين روزها كمتر روي آنتن شاهد هستيم. حتي معاون سيما هم يك نقدي به حوزه سريال‌سازي خصوصاً در پايان‌بندي و ايجاد گره‌هاي داستاني مخاطب با آن مواجه مي‌شود. برخي از سريال‌ها هم كه هيچ گره و معمايي ندارد و يا اصلاً مخاطب را با يك روايت ناشيانه تنها مي‌گذارند.  اينجا احساس مي‌شود بر توليدات استاني آن طور كه بايد و شايد نظارت نمي‌شود؛ البته كه باعث خرسندي است توليدات استان‌ها بر دريچه آنتن سراسري رسانه‌ملي قرار بگيرند ولي اين اولويت‌بندي‌ها فراموش نشود.

نمايي از سريال «روزهاي بي‌قراري»- سارا صوفياني و حميدرضا آذرنگ

«روزهاي بي‌قراري» مي‌تواند در كلاس درس كارگرداناني شركت كند كه حرف‌هاي خوبي درباره خانواده قبلاً روي آنتن رسانه‌ملي زده‌اند مثل «خانه سبز» بيژن بيرنگ يا «همسايه‌ها» محمدحسين لطيفي و حتي «بر سر دو راهي» بهرنگ توفيقي كه نوروز در همين شبكه دو روي آنتن رفت. سريال خانوادگي بايد حرف حساب و جدي با درون‌مايه شرايط روز جامعه بزند كه هيچ ظاهري هم در زرق‌وبرق‌هاي اين سريال از مفهوم خانواده وجود ندارد. البته شايد پيدا و پنهان‌هاي خانوادگي جزئي داشته باشد اما دريغ از القاي مفهوم كلان و جامعي از خانواده. ولي كماكان با اغراق و كشش بدون حد و حرث، روايت جلو مي‌رود. شايد هم سر از فصل سومي هم دربياورد مثل ديگر سريال‌هايي مثل «بچه‌مهندس» يا «ستايش» كه معلوم نيست چرا و با چه جهتي ادامه پيدا مي‌كنند. صرفاً براي پُركردن آنتن يا تبديل شدن به يك برند! حالا چون يك سريالي مثل «پايتخت» جلو رفت و به فصل جديد هم رسيد كه خيلي خواهان ساختن آن هستند بايد هر سريالي را ادامه داد؟ اين سوالي است كه از كارگردانان و تهيه‌كنندگان اين سريال‌ها بارها پرسيده‌ايم و جواب فني و تخصصي نشنيده‌ايم.

البته اگر به نمونه‌هاي كره‌اي‌ آن توجه كنيم فصل‌‌ها و قسمت‌ها ادامه پيدا مي‌كنند ولي تماشاچي را درگير مي‌كنند. عمدتاً كيفيت لازم را ندارند ولي مفهوم عشق و عاشقي و ملودرام را به خوبي روي آنتن مي‌برند. بيننده را حريص مي‌كنند كه حتماً اين اثر را دنبال كنند ولي توليدات ما بيشتر حرص درمي‌آورند تا بيننده را حريص كنند!

نمايي از سريال «شرايط خاص»- كامبيز ديرباز و سيروس گرجستاني

* «شرايط خاص» شبكه سه

اين روزها سريال هاي متوسط و زير متوسط از شبكه‌هاي مختلف در حال پخش است. شرايط خاص يك مجموعه ضعيف بدون كيفيت است كه صرفاً از طريق بازي با مضامين اجتماعي و باورهاي اعتقادي و ديني مي‌خواهد تماشاگر را سرگرم كند اما چون از نظر ساختار هنري و داستان‌هاي پراكنده و تكراري قابليت و توانايي جذب مخاطب را ندارد ناموفق است. «شرايط خاص» نام سريال كمدي است كه مدت‌ها قبل بايستي روي آنتن مي‌رفت ولي شلوغي كنداكتور اجازه اين عرض‌اندام را نداد. مجموعه‌اي پربازيگر و پرلوكيشن است كه در بيش از 100 لوكيشن اصلي و فرعي در تهران و حومه جلوي دوربين رفته است. كامبيز ديرباز، بهرام افشاري، پروانه معصومي، نادر سليماني، سيروس گرجستاني، كاظم سياحي، مريم سعادت، شهره سلطاني، سوگل قلاتيان، معصومه رحماني، صحرا اسدالهي، مصطفي ساساني، وحيد آقاپور و اسدالله يكتا جزو بازيگران اين سريال هستند.

يكي از نقاط ضعف اين سريال تلويزيوني به ريتم داستان برمي‌گردد؛ «شرايط خاص» يك مقداري ريتم روايت را رعايت  نمي‌كند. خيلي ماجراها بدون هدف و صرفاً به دليل طولاني كردن قسمت‌ها و زمان‌بندي اعلام شده سيما ادامه پيدا مي‌كند. اما به مراتب در قواره يك سريال كمدي موقعيت جلوتر از «دنگ و فنگ روزگار» است. در بحث داستان‌پردازي هم به روال گذشتگان دور عمل كرده و جا به جايي آدم‌ها را به نمايش مي‌گذارد. چرا كه آصف سريال- كامبيز ديرباز- در نقش پسر شهيد مرضيه رضاپور- پروانه معصومي- كه كارخانه‌دار هم است قرار مي‌گيرد كه اصلاً در حد و قواره نقش يك شهيد هم بازي نمي‌كند. البته موقعيت‌هاي طنز فراهم مي‌كند؛ چون پيش از اين يك تجربه‌اي در ايفاي نقش «مجيد سوزوكي» اخراجي‌هاي يك را در كارنامه خودش دارد.

نمايي از سريال «شرايط خاص»- مريم سعادت و پروانه معصومي

قبلاً در زمان‌هاي دور روايت‌هايي نوشته مي‌شد كه شخصي به جاي يك كاراكتر ديگري ايفاي نقش كند در اين سريال هم اين اتفاق تكرار شد كه نقش پسر شهيد مادر داستان «شرايط خاص» را ايفا كند. شايد نويسنده داستان فكر كرده كه در اين مجال بايستي يك اثر ديگري با اين چنين سوژه و پرداختي روي آنتن برود. البته بيراه هم نرفته و نسبت به ديگر سريال‌ها مخاطب بيشتري دارد؛ چون مي‌خواهند بدانند پايان اين رفت و آمدها و ايفاي نقش در جايگاه پسر شهيد توسط آصف- كامبيز ديرباز- به كجا خواهد رسيد؟ به عبارت ديگر كي اين دروغ افشا خواهد شد. براي مخاطب سوالاتي پيش مي‌آيد كه بالاخره رابطه آصف و مرضيه رضاپور(ديرباز و معصومي) به چه جايي مي‌رسند و تا كجا پيش مي‌روند. اين نوع پرداخت و سوژه‌نگاري از كجا ريشه مي‌گيرد و براي چه دوباره طرح مي‌شود شايد جزو سوالاتي باشد كه نويسنده و كارگردان اين سريال بايد به آن پاسخ بدهند؟ ولي هرچه هست كمدي بي‌ثمري است؛ چون درگيري محتوايي ندارد و صرفاً به دنبال آن مي‌روند تا ببينند اين رابطه دروغكي چه زماني افشا مي‌شود.

بيشتر بخوانيد
  • پروانه معصومي مادر شهيد «شرايط خاص»

  • تلويزيون از 24 فروردين وارد «شرايط خاص» مي‌شود + تيزر و عكس

البته اشتباه وحيد اميرخاني كارگردان جايي خيلي به چشم مي‌خورد در سكانس استوديوي برنامه عكسي از ديرباز در فيلم «اخراجي‌هاي 1» نصب كرده است. شباهت مفهومي قصه «شرايط خاص» با «اخراجي‌هاي 1» اين تمهيد را از يك اتفاق فان دور مي‌كند و مخاطب تيزهوش مي‌تواند فرجام شخصيت "آصف" را حدس بزند. و البته يك نگاه فضاي مجازي هم در اين قسمت دست به دست شد؛ جايي كه كامبيز ديرباز در نقش «آصف» مقابل دوربين‌هاي تلويزيوني مي‌گويد: «سلام به شما ياران قديمي، منم در واقع همان يار صميمي». و البته در فضاي مجازي اين شعر را به آن خواننده خانم قديمي خارج از ايران ربط دادند. اين هم شايد يكي از اصلي‌ترين حاشيه‌هاي اين فيلم به شمار مي‌رود.

«شرايط خاص» در عنصر شخصيت‌پردازي گام‌هاي خوبي برداشته ولي در عين حال بايستي تا پايان داستان منتظر ماند و اتفاقات ديگر را هم ديد.  بزرگترين كاري كه تلويزيون مي‌تواند انجام دهد ايجاد فضايي سرگرم‌كننده براي مخاطب است. چون سرگرمي فرهنگسازترين اتفاق در زندگي افراد به خصوص در جامعه ماست؛ جامعه‌اي كه سرگرمي نداشته باشد دچار بحران رواني و افسردگي مي‌شود.

نمايي از سريال «از يادها رفته» شبكه يك

 

 


برچسب: شرايط خاص.دنگ و فنگ.روزهاي بي‌قراري۲،
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ساعت: ۰۲:۰۶:۳۹ توسط:سنا موضوع:

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :